English Version
This Site Is Available In English

دستاوردهای مهندس دژاکام؛ چراغ راه ادامه مسیر کنگره ۶۰

دستاوردهای مهندس دژاکام؛ چراغ راه ادامه مسیر کنگره ۶۰

سومین جلسه از دور هشتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی امیر اراک با استادی راهنمای محترم مسافر رضا ، نگهبانی مسافر رضا و دبیری مسافر محسن با دستور جلسه :《کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس》روز یکشنبه ۱۴۰۵/۷/۱۹ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود. 

خلاصه سخنان استاد: 

سلام دوستان، رضا هستم، یک مسافر.

خداوند را شاکرم که فرصت نفس کشیدن و حضور در کنگره را به من عطا کرده است. از جناب آقای مهندس، خانواده محترم ایشان، کلیه دیده‌بانان و راهنمای گران‌قدرم، آقا بهنام، بسیار سپاسگزارم؛ چراکه هر آنچه دارم و تمام زندگی‌ام را مدیون این عزیزان هستم.

اما در مورد دستور جلسه امروز، ابتدا می‌خواهم به موضوعی اشاره کنم. در حال حاضر هنوز اتفاقی نیفتاده است؛ بااین‌حال، در فضای مجازی و شاید حتی در همین لحظه در بعضی از شعب، فضایی ایجاد شده که به نظر من، نباید به این شکل باشد.

سه فایل صوتی و تصویری از آقای امین، جانشین بنیان کنگره، منتشر شده است. اگر این فایل‌ها را گوش کنیم، متوجه می‌شویم که آخرین فایل ایشان سرشار از امید و انرژی است. ایشان با پیراهن سفید و روحیه‌ای قوی ظاهر شده‌اند. همچنین دو یا سه فایل صوتی از سرکار خانم شانی منتشر شده که آن‌ها نیز بسیار امیدوارکننده هستند و توصیه‌هایی در آن‌ها مطرح شده که لازم است به آن‌ها توجه کنیم.

ما باید ثابت کنیم که یک عضو کنگره، هنگام مواجهه با مسائل مختلف، باید با فردی که خارج از کنگره است تفاوت داشته باشد.

ابتدا می‌خواهم بگویم که من به بازگشت آقای مهندس باور دارم و امیدوارم در همین دو یا سه روز آینده، خبرهای خوبی به ما برسد.

اگر قرار بود اتفاقی افتاده باشد، به نظر من، باید از همان روز اول موضوع را اعلام می‌کردند و تکلیف آن مشخص می‌شد. وقتی گفته می‌شود ایشان را تحت نظر نگه داشته‌اند، یعنی هنوز وضعیت نیازمند بررسی است و نباید پیش از روشن شدن شرایط، نتیجه‌گیری قطعی کنیم.

من و شما که اعضای کنگره هستیم، وادی دوم را کار کرده‌ایم، درباره امید آموزش دیده‌ایم و وادی پنجم را نیز پشت سر گذاشته‌ایم. ما مفهوم توکل را آموخته‌ایم. آقای مهندس در یکی از سی‌دی‌هایشان نقل می‌کردند که شخصی به مدت سی سال درباره توکل آموزش می‌داد؛ اما زمانی که فرزند خودش دچار مشکل شد، سکته کرد و از دنیا رفت.

پس اگر قرار باشد من زانوی غم بغل بگیرم، زارزار گریه کنم یا در صفحات مجازی مطالبی منتشر کنم که فضای ناامیدی را گسترش می‌دهند، باید از خودم بپرسم که هدفم از این کار چیست و چه نتیجه‌ای به دنبال دارد.

از بعضی از صفحاتی که چنین مطالبی منتشر می‌کنند، بسیار تعجب می‌کنم. به قول یکی از عزیزان که دیروز تلفنی با او صحبت کردم، می‌گفت: «من حتی یک نفر از کسانی را که این‌گونه در صفحات مجازی رفتار می‌کنند، در تهران ندیده‌ام؛ نه در ساختمان سیمرغ و نه در روز بنیان. اما حالا شروع کرده‌اند به انتشار آگهی فوت.»

واقعاً نمی‌دانم هدف از این کار چیست. ما چه آموزشی گرفته‌ایم؟ ایشان در قید حیات هستند و آخرین فایل تصویری آقای امین را نیز احتمالاً دیده‌اید. چقدر امید و انرژی در صحبت‌های ایشان وجود دارد!

آقای امین اشاره کردند که هیچ‌گونه علائمی مبنی بر قطع حیات وجود ندارد و به همین دلیل، قرار است ایشان را برای یکی دو روز تحت نظر نگه دارند. من امیدوارم که در همین یکی دو روز آینده، خبرهای خوبی به ما برسد.

چرا باید انرژی منفی منتشر کنیم؟ مگر خداوند در کلام‌الله نمی‌فرماید که سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه خودشان تغییر کنند؟

وقتی من و شما، از خانواده سیصد تا چهارصد هزار نفری کنگره، می‌بینیم که بسیاری از اعضا در فضای غم و اندوه قرار گرفته‌اند و حتی آگهی‌هایی منتشر می‌کنند که گویی همه‌چیز تمام شده است، باید از خودمان بپرسیم: پس جایگاه امید در وجود ما کجاست؟

ما باید با امید و توکل از خداوند بخواهیم که ایشان سلامتی خود را بازیابند. مهم این است که در کنار دعا و توکل، از نتیجه‌گیری زودهنگام نیز پرهیز کنیم.

در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» نیز آقای مهندس درباره قابلیت بازگشت انسان‌ها صحبت کرده‌اند. من خودم در فامیل شخصی را داشتم که یک ماه در کما بود و دوباره به زندگی بازگشت. پس چرا باید از همان ابتدا بگویم همه‌چیز تمام شده است و تسلیم شوم؟

مگر من و شما آموزش ندیده‌ایم؟ مگر به جهان‌های دیگر و عالم غیب اعتقاد نداریم؟ مگر آقای مهندس درباره این مسائل صحبت نکرده‌اند؟ پس این همه آموزش برای چیست؟ ما درباره ادامه حیات پس از این دنیا صحبت می‌کنیم؛ بنابراین چرا باید از همان ابتدا همه‌چیز را تمام‌شده بدانیم؟

این موضوع را در ابتدای صحبت‌هایم مطرح کردم تا بتوانم امید را به شما منتقل کنم. من امیدوارم که در همین دو یا سه روز آینده، خبر خوب و مسرت‌بخشی به همه ما برسد و خوشحال شویم.

اما در مورد دستور جلسه این هفته، یعنی دستاوردهای آقای مهندس و کشف متد DST، باید ببینیم چرا چنین موضوعی در دستور جلسات کنگره قرار گرفته است.

هدف این است که من با جایگاه و دستاوردهای آقای مهندس آشنا شوم، راه ایشان را ادامه دهم، روششان را به‌درستی اجرا کنم و برای گسترش آن تلاش کنم؛ نه اینکه برخلاف آموزش‌ها عمل کنم و به ساختار کنگره آسیب بزنم.

استاد امین تأکید کرده‌اند که بدون فکر و برنامه به تهران نرویم. بااین‌حال، به نظر می‌رسد دو تا سه هزار نفر از نقاط مختلف کشور راهی تهران شده‌اند. در چنین شرایطی باید از خودمان بپرسیم که هدف از این کار چیست و چه کسی از آن سود می‌برد؟

مگر ما جانشین بنیان را قبول نداریم؟ پس چرا در مناسبت‌هایی مانند روز بنیان و روز نویسنده، چنین حضوری از سوی همه افراد مشاهده نمی‌شود، اما حالا عده‌ای تصمیم می‌گیرند به تهران بروند؟

این اقدام چه نتیجه‌ای برای کنگره دارد؟ آیا ممکن نیست به‌جای کمک به مجموعه، باعث ایجاد حاشیه و تخریب شود؟

خدای‌ناکرده ممکن است مأمور یا مسئولی برای حفظ آرامش، سخنی بگوید یا فردی در شرایط عصبانیت حرفی بر زبان بیاورد. بعد ممکن است همان حرف‌ها به شکل دیگری تفسیر شوند و بهانه‌ای برای قضاوت درباره اعضای کنگره به وجود بیاید.

وقتی آقای مهندس یا مسئولان کنگره توصیه می‌کنند که به تهران نرویم، باید به این توصیه توجه کنیم. در همین شعبه، ایجنت مسئولیت دارد و تصمیم‌گیری به ایشان سپرده شده است. من باید به جایگاه یه مسئول احترام بگذارم و در چارچوب تصمیم‌های مجموعه عمل کنم.

استاد امین چندین بار تأکید کرده‌اند که احساسات ما باید در خدمت منافع کنگره باشد، نه اینکه منافع کنگره را تحت‌تأثیر احساسات خود قرار دهیم. ما باید منافع مجموعه را در نظر بگیریم.

در حال حاضر، کنگره باید با آرامش کامل به مسیر خود ادامه دهد. لازم است از هرگونه هیجان‌زدگی، ایجاد فضای غم و ناراحتی و تحت‌تأثیر قرار دادن جلسات با گریه و اندوه دوری کنیم؛ زیرا چنین رفتارهایی ممکن است به ساختار کنگره آسیب بزند.

من نباید فقط به خودم فکر کنم؛ به اینکه ده سال از رهایی‌ام گذشته و اگر گریه کنم، شاید اتفاقی برایم نیفتد. باید یک سفر اولی را در نظر بگیرم که به‌تازگی وارد کنگره شده و برای بهبود حال خود به اینجا آمده است. اگر ببیند همه اطرافیانش گریه می‌کنند و در فضای ناراحتی قرار دارند، چه تأثیری بر او خواهد گذاشت؟

هنوز اتفاقی نیفتاده است، اما ما از قبل به استقبال ناراحتی و ناامیدی می‌رویم. این رفتار با آموزش‌هایی که در کنگره دریافت کرده‌ایم، همخوانی ندارد.

تمام تلاش من و استادان و راهنمایانم این بوده است که ساختار کنگره حفظ شود و سفر اولی‌ها در آرامش مسیر درمان خود را طی کنند. خواهش من از همه عزیزان این است که با امید و توکل به این موضوع نگاه کنند.

خداوند در زندگی ما اتفاقاتی را رقم زده است که می‌توانند نشانه‌هایی از امید باشند و شاید بسیاری از ما چنین تجربه‌هایی داشته باشیم. من خودم این موضوع را درباره همسفرم تجربه کرده‌ام. همسفرم به دستگاه احیای قلبی‌ریوی یا CPR متصل شد و به اتاق منتقل شد، اما دوباره به زندگی بازگشت. این تجربه یکی از اتفاقات مهم زندگی من است که باعث شده با امید بیشتری به چنین مسائل و شرایطی نگاه کنم.

اما در ادامه، می‌خواهم درباره دستاوردهای آقای مهندس صحبت کنم.

مگر آقای مهندس دستاوردهای کمی داشته‌اند؟ بیایید به کشف متد DST نگاه کنیم و ببینیم این روش چه دستاورد مهمی در زمینه درمان اعتیاد بوده است.

از زمان پیدایش انسان، سال‌های بسیاری گذشته و افراد زیادی برای درمان اعتیاد تلاش کرده‌اند. قطع مصرف مواد بارها اتفاق افتاده است؛ اما در بسیاری از موارد، افراد دوباره به مصرف بازگشته‌اند.

متد DST یکی از دستاوردهای مهم کنگره ۶۰ در زمینه درمان اعتیاد است. افراد بسیاری در کنگره با استفاده از این روش به درمان رسیده‌اند و نتایج این روش نیز مورد بررسی قرار گرفته است.

خود من هم یکی از افرادی بودم که در این بررسی‌ها شرکت کردم. شاید بعضی از عزیزانی که در این جمع حضور دارند، به خاطر داشته باشند که یک روز با ما تماس گرفتند و گفتند به شعبه بیاییم، بدون اینکه از موضوع اطلاع داشته باشیم. وقتی به شعبه رفتیم، به هرکدام از ما یک لیوان دادند تا نمونه‌ای ارائه کنیم. بعد متوجه شدیم که قرار است از ما آزمایش بگیرند.

این بررسی‌ها بیش از سه سال ادامه داشت و از اعضا نمونه‌گیری شد و نتایج را ارزیابی کردند. طبق آماری که من به خاطر دارم، حدود هشتادوهفت درصد از اعضای کنگره پس از سه سال همچنان در مسیر درمان خود پایدار بودند؛ درحالی‌که در بعضی انجمن‌های مشابه، نتایج متفاوت بود و درصد زیادی از افراد پس از سه سال دوباره به مصرف مواد بازگشته بودند.

آیا چنین دستاوردی را می‌توان نادیده گرفت؟ این یکی از دستاوردهای آقای مهندس است.

از همین روش برای درمان سیگار نیز استفاده شد. اگر وضعیت درمان سیگار را در خارج از کنگره بررسی کنیم، می‌بینیم که افراد زیادی مصرف سیگار را قطع می‌کنند، اما ممکن است با مشکلات مختلفی مواجه شوند و حال عمومی مناسبی نداشته باشند. بعضی افراد حتی در صحبت کردن یا انجام فعالیت‌های روزمره با دشواری روبه‌رو می‌شوند.

اما در کنگره، با استفاده از متد DST، داروی مناسب و آدامس نیکوتین، افراد بسیاری در مسیر درمان سیگار قرار گرفته‌اند و به نتایج مطلوبی رسیده‌اند.

این نیز یکی دیگر از دستاوردهای مهم کنگره است.

در زمینه اضافه‌وزن نیز تلاش‌های مشابهی انجام شده است. بیرون از کنگره، روش‌های مختلفی برای کاهش وزن وجود دارد؛ از تزریق دارو گرفته تا جراحی معده و روده. این روش‌ها بسته به شرایط افراد ممکن است با عوارض و مشکلاتی همراه باشند.

در مقابل، آقای مهندس با استفاده از متد DST و راه‌اندازی لژیون جونز، به افراد کمک کرده‌اند تا به‌تدریج وزن خود را کاهش دهند و به تعادل برسند.

این‌ها همه دستاوردهایی هستند که نباید به‌سادگی از کنارشان عبور کنیم. گاهی چون خودمان در کنگره حضور داریم، تصور می‌کنیم این مسائل عادی هستند؛ اما وقتی از بیرون به آن‌ها نگاه کنیم، متوجه اهمیت تلاش‌ها و دستاوردهای این مجموعه می‌شویم.

مقالات آقای مهندس نیز در جوامع علمی و دانشگاه‌های مختلف، از جمله دانشگاه بریستول، دانشگاه هاروارد، دانشگاه‌های سئول در کره جنوبی و مراکز دانشگاهی اسپانیا، مورد توجه قرار گرفته‌اند و برخی از آثار ایشان در مجلات علمی منتشر شده‌اند.

انتشار مقاله علمی فرایند ساده‌ای نیست. مقالات باید مراحل مختلف بررسی و ارزیابی را پشت سر بگذارند تا در صورت تأیید، امکان انتشار پیدا کنند.

در مورد کووید ۱۹ نیز آقای مهندس مقاله‌ای درباره استفاده از متد DST ارائه کردند که در اسپانیا نیز پذیرفته شده است.

در آن زمان، چه کسانی به این روش اعتقاد داشتند؟ بسیاری می‌پرسیدند که چگونه ممکن است از متد DST یا روش‌های مورد استفاده در کنگره برای مواجهه با کووید ۱۹ استفاده کرد.

من به خاطر دارم که در آن زمان، حدود هشتاد هزار نفر در کنگره حضور داشتند. افراد در جلسات کنار یکدیگر می‌نشستند، بدون ماسک شرکت می‌کردند و در پایان جلسه دست یکدیگر را می‌گرفتند و همدیگر را در آغوش می‌کشیدند.

طبق خاطرات من، افراد زیادی در آن دوران به کرونا مبتلا شدند؛ اما آنچه را که من انتظار می‌رفت برای جمعیت کنگره اتفاق بیفتد، به آن شکل مشاهده نکردم. این هم یکی از تجربه‌هایی است که از آن دوران در ذهن من باقی مانده است.

در زمینه بیماری ام‌اس نیز آقای مهندس مقاله‌ای ارائه کردند که به دانشگاه جورجیا در آمریکا مربوط می‌شد. همچنین در زمینه سرطان پستان، سرطان خون و چهار نوع سرطان دیگر، تحقیقاتی درباره تریاک و روش‌های مورد بررسی کنگره انجام شده است. بخشی از این تحقیقات روی حیوانات انجام شده و نتایجی امیدوارکننده داشته است.

در زمینه انسان‌ها نیز افراد بسیاری به‌صورت داوطلبانه وارد مسیر درمان شده‌اند و تجربه‌هایی به دست آمده است. این موارد، از نگاه من، بخشی از دستاوردهای مهم کنگره هستند و نباید به‌سادگی از کنار آن‌ها عبور کنیم.

کتاب‌هایی که آقای مهندس نوشته‌اند نیز از دستاوردهای بزرگ ایشان به شمار می‌روند. ایشان نویسنده‌ای هستند که در حوزه تخصصی خود جایگاه مهمی دارند.

کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» اثری است که افراد بسیاری می‌توانند آن را مطالعه کنند و با مفاهیم درمان، تغییر و حرکت در مسیر زندگی آشنا شوند.

کتاب «چهارده مقاله» و «چهارده وادی عشق» نیز مفاهیمی را مطرح می‌کنند که می‌توانند در مسیر رسیدن به آرامش و شناخت بهتر انسان به ما کمک کنند.

مقالات مختلفی که آقای مهندس ارائه کرده‌اند، از جمله مقاله‌ای که در دانشگاه زاهدان مطرح شد، اهمیت بسیاری داشته‌اند؛ به‌خصوص در دوره‌ای که استفاده از تریاک در فرایند درمان اعتیاد با مخالفت‌های زیادی روبه‌رو بود. در آن شرایط، افراد بسیاری از آقای مهندس حمایت کردند و این حمایت‌ها در کنار تلاش‌ها و دستاوردهای ایشان، اهمیت زیادی داشت.

در دانشگاه زنجان نیز موضوع چهارده مقاله مطرح شد. کتاب مربوط به اضافه‌وزن که اخیراً منتشر شده، کتاب «ادموند و هلیا» و آثار دیگر ایشان نیز بخشی از مجموعه دستاوردهایشان هستند.

شاید اتفاقاتی که در زندگی رخ می‌دهند، حکمتی داشته باشند و باعث شوند ما با نگاه تازه‌ای به داشته‌هایمان توجه کنیم. شاید این شرایط نیز تلنگری برای همه ما باشد تا اگر آقای مهندس به جمع ما بازگشتند، قدر حضور ایشان را بیشتر بدانیم.

بسیاری از اوقات، چیزی را در اختیار داریم، اما ارزش آن را به‌درستی درک نمی‌کنیم. در سی‌دی «عالم غیب» نیز درباره چنین موضوعی صحبت شده است.

همیشه نقل می‌شود که افراد نزد آقای مهندس می‌آیند و از ایشان می‌خواهند نصیحت بزرگی به آن‌ها بکنند و بگویند که برای زندگی بهتر باید چه‌کاری انجام دهند.

پاسخی که از ایشان نقل می‌شود، این است: «فقط شاکر داشته‌هایتان باشید.»

پس بیایید شاکر داشته‌هایمان باشیم. شاید گاهی لازم باشد تلنگری به ما وارد شود تا ارزش چیزهایی را که در اختیار داریم، بهتر درک کنیم.

اگر خدای‌ناکرده روزی خبر ناگواری درباره آقای مهندس منتشر شود، ممکن است افراد بسیاری برای ابراز ناراحتی و همدردی حضور پیدا کنند؛ اما نکته مهم این است که تا زمانی که ایشان در کنار ما هستند، قدر حضورشان را بدانیم.

روز بنیان، روز نویسنده و مناسبت‌های مختلف کنگره، فرصت‌هایی هستند که باید از آن‌ها برای قدردانی استفاده کنیم. تا زمانی که در کنار یکدیگر هستیم، قدر هم را بدانیم، محبت کنیم و دستاوردهای آقای مهندس را در خانواده، میان دوستان و در هر جمعی که درباره کنگره صحبت می‌شود، معرفی کنیم.

وظیفه من و شما به‌عنوان اعضای کنگره این است که از دستاوردهای آقای مهندس محافظت کنیم، آن‌ها را به‌درستی معرفی کنیم و در مسیر آموزش‌های ایشان حرکت کنیم.

در ابتدای صحبت‌هایم گفتم که به بازگشت آقای مهندس امیدوارم و باور دارم که باید امید خود را حفظ کنیم. امیدوارم در همین دو یا سه روز آینده، خبرهای خوبی به همه ما برسد.

اما اگر روزی ایشان دیگر در کنار ما نباشند، باید این واقعیت را بپذیریم که هیچ‌کدام از ما عمر جاودانه نداریم. نه من و نه شما؛ همه ما روزی این دنیا را ترک خواهیم کرد.

پس تا زمانی که فرصت داریم، قدر یکدیگر را بدانیم، محبت کنیم، عشق بورزیم و واقعاً کنگره‌ای باشیم؛ نه اینکه فقط شعار بدهیم.

آقای مهندس پیش‌تر نیز درباره فضای مجازی و دنبال کردن بعضی از صفحات صحبت کرده بودند. به خاطر دارم که چند هفته قبل، در هفته سایت، درباره دنبال نکردن یا آنفالو کردن بعضی از صفحات صحبت شد.

بااین‌حال، وقتی به فضای مجازی مراجعه می‌کنیم، می‌بینیم بعضی از همین صفحات صد هزار دنبال‌کننده دارند و افراد زیادی مطالب آن‌ها را پسندیده‌اند؛ درحالی‌که ممکن است همان افراد مطالبی درباره آقای مهندس نیز منتشر کنند.

وقتی می‌گویم آقای مهندس بنیان کنگره هستند، باید رفتار من نیز با این باور هماهنگ باشد. باید در عمل کنگره‌ای باشم، نه اینکه فقط شال کنگره را به گردن بیندازم و شعار بدهم.

این پرچم نباید بر زمین بماند. ما باید راه آقای مهندس را ادامه دهیم و از دستاوردهای ایشان محافظت کنیم.

من به این موضوع باور دارم و به معجزه امیدوارم. امیدوارم این اتفاق خوب رخ دهد و بار دیگر لبخند را بر لبان همه شما ببینم.

بیایید با یکدیگر دعا کنیم و در پایان جلسه، به مدت چهارده ثانیه، همگی از خداوند بخواهیم که آقای مهندس سلامتی خود را بازیابند و به جمع ما بازگردند؛ چراکه جهان به وجود انسان‌هایی با دانش و تجربه ایشان نیاز دارد. امیدواریم کشفیات و تحقیقاتشان ادامه پیدا کند و بتوانند در افتتاحیه دانشگاه نیز حضور داشته باشند.

من همچنان به این اتفاق امیدوارم و باور دارم که باید امید خود را حفظ کنیم .

به افتخار خودتان و به امید سلامتی آقای مهندس، دست بزنید.


نگارش: مسافر مسعود 

عکاس: مسافر عباس 

تنظیم: مسافر مهدی

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...