در سیدی «سرمایه اجتماعی» بیان شده است که ناخالصیها زمان میخواهند تا خالص شوند یک مرتبه نمیشود تصمیم گرفت که یک آدم دیگر شد. انسان برای تزکیه خودش احتیاج به زمان دارد یک شب این اتفاق نمیافتد خداوند وقتی انسان را خلق کرد تا یک مرحله او را رساند ظاهر او را تکمیل کرد و قلم را به خود انسان داد تا بقیه آن را خودش نقاشی کند با همین قد و قواره و بقیه اجزای بدن همینطور مشخص و از نظر ظاهر کامل شد؛ اما از نظر شعور و معرفت آیا به آن مرحله لازم رسیده است یا نه؟ هرچه انسان تزکیه و پالایش کند عاقلتر میشود و در آسایش و آرامش بیشتری قرار میگیرد و هرچه نادانتر باشد بیشتر در مصیبت و دردسر است. انسانهای دانا با همه شرایط و با انسانهای دیگر سازگارتر هستند و هر چه آدم نادانتر و جاهلتر باشد ناسازگارتر است چون هنوز به آن مرحله پختگی نرسیده است.
وقتی انسان خلق شد بین دو نیرو قرار گرفت مثبت و منفی ما نباید توقع داشته باشیم همه انسانها صالح باشند و ظاهر و باطن آنها یکی باشد. همه انسانها بندهایی دارند و هیچکس از بند جدا نیست بعضی بندها آشکار و بعضی نامرئی هستند مانند: بند انواع قرصهای خواب، قرصهای روانگردان، بند اضافه وزن، بند مواد مخدر، بند حسادت، بند غیبت و غیره اینها جلوی آرامش و رشد ما را میگیرند انسان؛ باید با تلاش و کوشش یکییکی بندها را از دست و پای خود باز کند. وقتی این بندها باز شد ما به بندهای قویتری وصل میشویم مثل: بند مرزبان شدن، بند اسیستانت، بند کمک راهنمایی و غیره این بندها، بندهای مثبت هستند که به ما احساس آرامش میدهند.
باید بدانیم سر زدن به خویشان و دوستان اهمیت زیادی دارد. خویشان به خانواده و فامیل محدود نمیشود بلکه هر کس که میان ما و او مهر و محبت وجود داشته باشد خویشاوند است. بعضی مسائل را باید در زندگی جدی بگیریم مثل درس خواندن، سفر کردن، رها شدن ما؛ باید خودمان را قبول داشته باشیم در هر زمینهای که هستیم اگر خودمان، خودمان را قبول نداشته باشیم هیچکس ما را قبول ندارد. رسیدن نیاز به صبر و تحمل دارد چه رسیدن به مقصد باشد چه رسیدن به شعور و دست یافتن به هر امر دیگری که به ما آرامش دهد.
هر وقت شاگرد آماده باشد صدای پای استاد را میشنود، درد فراق لذت وصال را دو چندان میکند. طبیعت به گونهای برنامهریزی شده است که هیچ چیز را رایگان به کسی نمیدهد. انسانی که با دیگران ناسازگار است بیشترین رنج را خودش میبرد تا در نهایت بیاموزد و پخته شود. تزکیه و پالایش امری زمانبر است ناخالصیها به تدریج خالص میشوند و این مسیر تنها به یک بعد از زندگی محدود نیست بلکه ادامه دارد.
انسان سرمایهای ارزشمندتر از سرمایه مالی دارد و آن سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی؛ یعنی اعتباری که باعث میشود دیگران برای حل مشکل او به حرکت درآیند این همان سرمایهای است که انسان را در جامعه توانمند میکند. انسان موجودی اجتماعی است که برای زندگی به دیگران نیاز دارد هیچکس نمیتواند به تنهایی زندگی کند هرچه انسان در صراط مستقیم قرار بگیرد سرمایه اجتماعی او افزایش مییابد. انسان برای عبور از نفس اماره و رسیدن به انسانی متعادل و عاقل؛ باید از خطرهای زیاد و از اقیانوس عمیق عبور کند. این فاصله با یک قدم پیموده نمیشود شجاعت و حرکت مستمر در این مسیر میخواهد.
انسان؛ باید هم جسم و هم روح خود را بسازد انسان نسبت به آنچه میخواهد کمی عقب است و هیچ وقت همه چیز مطابق میل او پیش نمیرود در چنین شرایطی لازم است نگاه کنیم که چه چیزهایی به دست آوردهایم آیا اهل شکرگزاری هستیم؟ اگر شکرگزار باشیم به آرامش میرسیم و آن موقع است که ذهن ما آرام میشود.
برداشت من از سیدی: این هست که من همسفر؛ باید بندهای خود را بشناسم، ببینیم که دچار کدام یک بندهای غیبت، دروغ، حسادت و کینه هستم چون همه این بندها هستند که ما را در جهل، رنج و بیماری نگه میدارند. وقتی این بندها را شناختم و قبول کردم که این بندها در درون من وجود دارد؛ باید خودم را تزکیه و پالایش کنم این بندها را یکییکی از دست و پای خود باز کنم تا به آن آرامش و آسایش برسم اینها همه احتیاج به صبر و حوصله دارد و با قطع این بندها به بندهای محکمتری متصل میشویم و هرچه من عاقل تر و داناتر باشم و در صراط مستقیم قدم بردارم با انسانها و شرایط اطرافم سازگارتر هستم و یک چیز مهم به دست میآورم و آن سرمایه اجتماعی است که اگر به مشکلی برخورد کنم انسانهای دیگر برای حل آن حرکت میکند و به من کمک میرساند.
عکاس خبری: همسفر محبوبه رهجوی راهنما همسفر صدیقه (لژیون ششم)
ویراستاری و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی هاتف
- تعداد بازدید از این مطلب :
179