English Version
This Site Is Available In English

در حرکت راه مشخص می شود

در حرکت راه مشخص می شود

چهارمین جلسه از دور ششم سری کارگاه‌های آموزش خصوصی نمایندگی رزن با استادی مسافر سعداله و نگهبانی مسافر تیمور و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه ( وادی هشتم و تاثیر آن روی من؟) در تاریخ ۱۳شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سلام دوستان سعدالله هستم مسافر،

من هم خدا را شکر می کنم ،که باز اجازه داده شد که بتوانم زیر این سقف باشم ودر کنار شما عزیزان خدمت کنم و آموزش بگیرم. جا دارد تشکر کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان که چنین بستری را برای ما فراهم کردند تا بتوانیم دور هم جمع بشویم و با هم گفتگو داشته باشیم، همچنین از خدمتگزاران عزیز کنگره شصت و تمامی خدمتگزاران نماینده شعبه رزن،راهنمایان عزیز، مرزبانان محترم، و کل اعضای کنگره تشکر می کنم اما در موردجلسه وادی هشتم میباشد،اول پیام وادی را از حفظ میخوانم، با حرکت راه نمایان می شود، امواج چون گردباد بر زمین فرود می آیند و آنچه برداشتنی است با خود به امانت می برند و این جز فرمان حاصل نمی گردد

،پس شما که پیمان می بندید در اندیشه آن باشید که از زمین برخاسته و به مکانی که فرمان است رهسپار شوید، در سکون هیچ چیز به وجود نمی آید و زایشی نیست و همه چیز در حرکت شکل می گیرد، سپس ساختارها پدیدار و موجودات خلق و سفر در حلقه های آفرینش آغاز و ادامه دار می گردد، در این سیر برای انسان تفکرات معمار ساختارها وزبان سخنگوی و تعیین کننده مسیر حرکت او می باشد. اما در مورددستور جلسه بخواهم صحبت کنم ،این وادی حرکت می‌باشد، که اگر ما بخواهیم یک مسیری را حرکت کنیم، بایدیک هدف یا خواسته ای داشته باشیم که در مسیرآن حرکت کنیم ،ما باید یک سری از اطلاعاتی رادر مورد همان هدفمان جمع کنیم یا اطلاعات کافی راداشته باشیم و بدانیم که چه کاری را می‌خواهیم انجام دهیم، لازم هم نیست که کل جزئیات را در نظر بگیریم، وقتی که من می خواستم به کنگره بیایم، اولا که کل راه ها را امتحان کرده بودم ،کمپ رفته بودم،

فوق ترک سریع رفته بودم ،در زیرزمین خانه زیاد خوابیده بودم، همه کارهاراکرده بودم، بدون اینکه چیزی بفهمم واطلاعاتی داشته باشم، بدانم کجاترک و درمان اتفاق می افتد، من هیچ چیز از درمان اعتیاد نمی دانستم، حالاهمه را از کنگره یاد گرفتم ،که هر هدف یا هر ساختاری که دارم باید قبل از آن یک سری اطلاعاتی را باید در مورد آن کسب کنم،همه اطلاعات راجمع کنم و در آن مسیر حرکت کنم،هدف من از آمدن به کنگره فقط ترک بود، برای ترک آمده بودم، منظورمن این است که اگر بخواهید حرکت کنی، راه روشن می شود،من برای ترک به کنگره آمده بودم،با یک سری از دوستان آشنا شدم، وبرای خودم راهنماانتخاب کردم،ونمیدانستم که برای درمان اعتیاد شربت otمیدهند،فکرمیکردم که فقط قطع موادمیکنند، دوباره می خواهم درد و خماری بکشم، درکنگره به من دارو دادند، ودر اوایل سفر برای من گفته شدکه باید همسفر خود را برای درمان به کنگره بیاورید

،رفته رفته این راه برای من روشن شدوبه رهایی رسیدم ،حالا این هدفی که ما داریم، خواسته هایی هم داریم،تمام اطلاعاتی که جمع کردیم، می خواهیم حرکت کنیم ،دراینجا وادی هشتم چه چیزی میگوید: نترس، پروا نکن، حرکت کن و یواش یواش در حین حرکت راه به تدریج برای تومشخص می شود، در راه صراط مستقیم باشد تادر مسیر کارهای ارزشی باشیم ،اگر راه درست باشد، یک سری افراد کار بلد به آرامی برای کمک انسان ها می آیند، البته در این مسیری که درحال حرکت هستیم، امکان داردبا چندین راه های مختلف روبرو بشویم، البته این راه ها را به دودسته مجزا تقسیم کرده اند، آقای مهندس میگوید، یکی راه های ارزشی و دیگری راه های ضد ارزشی میباشد،

در این مسیری که حرکت می‌کنیم، امکان دارد دریک راه های دیگری یک هدفها وخواسته های دیگری به‌ آن اضافه شود، ما بایستی حواسمان باشدکه فقط مسیر اصلی خودمان را گم نکنیم و هدف خودرابا مسیرمان عوض نکنیم، مانند مثالی که آقای مهندس میگوید،آهویی که علف سبز می بیند و به آرامی از مسیر اصلی خودش دورترمی شودو کلا از مسیر خارج می شود، اینطوری نباشیم اگر هدفی داریم، می خواهیم به درمان، سلامتی ،صلح وبه عشق و محبت برسیم باید دو نکته مد نظرمان باشد، یکی اینکه حساب خودمان را با خودمان صفر کنیم ،یعنی اول خودمان را ببخشیم، اگردیر شده وهر اتفاقی که قبلا افتاده باید خودمان را ببخشیم، به گونه ای دیگر از خودمان جبران خسارت کنیم، آیا غیر از این بوده که ما خسارت هایی به خودمان وارد کرده ایم؟ جسم خودمان رانابود کرده ایم، روان خود رابه هم ریخته ایم.

به آن جهان بینی نرسیده بودیم ،غیر از این نبوده است ،ولی مابه خودمان تخریب زدیم،بنابراین باید اول از خودمان جبران خسارت کنیم،برای رفع جبران خسارت کردن از خودبه این صورت است که به کنگره بیایم وشروع به درمان جسم و روان خودکرده وبا آموزش ها و شرکت در جلسات کنگره جهان بینی ونگاه خود را تغيير بدهیم تا اینکه جبران خسارت از خودمان بشود،درمرحله دوم جبران خسارت از خانواده است، ولی به نظر من بیشترین تخریب وخسارت را علاوه برخود به خانواده به همسر وفرزندان وارد کرده‌ایم، که باعث تخریب وبه هم ریختگی روان وجسم همسفر شده ام ،بهترین کاری که برای دلجویی وجبران خسارت از همسفر خود کردم این بودکه اورا با کنگره آشنا کنم

، تابه درمان، سلامتی جسم وروان وبا آموزش‌های ناب کنگره به جهان بینی لازم دست پیدا کرده وزندگیمان به روال عادی برگشته وهمراه با لذت بردن وپیوند عشق ومحبت ادامه بدهیم ،اماسومین مرحله جبران خسارت از جامعه است ،من به یاددارم، یک زمانی کتاب راهنمایی رانندگی را می خواندم ، افسر راهنمایی رانندگی می گفت:وقتی یک شخصی تصادف می کند، میلیاردها تومان به جامعه یا به دولت خسارت وارد می شود،من آن موقع فکر می کردم برای چه آن طرف فوت کرده، چه ربطی به خسارت خوردن دولت وجامعه دارد، الان فهمیدم که این دولت ومملکت هست که هزینه های تحصیل ما را میدهند، زمانی که من درحال تحصیل بودم ،تمامی هزینه های آن از قبیل تغذیه، کتاب، انرژی سوخت، همه را رایگان در اختیار دانش آموزان قرار می‌دادند، همه آنها چیزهایی بودند که به من پرداخت می کردند، ولی به نظر من آن کسی که تصادف می کندواز بین می رود، یکبار کلا خسارت هایی که زده است قطع می شود، اماوقتی که مصرف کننده شدم، دیگربرای جامعه هیچ فایده ای نداشتم، خیلی خسارت های دیگری هم به جامعه وارد کرده ام،

وقتی که برای مصرف به طبیعت وجاهای دیگر می رفتم ،آنجا را آتش می کشیدم،یادر آن مکان آشغال پرت میکردم،کارهای ضد ارزشی زیادی هست که قابل مطرح کردن نیست،اما دو نکته وجود دارد که ما بایستی از این جامعه جبران خسارت کنیم، اول اینکه من بعد نباید دیگر خسارت بزنیم،نکته دوم: با کارهای ارزشی که انجام می دهیم به کمک انسان های دردمندبرویم،در ادامه مطلب به وادی پیمان می‌رسیم،که سفردومی های ما هم به امید خدا خیلی زیاد شده اند،که موقع پیمان بستنشان فرارسیده است ،ان شاالله همه آنها پیمان ببندد، وما هم از آنها یاد بگیریم، درموردپیمان بستن مطالبی را یادداشت کرده وبرای خودم یادآوری می‌کنم، اول اینکه پیمان باید داوطلبانه باشد، باید خود طرف خواسته داشته باشد، با اجازه راهنماباشد، برای پیمان بستن یک سری شرایط وجوددارد:اول اینکه محل پیمان باید عاری از هر شخصی باشد، فقط خودش وخدای خودش باشد،مکان آنها دروسط دریا ویا کوه و بیابان باشد.یک جایی باشد که فقط خوداووخدای خودش باشد، کسی رابا خودش همراه نبرد،یا کسی را برای نگهبانی با خودنبرد،شرط اول اینکه باید استحمام کنید،

لباس های سفیدو تر و تمیز بپوشد،در محل پیمان هم از خوردن و آشامیدن خودداری کند و سه تا چیز هم لازم است که در زمان پیمان با خودش ببرد،۱. زیرانداز ۲.کبریت۳. قلم و کاغذ،امادو مرحله هم وجود دارد:یکی نوشتن سیاهه ودیگری هم درخواست از قدرت مطلق. آن خطاهاو اشتباهاتی که انجام داده ایم،همه آنها را فهرست وارنوشته بطوريکه فقط خودت متوجه آن شوید،آن دلنوشته را سه بارباصدای بلندخوانده درصورتی که خودمان بشنویم ،کسی بالای سرت نباشدتا برگه را از شما بگیرد، تامورد سوءاستفاده قراربگیرید، که درخواست ها و خواسته هایی که از خداوند داریدرا می نویسید،آنها پاره کرده وامانت به طبیعت یا رودخانه می‌سپاریم،برای توضیحات اجرای پیمان به علت کمبود وقت نیاز به زمان بیشتری دارد ومن مختصر عنوان نمودم .ممنون هستم‌ که به صحبت های من گوش کردید. 

تایپ مسافر حسن لژیون یکم

بارگذاری مسافر مجید 

عکاس مسافر حمید 

مرزبان کشیک مسافر جواد 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...