English Version
This Site Is Available In English

چراغی که هیچ وقت خاموش نمی شود

چراغی که هیچ وقت خاموش نمی شود

به نام قدرت مطلق الله

بعضی رفتن‌ها را نمی‌شود با واژه تسلیت تمام کرد؛ چون بعضی انسان‌ها فقط بخشی از زندگی ما نیستند که با رفتنشان جای خالی باقی بماند؛ آن‌ها مسیر زندگی ما را تغییر داده‌اند، برای منِ مسافر، مهندس دژاکام چنین انسانی بود.

مهندس عزیز؛
شاید بسیاری از ما هیچ‌گاه نتوانستیم آن‌گونه که باید بگوییم حضور شما چه معنایی در زندگی‌مان داشت. شاید حتی خودمان هم نمی‌دانستیم تا روزی که مجبور شدیم با نبودنتان روبه‌رو شویم.

ما زمانی به کنگره آمدیم که بعضی از ما حتی خودمان را هم باور نداشتیم.  خسته از جنگی طولانی، گرفتار تاریکی‌هایی که گمان می‌کردیم پایانی ندارند.  اما شما سال‌ها پیش، زمانی که شاید هنوز بسیاری باور نداشتند، باور کرده بودید که انسانی که در عمیق‌ترین تاریکی‌ها گرفتار شده است، می‌تواند دوباره برخیزد، دوباره خودش را پیدا کند و به روشنایی برسد.

شما فقط راه درمان را نشان ندادید؛ به ما آموختید که برای ساختن یک انسان، تنها جسم او کافی نیست. باید اندیشه‌اش ساخته شود، نگاهش تغییر کند و خودش مسئول حرکت خویش باشد. آموختیم هیچ تاریکی ابدی نیست، اگر انسان حرکت کند.

امروز رفتن شما برای خانواده بزرگ کنگره ۶۰ سنگین است؛ اما وقتی به این سال‌ها نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم بزرگ‌ترین اثر زندگی شما نه در ساختمان‌های کنگره است، نه در کتاب‌ها و نه حتی در تعداد شعب؛ بزرگ‌ترین اثر شما در انسان‌هایی است که دوباره به زندگی برگشتند.

در پدری که دوباره به خانه برگشت، در مادری که دوباره آرامش را تجربه کرد، در فرزندی که دوباره پدرش را در آغوش گرفت و در مسافری که روزی خودش را تمام‌شده می‌دانست، اما امروز ایستاده است، زندگی می‌کند و دست انسان دیگری را می‌گیرد.

شاید معنای واقعی ماندگاری همین باشد، انسان روزی این جهان را ترک می‌کند؛ اما اگر در زمان حیاتش چراغی در وجود انسانی دیگر روشن کرده باشد، بخشی از وجود او در روشنایی آن چراغ ادامه پیدا خواهد کرد.

مهندس عزیز؛
شما یک چراغ روشن نکردید؛ هزاران چراغ روشن کردید و شاید امروز وظیفه ما این باشد که به جای آنکه تنها برای خاموش شدن یک چراغ اشک بریزیم، نگذاریم، چراغ‌هایی که به دست شما روشن شده‌اند، خاموش شوند.

برای من سخت است بگویم خداحافظ؛ زیرا چگونه می‌توان با معلمی خداحافظی کرد که کلماتش هنوز در گوش شاگردانش شنیده می‌شود؟ چگونه می‌توان گفت کسی رفته است، وقتی اندیشه‌اش در رفتار و زندگی هزاران انسان جریان دارد؟ جسم می‌رود؛ اما اندیشه‌ای که تبدیل به عمل شده باشد، می‌ماند، امروز شاید صندلی بنیان خالی باشد، اما راه خالی نیست.

راهی که آغاز کردید ادامه دارد؛ در قدم‌های هر مسافری که برای رهایی حرکت می‌کند، در خدمت هر راهنمایی که بی‌منت دست دیگری را می‌گیرد و در قلب هر همسفری که دوباره به آمدن روزهای روشن امیدوار شده است.

مهندس عزیز؛
اگر روزی به ما آموختید که برای رسیدن از تاریکی به روشنایی باید حرکت کرد، امروز نوبت ماست که با وجود سنگینی این اندوه، حرکت را متوقف نکنیم، شاید بهترین ادای احترام به شما همین باشد، ادامه دادن راهی که برای آن یک عمر ایستادید.

درگذشت بنیان کنگره ۶۰، جناب مهندس حسین دژاکام را به خانواده محترم دژاکام و تمامی اعضای خانواده بزرگ کنگره ۶۰ تسلیت عرض می‌کنیم. برای مردی که به بسیاری از ما آموخت پایان یک تاریکی، می‌تواند آغاز یک زندگی تازه باشد، نمی‌گویم خداحافظ می‌گویم، آرام بگیرید استاد؛ چراغی که روشن کردید، هنوز روشن است.

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...