English Version
This Site Is Available In English

مسیر ارزش‌ها و دیگری مسیر ضد ارزش‌ها

مسیر ارزش‌ها و دیگری مسیر ضد ارزش‌ها

جلسه دوم از دوره پانزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شهباز به استادی راهنمای تازه واردین همسفر مینا و نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر اکرم با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه در تاریخ ۱۲ مهر ماه ۱۴۰۵راس ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که امروز در این شعبه هستم و شما عزیزان را می‌بینم. همچنین از خانم لیلای عزیزم، راهنمای خوبم، خیلی ممنونم که امروز من را دعوت کردند تا بتوانم به این شعبه بیایم. خیلی هم حس شعبه‌تان خوب است و من اینجا را خیلی دوست داشتم. ان‌شاءالله که بتوانید همه‌تان در این راه موفق باشید. اما در مورد دستور جلسه که همان‌طور که می‌دانید، وادی هشتم است: «با حرکت راه نمایان می‌شود.» همان‌طور که می‌دانیم، از اسم این دستور جلسه پیداست که دارد راجع به حرکت می‌گوید؛ اینکه ما باید قدم بگذاریم در مسیری که می‌خواهیم و در جهت هدف و خواسته‌ای که داریم. ما برای اینکه بتوانیم حرکتمان درست باشد، نیاز به اطلاعات داریم. نیاز داریم که فکر کنیم و اندیشه کنیم. وقتی که در آن مسیر قرار می‌گیریم و قدم می‌گذاریم، قطعاً با دو مسیر روبه‌رو هستیم؛ یکی مسیر ارزش‌ها و دیگری مسیر ضد ارزش‌ها. خب، حالا نمی‌دانم، فکر می‌کنم خیلی خوب نباشد، ولی بدی‌اش این است که حتی اگر در مسیر ضد ارزش‌ها هم باشیم، باز هم یک‌سری نیرو می‌آیند که کمکمان کنند. نیروهای منفی باز هم می‌آیند کمکمان و اگر در مسیر ارزش‌ها باشیم، باز هم نیروهای مثبت، القا و الهام می‌آیند سراغمان.

حالا من خودم، طبق تجربه‌ای که داشتم، دیدم که وقتی بخواهم ببینم آن مسیری که در آن قرار دارم، حرکتم درست بوده، مسیرم درست بوده یا نه، وقتی به حالم نگاه می‌کنم، این را می‌فهمم. اگر یک تصمیم بگیرم و در یک مسیری قرار بگیرم، اگر حالم خوب باشد، قطعاً آن مسیر به نظرم مسیر خوبی است. ولی اگر دیدم در آن مسیر و در آن حرکتی که انجام دادم حالم خوب نیست و به هم ریختم، قطعاً تصمیمم اشتباه بوده و واقعاً آن راه، راهی نبوده که من باید می‌رفتم. بعد، وقتی که ما می‌خواهیم حرکت کنیم، قطعاً باید هدف داشته باشیم و خواسته‌مان باید مشخص باشد. حالا هدف را داریم، خواسته‌مان را داریم، فکرمان را هم کردیم و تصمیممان را گرفتیم و داریم حرکت می‌کنیم، ولی ممکن است به خواسته‌ای که می‌خواهیم نرسیم. اینجا با یک چیزی مواجه می‌شویم به اسم زمان. شاید زمانش نرسیده باشد.یادم می‌آید همیشه خانم لیلا در لژیون که بودیم، قبلاً به ما می‌گفتند: شاید شما در مسیر هستید، ولی اگر می‌بینید به آن چیزی که می‌خواهید نرسیدید، شاید زمانش نرسیده. واقعاً این جمله همیشه در ذهن من مانده. شاید واقعاً آن چیزی که می‌خواستم، حالا هر هدفی که بوده، زمانش نرسیده و باید زمانش می‌رسیده تا محقق بشود.

بعد اگر بخواهم راجع به این دستور جلسه در مورد لژیون سردار بگویم، باید بگویم که همه ما که الان اینجا نشسته‌ایم، افرادی بودیم که از خودمان یک میزان بخششی نشان دادیم؛ از جانمان، مالمان و عشقی که داشتیم بخشیدیم و عضو لژیون سردار شدیم. ممکن است توانایی مالی هم نداشته باشیم برای آن میزان مبلغی که تعهد کردیم، ولی همین که تعهدمان را اعلام کردیم، همان‌طور که طبق دستور جلسه می‌دانیم، با حرکت راه نمایان می‌شود. وقتی که این تصمیم را گرفتیم، خودش جور می‌کند و برای ما همین‌طور بود. من یادم است دو سال پیش که مصطفی هم می‌خواست عضو لژیون سردار بشود و تصمیم گرفت که دنوری‌اش را اعلام کند، ما آن روز در کارتمان یک میلیون فقط موجودی داشتیم، ولی واقعاً نمی‌دانستیم که چطور قرار است این پنجاه میلیون را بدهیم. واقعاً نمی‌دانستم، ولی همین که اعلام کردیم، بعد خودش آن پول واقعاً جور شد.

بعد باز در این دستور جلسه راجع به جبران خسارت هم فکر می‌کنم صحبت شد که به نظرم باز در همین لژیون سردار که عضو شدیم، این جبران خسارت را هم داریم. می‌توانیم با اینکه عضو لژیون سردار شدیم، حالمان را بهتر کنیم؛ به خاطر آن دورانی که حالمان خیلی بد بود، به خاطر مسافرهایی که داشتیم و خیلی به ما صدمه وارد شده بود. شاید به خیلی‌های دیگر هم ما ضربه وارد کرده بودیم؛ به عزیزانمان، دوستانمان و خانواده‌هایمان. شاید ما بتوانیم با عضو لژیون سردار شدن، آن خسارت را جبران کنیم. اول اینکه حالمان خوب بشود و بعد اینکه خیلی رشد می‌کنیم؛ از لحاظ مادی و مهم‌تر از آن، از لحاظ معنوی. آن رشدی که می‌کنیم باعث می‌شود که در رابطه‌مان با دیگران هم خیلی بهتر عمل کنیم. حتی شاید ما اینجا مبلغی را تعهد می‌کنیم و پرداخت می‌کنیم، ولی باعث می‌شود که این بخشش از لحاظ معنوی هم در منِ نوعی شکل بگیرد. من خیلی بهتر می‌توانم آدم‌های اطرافم را ببخشم. می‌گویم فقط مسئله مالی نیست، معنوی هم هست و به نظرم قسمت بیشترش هم همان معنوی است. دیگر اینکه من پس‌انداز کردن را یاد گرفتم. توانستم یاد بگیرم که چطور پس‌انداز کنم و به خیلی رشدهای مادی و معنوی دیگری هم در زندگی‌ام برسم.

تایپیست: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر اعظم لژیون دوم
عکاس: همسفر مریم مرزبان خبری
ویرایش و تنظیم: همسفر زینت ره توی راهنما همسفر اعظم لژیون دوم نگهبان سایت
نمایندگی همسفران شهباز

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...