
به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان، جواد هستم، یک همسفر.
در سیدی «من»، استاد امین میفرمایند که هر جایی که توانایی وجود دارد، وظیفهای هم وجود دارد. آن وظیفه این است که انسان از تواناییای که به او داده شده است، برای انتقال آن به دیگران استفاده کند. این یعنی همان متد DST کنگره ۶۰ که در اختیار دیگر انسانها قرار گرفت و همین موضوع باعث رونق میشود.
انسانها در زمان تاریکی دست به دعا برمیدارند و زمانی که از تاریکی نجات پیدا میکنند، چند مسیر پیش روی آنها باز میشود. یک دسته از انسانها، پس از اینکه مسیرهای جدیدی پیش رویشان باز میشود، به دنبال زندگی خود میروند و از یک زندگی سالم و خوب برخوردار میشوند و به خود و دیگران آسیبی نمیرسانند. این موضوع هم بسیار ارزشمند است.
اما دسته دیگری از انسانها، وقتی از یک تاریکی خارج میشوند، تازه نفسی میکشند و استراحتی میکنند و بهتدریج به یکسری تواناییها دست پیدا میکنند. درون آنها قدرت، انرژی و اعتمادبهنفس ایجاد میشود؛ اما نمیتوانند این تواناییها را تاب بیاورند و پس از مدتی، غرور و تکبر به سراغشان میآید. همانطور که در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر هم آمده است، شیطان دوباره گوهر وجودی آنها را به شکل دیگری از آنها میرباید و آنها وارد تاریکی دیگری میشوند.
این مسیر، مسیری رو به پایین است که انسان را به باتلاقی بدتر میبرد. گویی این یک قانون است که تا زمانی که این مسئله در وجود ما حل نشود، تاریکی همچنان دور سر انسان میچرخد. ریشه همه این مسائل، منیت و تکبر است. منیت یعنی اینکه انسان جایگاه خودش را بالاتر از دیگران ببیند. تکبر یعنی اینکه انسان تصور کند جنسش از دیگران متفاوت است؛ بهگونهای که اگر دیگران انسان باشند، او خودش را فرشته بداند.
کسانی که چنین حالتی دارند، اگر در جایگاهی قرار بگیرند، قانون را به بدترین شکل ممکن اجرا میکنند. این وضعیت مانند آن است که مفصلی در جایگاه خودش قرار نداشته باشد؛ درست مانند مفصلی که از جای خودش خارج شده است. یا زمانی که جایی از بدن رگبهرگ میشود، دیگر نمیتوانی بهراحتی راه بروی یا از یک پله بالا بروی؛ حتی نمیتوانی وزن بدن خودت را تحمل کنی. حالا تصور کن در چنین شرایطی به تو بگویند که یک شیء سنگین را هم جابهجا کن؛ این کار اصلاً امکانپذیر نیست. همین موضوع نیز در صور پنهان اتفاق میافتد.
حالا جا انداختن این مفصل درد دارد و باید این درد را تحمل کنی. نکته مهم این است که آیا تو به نقطهای رسیدهای که حاضر باشی این درد را تحمل کنی؟ یا اصلاً قبول داری که دچار این مشکل هستی؟ اگر این مسئله را بپذیری، این پذیرش میشود قدم اول و قدم دوم، تحمل درد و سختیهاست. اگر عاقل باشی، این شرایط را میپذیری؛ زیرا پس از طی این مراحل است که تواناییهایت دوباره بازمیگردند.
نوشته: مرزبان همسفر جواد
تایپ و ویراستاری: مسافر محمدحسین ل۲
عکس: راهنمای تازه واردین مسافر ابراهیم
تنظیم و ارسال: مسافر ابراهیم نگهبان سایت
سایت مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
258