انسانها دارای تواناییهای زیادی هستند که میبایست از این تواناییها برای انتقال حس خوب به دیگران استفاده کنند و ما نیز میبایست از تواناییهای درونی خود استفاده کنیم و روش و متد درمانی را به دیگران منتقل نماییم تا در زندگیمان برکت و سلامتی جاری گردد.
انسانها معمولاً وقتی در رنج و سختی هستند دست به دعا به درگاه الهی میبرند و بعد از اینکه از سختی و رنج فارغ شدند بر سر چندین راه قرار میگیرند که یک راه این است که بروند دنبال زندگی و از زندگی بهترین بهره را ببرند که این مسیر خوبی است یا انسانی سالم و خوب باشد و به دیگران آسیب نرساند که این هم باز خوب است؛ ولی یک راه دیگر این است که به سمت تاریکیها برود، یعنی از این تاریکی بیرون بیاید، نفسی بگیرد و بعد وارد تاریکی دیگری بشود.
کسانی که در راه درست، انتقال حس خوب و کمک به دیگران را انتخاب میکنند درادامه راهنما، مرزبان و در کل خدمتگزار جامعه میشوند.
خیلی از انسانها بر اساس اینکه آگاهی و توانایی لازم را ندارند همیشه محکوم به فنا و بازگشت به تاریکیها هستند و یکی از دلایل این ناآگاهیها وجود منیت، غرور و... است. صفات دیگری هم است که باعث برگشت انسان به تاریکیها میشود.
هر صفت ضدارزشی در انسان دارای خصوصیاتی است، مثلاً منیت و غرور نشانهاش این است که مثلاً همکار، دوست یا خانواده خود را نمیتوانیم بالاتر از خود ببینیم یا اینکه در هر کاری فقط باید حرف ما به کرسی بنشیند و دائم میخواهیم به دیگران برچسب بزنیم.
برای اصلاح صفات ضدارزشی، انسان میبایست هم آگاهی و دانایی لازم را داشته باشد و هم به قول آقای امین نزد یک حاکم یا عالم حاذق آموزش ببیند که در این راه سختی و مشقت وجود دارد، چراکه در این سیدی آقای امین میفرمایند برای جا انداختن عضوی از بدن که از جای خود در رفته است هم طبیب خوب و هم روش درست لازم است و هم ما باید سختی و درد آن را تحمل کنیم.
پس در کل در زندگی مشکلات وجود دارد و خارج شدن از مسیر تاریکی و ضد ارزشها خالی از سختی، تلاش و تحمل درد و رنج نیست. در کنار اینها میبایست از راه و روش درست و همچنین وصل بودن به یک منبع اطلاعاتی خوب استفاده کنیم تا بتوانیم از تاریکیها و ضدارزشها خارج شویم.
خوشبختانه جای شکر دارد که ما در عصری هستیم که دانش کنگره در کلیه زمینههای زندگی در اختیار ما قرار دارد و فقط کافی است در این راه قرار بگیریم و با بهرهمندی از آموزشهای به روز و ناب کنگره ۶۰ و قبول سختی راه به یک زندگی سالم و آرامش دست پیدا کنیم.
زمانی که انسان از جایگاه انسانی خود خارج شود، ناتوانی او فعال میشود و برای اینکه به یک تعادلی دست پیدا کند معمولا مجبور است یکسری تعادلهای دیگر را بر هم بزند که سختی و درد و رنج را بکشد. چنین انسانهایی از نظر جهانبینی تهی و خالی هستند و نیاز به آموزش زیاد دارند.
ذات نیروهای منفی این است که حس خوب را خراب کنند، مثلاً یک مسافر که خوب و مرتب میآید کنگره را مورد هدف قرار میدهند.
کار نیروهای منفی این است که حس آمدن مسافر به کنگره را خراب کنند که قطعا در این زمینه هم نیاز به آگاهی و آموزش داریم.
نتیجهای که از این سیدی میتوان گرفت این است که ما میبایست از حس خودمان محافظت کنیم و راه حفظ حس هم گرفتن آموزش است، چراکه اگر حس خراب شود، زحمات و تلاشهای ما بر باد میرود و همان داستان دیوار چین میشود که با چه سختی این دیوار کشیده شد؛ ولی دشمن برای نفوذ از دیوار نه بالا آمد و نه دیوار را خراب کرد بلکه با دادن رشوه و پول به نگهبانان به راحتی وارد شهر شد و نیروی منفی به همین راحتی میتواند سالها زحمتهای ما را با حرکتی کوچک از بین ببرد.
انسانی که حس خوب دارد غیر ممکن است که هیچ وقت حس خوبش خراب نشود و هنر یک انسان آگاه و دانا این است که به محضی که حس او خراب میشود سریعاً آن را برطرف کند
و نگذارد طول بکشد. خراب شدن حس طبیعی است و مانند حفرهای است که ایجاد میشود که ما هم میتوانیم این حفره را گسترش دهیم و هم میتوانیم سریعاً با بتون و سیمان پر کنیم که بیشترین آسیب را نرساند.
در کل ما باید در کلیه زمینههای زندگی خود کاملاً آگاه و وصل به منبع اطلاعاتی به روز و جامع و کاملی باشیم تا بتوانیم به زندگی صلحآمیزی دست پیدا کنیم.
تهیه و تایپ: راهنما مسافر روحالله
ويرايش متن: مسافر محمود(نگهبان سایت)
- تعداد بازدید از این مطلب :
2478