English Version
This Site Is Available In English

نمایان شدن راه با صبر

نمایان شدن راه با صبر

جلسه ششم از دوره نهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ به استادی مسافر امیرمحمد، نگهبانی مسافر داوود و دبیری مسافر کامران با دستور جلسه * وادی هشتم و تأثیر آن روی من * چهارشنبه 15 مهرماه راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را هزار مرتبه شکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و خدمت کنم. از همین جایگاه برای تمام مسافران سفر اول آرزوی موفقیت و رهایی دارم. اگر در بیان مطالب تپق یا اشکالی داشتم، عذرخواهی می‌کنم؛ چراکه این نخستین تجربه من در این جایگاه است. از راهنمای عزیزم و همچنین تک‌تک خدمتگزاران شعبه تشکر و قدردانی می‌کنم و از زحمات همه عزیزان سپاسگزارم. دستور جلسه وادی هشتم و تأثیر آن روی من است. همه ما با این جمله آشنا هستیم که با حرکت، راه نمایان می‌شود برداشت من از وادی هشتم این است که اگر حرکت کنیم، راه به‌تدریج برایمان نمایان خواهد شد؛ اما اگر در جای خود بایستیم، هیچ راهی برایمان روشن نخواهد شد.
من باید از تاریکی حرکت کنم و به سمت روشنایی بروم؛ اما این حرکت باید با صبر و شکیبایی همراه باشد. خود من در سفر اول، یکی از مهم‌ترین رموز موفقیتم را صبر می‌دانم. از ابتدای سفر، در برابر نیروهای منفی و مشکلاتی که پیش می‌آمد، تلاش کردم صبور باشم و برای هر مسئله راه‌حلی پیدا کنم. برای رسیدن به رهایی، خواست واقعی اهمیت زیادی دارد. زمانی که انسان واقعاً رهایی را بخواهد، باید حرکت کند، آموزش بگیرد و فرمان‌بردار باشد. من در سفر اول، صحبت‌های راهنمایم را گوش کردم و به آن‌ها عمل کردم. حرکت را از مبدأ آغاز کردم و به مقصد رسیدم و امروز متوجه می‌شوم که این همان مفهوم واقعی حرکت است. از اینجا به بعد نیز اعتقاد دارم هر چیزی که خداوند برای من مقدر کرده باشد، در زمان خودش اتفاق خواهد افتاد. بنابراین باید صبور باشم، حرکت کنم و در مسیر درست فرمان‌بردار باشم. یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در این مسیر آموخته‌ام، همین فرمان‌برداری و حرکت در مسیر صحیح است. وقتی به گذشته خودم نگاه می‌کنم، تغییرات زیادی را در زندگی‌ام می‌بینم که برای من بسیار ارزشمند و حتی شبیه معجزه بوده است. یکی از خاطراتی که همیشه در ذهنم باقی مانده، مربوط به روزهای ابتدایی ورودم به کنگره است.
بیست‌ و نهم شهریور سال گذشته برای نخستین‌بار به این شعبه آمدم.

در اولین جلسه با آقای مجتبی و دوستان تازه‌ وارد صحبت کردم و پس از آن مسیرم را آغاز کردم. حرکت کردم، صبر کردم و با وجود نیروهای بازدارنده و مشکلات مختلف، مسیر را ادامه دادم تا اینکه توانستم سفر اول را به پایان برسانم امروز به این نتیجه رسیده‌ام که از اینجا به بعد نیز نباید از حرکت بازایستیم. اگر انسان در یک نقطه متوقف شود، دچار رکود خواهد شد. همان‌طور که اگر آب در یک نقطه بماند و جریان نداشته باشد، به‌تدریج آلوده و فاسد می‌شود، انسان نیز برای رشد و رسیدن به جایگاه‌های بالاتر باید همواره در حرکت باشد. به یاد دارم از حدود دوازده یا سیزده‌سالگی تجربه‌هایی در زندگی داشتم که امروز با نگاه متفاوتی به آن‌ها می‌نگرم. اکنون بهتر می‌فهمم که حرکت، بخشی جدا نشدنی از زندگی انسان است. تا زمانی که حرکت وجود داشته باشد، امکان رسیدن به مقصد نیز وجود دارد.
در پایان، از راهنمای عزیزم، آقای امیرحسین، تشکر ویژه‌ای دارم. شاید در طول این مسیر ایشان را خسته یا حتی اذیت کرده باشم و صبر زیادی از ایشان گرفته باشم؛ همان‌طور که خودشان به شوخی می‌گفتند: موهای من را تو سفید کردی! اما واقعاً از صبر، محبت و همراهی ایشان سپاسگزارم.از همه شما عزیزان که به صحبت‌های من گوش دادید، تشکر می‌کنم.
عکاس: مسافر حمیدرضا
تایپ: مسافر احسان
ویراستار: مسافر سعید
سایت نمایندگی پردیس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...