اولین جلسه از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰؛ نمایندگی آذر تبریز با استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر فرید و دبیری مسافر نیما با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ۱۴ مهر ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.
سخنان استاد:

دستور جلسه این هفته وادی هشتم و تاثیر آن روی من است. موضوعی که خیلی جالب و حائز اهمیت است این است که در دستور جلساتی که وادیها عنوان میشوند در آخر میگوید: "و تاثیر آن روی من"؛ یعنی قرار نیست فقط در مورد مطالب نوشته شده در وادی صحبت کنیم و باید از تجارب خودمان و تاثیراتی که این وادی بر روی ما گذاشته است، صحبت کنیم. وادی هشتم میگوید با حرکت راهنمایان میشود، یعنی زمانی که اولین قدم را برداشتی و شروع به حرکت نمودی، خودِ راه به تو خواهد گفت که در ادامه چه کار باید بکنی. اصلاً اینطور نیست که در خانه بنشینیم و بگوییم من میخواهم درمان شوم و یا از خداوند طلب کمک برای درمان شدن کنیم و هیچ حرکتی نکنیم و نتیجه بگیریم. ما همیشه در سوره حمد میخوانیم: اهدنا الصراط المستقیم، یعنی خداوندا ما را به راه راست هدایت کن؛ اینکه الان به روی صندلیهای کنگره ۶۰ نشستهایم یعنی خداوند ما را به راه راست هدایت کرده است و مثل کسی که در بیابان گم شده بود و دنبال راهی میگشت، الان اتوبان و جاده اصلی را پیدا کردهایم؛ آیا با نشستن در کنار اتوبان به نتیجه خواهیم رسید؟ خیر، باید در این مسیر حرکت کنیم. در ادامه وادی هشتم موضوعات مهم برای حرکت کردن را مشخص میکند؛ اولین مسئله مهم برای حرکت کردن این است که باید هدف داشته باشیم و مسئله مهم دوم این است که برای رسیدن به هدف و خواسته خودمان با تمام وجود تلاش و کوشش کنیم، یعنی خواسته خیلی خیلی قوی داشته باشیم و مثل فردی تشنه به دنبال آب باشیم و مسئله سوم این است که در مسیر حرکت به حواشی و جادههای انحرافی و بیراههها توجهی نکنیم و به اصطلاح مستقیماً به سمت آب و مقصود خود حرکت کنیم. مثلاً بعضی از دوستان را دیدهاید که ادعا میکنند در مسیر آمدن به کنگره ماشینشان خراب شده! خب، خیلی راحت میتوانند در این هنگام ماشین خود را کنار خیابان پارک کنند و به وسیله تاکسی خودشان را به کنگره برسانند و بعد از اتمام جلسه و لژیون، برای تعمیر ماشین اقدام کنند؛ دقیقاً همان کاری که هنگام مصرف مواد انجام میدادیم؛ همانطور که در آن زمان هیچ اتفاقی نمیتوانست مانع مصرف مواد شود، الان هم نباید هیچ مسئلهای از رسیدن به درمانمان جلوگیری کند.در ادامه این وادی مطرح میکند که برای رسیدن به حال خوب و آرامش لازم است که شروع به جبران خسارتهایی بکنیم که قبلاً آنها را وارد کردهایم. اولین مرحله جبران خسارت این است که خودمان را ببخشیم و شروع کنیم به جبران آسیبهایی که به خودمان زدهایم؛ مثلاً اگر قبلاً تا ساعت ۱۱ ظهر میخوابیدیم الان باید ساعت پنج و نیم صبح از خواب بیدار شویم؛ اگر ساعت ۲ شب میخوابیدم الان باید ساعت ۱۰ شب بخوابم؛ اگر انسان بدقولی بودیم، الان وقت شناس و خوش قول باشیم. مرحله بعدی جبران خسارت از خانواده و پس از آن جبران خسارت از جامعه است.

اگر بخواهم در مورد تاثیر این وادی بر روی خودم بگویم، من فردی بسیار بدقول، ژولیده و وقتنشناس بودم، به طوری که چهار سال قبل از کنگره را اصلاً به آرایشگاه نرفته بودم و با یک ماشین اصلاح داغون، خودم سر و صورتم را اصلاح میکردم که خیلی وقتها بخشهای از سرم را کچل میکرد. خیلی وقتها برای یک کار دو ساعته، هفتهها و ماهها برنامهریزی میکردم ولی قادر نبودم آن کار را انجام بدهم، برای انجام ۵ دقیقه کار، ساعتها جلوی در خانه مشتری داخل ماشین مینشستم و مصرف میکردم و نمیتوانستم آن کار کوچک را انجام بدهم و پولم را بگیرم. ولی بعد از ورود به کنگره شروع به حرکت کردم و یک بار از صمیم قلب تصمیم خودم را گرفتم که درمان شوم و طبق فرمان راهنمای خودم حرکت را آغاز کردم. راهنمایم به من گفت باید دقیقاً برعکس کاری را بکنی که نیروی منفی از درون از تو میخواهد، مثلاً اگر میگوید عجله نکن هنوز برای رفتن به کنگره وقت است! باید نیم ساعت هم زودتر از روزهای دیگر به کنگره بیایی و من تمام تلاشم را کردم که این کارها را با دقت انجام بدهم و اینگونه توانستم به درمان برسم و مشکلاتم را به آهستگی حل کنم.
خدمتگزار سایت: مسافر سعید
- تعداد بازدید از این مطلب :
117