امروز افتخار داریم از طرف گروه سایت پارک شهدای شهرداری، در خدمت راهنمای محترم، مسافر محمد حسین باشیم و با ایشان به گفتگو بپردازیم. در ابتدا از طرف گروه سایت، از ایشان بابت فرصتی که در اختیار ما قرار دادند، بسیار سپاسگزاریم.
《معرفی به رسم کنگره》
سلام دوستان، محمد حسین هستم؛ مسافر.
آنتیایکس مصرفی: متادون، شیشه
مدت سفر: ۱۳ ماه
روش درمان: D.S.T
داروی درمان: OT
راهنما: آقای سینا ابدالی
رهایی: ۴ سال و ۱۱ ماه
رهایی نیکوتین: ۴ سال و ۱۰ ماه
راهنمای نیکوتین: آقای حسین نامداری
ورزش: والیبال
《نظر در مورد دستور جلسه هفتگی》
وادی هشتم؛ با حرکت راه نمایان میشود.
در زمان اعتیاد معمولاً اینطور بود که همیشه فکر میکردیم و همیشه در حال فکر کردن بودیم که یک روز ترک میکنیم یا شغلمان را عوض میکنیم و زندگی خودمان را میسازیم؛ و همیشه در حال فکر کردن بودیم و هیچوقت این فکرها را عملیاتی و اجرایی نمیکردیم.
در وادی هشتم، آقای مهندس دژاکام به ما آموزش میدهند که باید حرکت کنیم و ترس نداشته باشیم؛ چون کار نیروهای بازدارنده، بازدارندگی است و انسان را از حرکت بازمیدارد و نمیگذارند که انسان حرکت کند.
یک موقع ترس داریم، یک موقع اعتمادبهنفس نیست؛ یعنی فکر میکنیم که ما نمیتوانیم این حرکت را انجام بدهیم. در بدو ورود به کنگره ۶۰ اکثر بچهها همینطورند. من روزانه ۶۰ سیسی متادون میخوردم و شیشه مصرف میکردم. ترس من این بود که مگر میشود؟ مگر میتوانم با شربت اوتی، مثلاً روزانه ۱۲ سیسی یا ۱۵ سیسی یا ۱۶ سیسی دارو، درمان شوم؟ با خودم میجنگیدم، اما یک جایی ترس را کنار گذاشتم. ترس نیروی بازدارنده بود و اجازه نمیداد که من حرکت کنم.
زندگیت همیشه در حرکت است؛ مسیر زندگی یعنی یک مسیر است که باید این مسیر را حرکت کنیم. آب هم اگر بماند و راکد باشد، گنداب میشود؛ پس باید حرکت کرد، چون با حرکت راه نمایان میشود.
《نظر در مورد پارک و ورزش بر روند درمان》
درمان در کنگره ۶۰ فقط داروی OT، جهانبینی، لژیون و کارگاه نیست؛ مکمل درمان ما پارک است. جو ورزشی پارک باعث میشود ما از محیط اعتیاد و عادتهای معتادگونهای که داشتیم و تا ظهر میخوابیدیم، بیرون بیاییم.
من خودم سالها بود که صبح زود را ندیده بودم، طلوع آفتاب صبح را ندیده بودم. این پارک باعث میشود که ما سحرخیز شویم و در محیط پارک قرار بگیریم و با بچهها صبحانه بخوریم و این پیوند محبت ایجاد شود. ورزش کردن بازسازی جسم است و قطعاً ورزش مکمل درمان است.
《خاطرهای از دوران حضور در کنگره ۶۰》
من سالها درگیر مصرف نیکوتین بودم و سیگار میکشیدم و همیشه این ترس را داشتم که نمیتوانم سیگار را کنار بگذارم. وارد کنگره ۶۰ که شدم، راهنمای محترمم آقا سینا همیشه من را تشویق میکردند که به لژیون ویلیام بروم و سیگارم را درمان کنم.
همیشه این ترس را داشتم؛ نیروهای بازدارنده واقعاً اذیتم میکردند و من مدتها درگیر بودم که سیگار را چطور درمان کنم. وقتی وارد لژیون ویلیام شدم، دیدم واقعاً با حرکت راه نمایان میشود و چقدر راحت است و راحت درمان شدم. یکی از بهترین سفرها در کنگره ۶۰، سفر نیکوتین است و برای من وادی هشتم تداعی شد که با حرکت راه نمایان میشود.
《پیامی به سفر اولیها》
قطعاً در بدو ورود به کنگره ۶۰ ایمان وجود ندارد و هیچکدام از ما ایمان نداشتیم؛ چون همه راهها را رفته بودیم و به بنبست خورده بودیم و نتیجه هم نداشت. همه فکر میکردیم شاید اینجا هم نتیجهای نگیریم.
من زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم، فکر میکردم اینجا هم مثل انجیوهای دیگر که رفتم فایدهای ندارد؛ ولی سفر اولیها ایمان داشته باشند و قوی سفر کنند. مطمئن باشند همانطور که سفر دومیها، راهنماها، مرزبانها و خدمتگزاران درمان شدند، قطعاً آنها هم به درمان میرسند. وادی هشتم را اجرا کنند که با حرکت راه نمایان میشود.
《کلام آخر》
تشکر میکنم از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان.
من هر ساله در هفته سایت یک تشکر ویژه از بچههای سایت میکنم؛ چون من پیام کنگره ۶۰ را از سایت گرفتم و وارد کنگره ۶۰ شدم و همیشه مدیون اعضای سایت کنگره ۶۰ هستم.
از شما که این فرصت را در اختیار من قرار دادید که خدمت کنم، سپاسگزارم.
تایپیست : مسافر مرتضی
مصاحبه کننده : مسافر محمد
ارسال مطلب : مسافر امیرحسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
68