جلسه پنجم از دوره چهلوششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ستارخان به استادی راهنما همسفر مهکامه، نگهبانی همسفر سمیه و دبیری همسفر هستی با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت۱۴:۰۰ آغاز بهکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از ایجنت، گروه مرزبانی و نگهبان جلسه، تشکر میکنم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من دادند. دستورجلسه امروز وادی هشتم است که میگوید با حرکت راه نمایان میشود. اگر من در زندگی در شرایطی قرار گرفتهام که از آن رضایت ندارم؛ باید تفکر کنم؛ تحقیق و بررسی کرده؛ راهنمایی بگیرم و حرکت کنم؛ چون تغییر واقعی زمانی اتفاق میافتد که حرکتی انجام شود. گاهی ما منتظریم تا کسی راه را به ما نشان دهد و ما حرکت کنیم؛ ولی باید حرکت کنیم تا راه نمایان شود. وقتی میخواهیم کاری را شروع کنیم لازم نیست که تمام جزئیات آن را بدانیم؛ زیرا غیر ممکن است و هرچقدر هم تحقیق و بررسی کرده باشيم. در عمل ممکن است به مسائلی برخورد کنیم که در بررسیهای اولیه محاسبه نشده باشند.
برای حرکتکردن، قوانینی وجود دارد که باید رعایت شود. قانون اول این است که باید هدف مشخص باشد. هدف نشان میدهد که من در انتها به کجا خواهم رسید. گاهی اوقات هدفی که انتخاب میکنیم، اشتباه است و باعث درد و رنج ما میشود. من جزء کسانی بودم که در مسیر زندگی یک هدف اشتباه داشتم و چند سال درگیر آن بودم؛ ولی جز ناراحتی چیزی برایم نداشت. من میخواستم بعضی از اطرافيانم را که با آنها چالش داشتم، درست کنم و آنها چیزی بشوند که من دوست دارم؛ ولی در ادامه متوجه شدم چنین چیزی امکانپذیر نیست؛ زیرا انسان تا زمانیکه خواستهاش را نداشته باشد، نمیتواند تغییر کند؛ بنابراین هدفم را روی تغییر و اصلاح خودم گذاشتم و در ادامه با وجود اینکه محیط و شرایط مانند قبل بود؛ ولی چون من تغییرکرده بودم، حال دلم بهتر بود.
قانون دوم این است که پس از آنکه خواسته یا هدف مشخص شد؛ باید با تمام وجود بخواهیم که به آن خواسته برسیم و مثل انسان تشنهای که بهدنبال آب در تلاش است، به خواسته خود توجه کنیم و با تمام قدرت در پی خواسته خود باشیم. در مسیر حرکت باید بسیار هوشیار باشیم؛ چون هستی بر پایه اضداد است و ممکن است با انسانها و جذابیتهای مختلف، القائات و الهامات روبهرو شویم که ما را از مسیر خارج کنند. اگر من در یک مسیر اشتباه قرار گرفتم، نباید ناامید شوم. من میتوانم با آموزشها و تجربیاتی که بهدست آوردهام، قدمهای محکمتری بردارم؛ حتی شاید زودتر از کسانی که با من هم مسیر بودند، به هدف خود برسم. این وادی چراغ ارزشمندی را برای من روشن کرد که اگر میخواهی حرکت کنی، از حرکت درونی شروع کن و برای رسیدن به صلح، آرامش، عشق و محبت، باید حساب خود را تسویه کنی. اول باید حساب خودم با خودم را تسویه کنم. اگر من با دیر خوابیدن، افکار منفی و سرزنشکردن، به جسم و روان خودم آسیب رساندهام، باید خود را ببخشم و بدانم که با بخشش خود به یک آرامش درونی میرسم و نیروهای درونی بسیار قدرتمندی در وجود من بالا میآیند که به کمک آنها میتوانم خیلی از کارها را انجام بدهم.
در مرحله بعد باید جبران خسارت از خانواده داشته باشم. اگر با زبان، کردار و رفتارم، خانواده را اذیت کردهام؛ باید جبران خسارت کنم و آن را در عمل نشان دهم مثلاً اگر انسان پرخاشگری هستم و یا با رفتارم کسی را اذیت میکنم؛ باید یاد بگیرم که در آن لحظه خودداری کرده و آن کار را انجام ندهم. برای جبران خسارت از جامعه، لازم نیست کارهای بزرگی انجام بدهم، همینکه حق و حقوق دیگران را رعایت کنم؛ اگر مسئولیتی به من داده شده است، آن را به بهترین نحو انجام بدهم، طبیعت را پاس بدارم و آن را به فرزندم هم آموزش بدهم؛ از جامعه جبران خسارت کردهام. در پایان این وادی به من میگوید: نترس، پروا مکن، حرکت کن، قطعاً در حرکت، راه و یا مسیر، نمایان خواهد شد.
مرحله ۳۰ سیدی همسفر ونوس رهجوی راهنما همسفر مونا (لژیون پنجم)


مرزبانان کشیک: همسفر مهسا و مسافر ایوب
عکاس: همسفر صابرینا رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون اول)
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مهسا
همسفران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
307