در سیدی مدرس، یکی از موضوعات مهم، جایگاه آموزش و نقش مدرس در مسیر رشد انسان است. انسان برای اینکه بتواند از یک نقطه به نقطه دیگر حرکت کند، نیاز به آموزش دارد. هیچکس از ابتدا همه چیز را نمیداند و نمیتواند تمام مسیر را به تنهایی و بدون استفاده از تجربه دیگران طی کند. همانطور که در هر رشتهای برای یادگیری به یک استاد یا مربی نیاز داریم، در مسیر زندگی هم وجود یک راهنمای آگاه اهمیت دارد؛ اما مدرس فقط کسی نیست که اطلاعات زیادی داشته باشد. مدرس باید خودش موضوعی را که آموزش میدهد، فهمیده و در حد امکان تجربه کرده باشد؛ زیرا بین دانستن یک مطلب و تجربه کردن آن تفاوت زیادی وجود دارد.
ممکن است کسی مطالب زیادی بداند؛ اما نتواند آنها را به شخص دیگری منتقل کند. پس یکی از ویژگیهای مهم مدرس خوب، توانایی انتقال درست مطالب است. آموزش نباید آنقدر پیچیده باشد که شاگرد نتواند آن را بفهمد. یک مدرس خوب میتواند یک مطلب عمیق را با زبان ساده بیان کند. ساده صحبت کردن به معنی ساده بودن فکر نیست. گاهی سادهترین جملهها میتوانند عمیقترین مفاهیم را منتقل کنند. از طرف دیگر، مدرس باید بداند که شاگرد به چه چیزی نیاز دارد. ممکن است شاگرد در یک مرحله به آموزشی خاص نیاز داشته باشد و در مرحلهای دیگر، آموزش متفاوتی برایش لازم باشد؛ بنابراین آموزش باید با شرایط و نیاز شاگرد هماهنگ باشد.
در کنگره۶۰، آموزش فقط برای شنیدن نیست. رهجو باید آموزش را دریافت کند، آن را بفهمد و بعد در زندگی خودش به کاربردی کند. اگر شخصی سالها آموزش ببیند ولی هیچ تغییری در رفتار و عملکردش ایجاد نشود، نشان میدهد که آموزش هنوز به مرحله عمل نرسیده است. یکی از موضوعات مهم دیگر، فرمانبرداری است. فرمانبرداری از یک راهنمای درست یعنی استفاده کردن از تجربه کسی که مسیر را بهتر میشناسد. به این معنا نیست که انسان قدرت تفکر خودش را کنار بگذارد؛ بلکه باید یاد بگیرد در مسیر درست از تجربه و دانش دیگران استفاده کند.
اگر هر انسانی بخواهد تمام مسیر را خودش تجربه کند، ممکن است اشتباهات زیادی را دوباره تکرار کند. راهنما مسیر را نشان میدهد؛ اما حرکت کردن و پیمودن مسیر بر عهده رهجو است. هیچ راهنمایی نمیتواند به جای شاگرد حرکت کند. تغییر واقعی زمانی رخ میدهد که فرد تصمیم بگیرد آموزشها را وارد زندگی خود کند. در این مسیر، مشکلات هم میتوانند نقش مهمی داشته باشند. مشکل همیشه فقط یک مانع نیست. اگر انسان بهصورت درست با آن برخورد کند، همان مشکل میتواند تبدیل به وسیلهای برای رشد او شود. یکی دیگر از نکات مهم، شناخت افکار و خواستههای درونی است. همه افکاری که وارد ذهن انسان میشوند، الزاماً به صلاح او نیستند.
انسان باید به مرور قدرت تشخیص پیدا کند و بفهمد کدام فکر باعث حرکت و سازندگی و کدام فکر باعث تخریب میشود. آموزش صحیح میتواند به انسان کمک کند این قدرت تشخیص را به دست بیاورد. به همین دلیل، آموزش و عمل باید در کنار یکدیگر باشند. اگر فقط آموزش باشد ولی عمل نباشد، تغییر چندانی ایجاد نمیشود. اگر هم انسان بخواهد بدون آموزش حرکت کند، احتمال اشتباه بیشتر میشود. پس میتوان گفت مسیر رشد از ترکیب آموزش، تجربه، تفکر و عمل ساخته میشود. مدرس نیز باید خودش در این مسیر حرکت کرده باشد تا بتواند برای دیگران الگو باشد. به نظر میرسد یکی از پیامهای مهم سیدی مدرس این است که انسان برای رشد کردن باید شنونده و اجراکننده خوبی باشد.
نباید فقط به دنبال جمع کردن اطلاعات باشیم. باید ببینیم این اطلاعات چگونه میتوانند زندگی ما را بهتر کنند. در نهایت، یک مدرس خوب کسی است که علم و تجربه را به شکلی ساده و قابل فهم در اختیار شاگرد قرار دهد. یک شاگرد خوب هم کسی است که آموزش را دریافت و درک نماید و در زندگی کاربردی کند. اگر این ارتباط درست شکل بگیرد، آموزش میتواند باعث تغییر واقعی انسان شود؛ بنابراین مسیر رشد، مسیری یکشبه نیست. انسان باید صبر داشته باشد، آموزش بگیرد، تجربه کند، اشتباهاتش را بشناسد و دوباره حرکت کند. مهم این است که در این مسیر متوقف نشود. بهنظر من، پیام اصلی سیدی مدرس همین است که برای تغییر واقعی، آموزش بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه باید آموزش را به تجربه و عمل تبدیل کنیم.
منبع: سیدی مدرس (دکتر امین دژاکام)
نویسنده: همسفر فرحناز مسافر تغذیه سالم رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون تغذیه سالم)
ویرایش و ارسال: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی ۲
- تعداد بازدید از این مطلب :
76