جلسه هفتم از دور هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی جواد گلپایگان با استادی ایجنت محترم مسافر رضا نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر حسن با دستور جلسه (دستاوردهای علمی و تحقیقاتی جناب مهندس و کشف متد dst) در روز یکشنبه نوزدهم مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد
.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان رضا هستم یک مسافر
خدا را سپاسگزارم که بار دیگر این لیاقت را یافتم در جمع شما باشم و از محضرتان آموزش ببینم. دستور جلسهٔ امروز، به دستاوردهای جناب آقای مهندس و کشف «متد D.S.T» اختصاص یافته است. این موضوع مرا به یاد سالهای حضورم در کنگره و شناخت خصوصیات ایشان میاندازد. پیشتر مصرفکنندگان مواد را دیده بودم، اما از بسیاری حقایق بیخبر بودم. در کنگره دریافتم انسانهای بسیاری به دیگران کمک میکنند، ولی من از این موضوع غافل بودم. زمانی با شخصی آشنا شدم که مسیر زندگیام را دگرگون کرد. او گفت مصرفکنندهٔ مواد بهسبب هوا و هوس معتاد نمیشود، بلکه بیمار است. این سخن در سطح جهانی مطرح شد و امروز تازه درمییابیم که فرد معتاد بیمار است، هرچند بهسادگی درمان نمیشود. آقای مهندس با صراحت اعلام کرد که مصرف مواد مخدر یک بیماری است، بیماریای که بهآسانی درمانشدنی نیست. از همینجا «متد D.S.T» برای درمان اعتیاد کشف شد. من با سادگی از این کشف سخن نمیگویم، راهی که ایشان پیمود، بسیار دشوار بود.در آن زمان میگفتند شخصی آمده که نه دکتر است، نه متخصص، نه پزشک، و نه از نظام پزشکی مجوزی دارد. و می گوید: مصرفکنندهٔ مواد بیمار است. اعتیاد اینگونه نیست که بگویید برو اراده کن، برو مرد باش، برو در کوه و بیابان ترک کن. نه، بخشی از بدن تو آسیب دیده است. او صورتمسئلهٔ اعتیاد را که برای جهانیان مبهم بود، روشن کرد. نخستین کتابش را با عنوان «عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر» نوشت، سپس «چهارده وادی تا رسیدن به عشق» و پس از آن دو جزوهٔ دیگر منتشر شد، فکر میکنم در سال نود و دو یا نود و سه. بعد هم کتاب «حال شما چطور است؟» را منتشر کرد. اینها همه از کشفیات آقای مهندس است. این کشفیات برای چه کسی بود؟ برای من و کسانی که مثل من دردمند بودند و همهچیز زندگیشان را از دست داده بودند. من خودم همهچیز زندگیام را از دست دادم. اما خدا را شکر، کسی گفت روشی هست که با آن درمان میکنند. رفتم و آن روش را در شهر خودمان به کار بستم. میخواهم بگویم آقای مهندس چقدر به انسانها کمک کرده است. به من یکی که خانوادهام را دوباره بازگرداند. من فقط یکی از آنها هستم، هزاران نفر مانند من خانوادهشان را باز یافتند. در کنگره از کلمهٔ «جمع» استفاده نمیکنیم، آقای مهندس میگوید از کلمهٔ «خودت» استفاده کن. یعنی من اگر مواد به من نرسد، میروم دزدی میکنم و یک شهر را بهم میزنم و به دردسر میاندازم. آقای مهندس آمد و در تمام جهان مطرح کرد که مصرفکنندگان مواد بیمار هستند. در علم پزشکی، ایشان خانوادهٔ آمفتامینها را مطرح کرد و گفت مصرفکنندگان این مواد نیز بیمار هستند. کسی که ترامادول مصرف میکند، کسی که قرصهای آرام بخش مصرف میکند، اینها هم بیمار هستند. بار دیگر نظام پزشکی با این اعتیاد درگیر شد و پرسید چگونه میشود... من قصد دارم دربارهٔ درمان اعتیاد سخن بگویم. آقای مهندس شخصیتی بسیار درست و یکی از یاران راستین بود که از دیگران متمایز میشد. ویژگی بارز ایشان این بود که نخست خودش سالها کاری را انجام میداد، سپس به دیگران میآموخت. من در خانوادهٔ خودم فقط به پسرم میگویم بابا سیگار نکش، اما بعد خودم از او میخواهم برایم سیگار بخرد. این یعنی من هنوز آموزش نگرفتهام و همهٔ گرفتاریها برای خودم بوده است. وقتی در جلسات آقای مهندس حاضر شدم، دریافتم او در تمام مراحل زندگی به همهٔ انسانها کمک کرده است. حالا هر کسی باید خدای خود را شاهد بگیرد و ببیند آیا ایشان به او کمک کرده یا نه. من از کسی تعریف نمیکنم، آن صداقت و حقیقتی که هست، من به آن رسیدهام. اگر بخواهم از سایر دستاوردها و تحقیقات جناب مهندس صحبت کنم ساعت ها زمان نیاز است و فقط به همین اندازه عنوان کنم که امروزه مقالات علمی ایشان در مورد درمان بیماری های صرع،ام اس ،سرطان سینه،کرونا و...در بهترین مجلات و ژورنالهای معتبر دنیا تایید و به چاپ رسیده است واین ها از کسی بر نمی آید جز یک دانشمند فرهیخته،آنچه امروز باید در فکر و هدف من باشد، درمان اعتیاد است. راهنمایان محترم در شرایط کنونی باید تنها از دستور جانشین محترم، جناب دکتر امین، پیروی کنند. ایشان میفرمایند هدف شما تنها درمان اعتیاد است. من باید بر درمان اعتیاد متمرکز شوم و پس از آن با آموزشهای آقای مهندس آن راه را ادامه دهم. هر چیز دیگری بگویم، شعار است. من باید راه و روش آقای مهندس را ادامه دهم.در شرایط فعلی باید طبق وادی پنجم، توکل،تسلیم و رضا را به جا آوریم و امیدوار باشیم که خداوند ما را یاری کند. آقای مهندس آموخت که در شرایط سخت باید به خدا توکل کرد و امید داشت. امید، همان چیزی است که ما را پیش میبرد، شاید تقدیر من نیز همین باشد و این دست من نیست. من باید امیدوار باشم.در پایان از خداوند بزرگ سلامتی و طول عمر برای این بزرگ مرد تاریخ خواستارم.
تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم
تنظیم و ارسال مرزبان خبری مسافر نریمان
نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
298