چهارمین جلسه از دوره بیست و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی اسبیکو، با استادی راهنمای محترم مسافر مراد ، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه « وادی هشتم و تاثیر آن روی من» سهشنبه چهاردهم مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان، مراد هستم، یک مسافر.
از نگهبان جلسه، دبیر محترم، گروه مرزبانی و ایجنت محترم تشکر میکنم که این جایگاه خدمت را به من واگذار کردند تا هم خدمت کنم و هم آموزش بگیرم.
از خداوند شکرگزارم که در مسیر کنگره قرار دارم و از جناب مهندس و خانواده محترمشان، آقا رضای عزیز، راهنمای خودم و تمام راهنمایان کنگره که از آنها آموزش گرفتهام، تشکر میکنم.
دستور جلسه امروز وادی هشتم است. این وادیها تنها برای درمان اعتیاد نیستند، بلکه به ما آموزش میدهند چگونه درست زندگی کنیم و در صلح و آرامش باشیم. به همین دلیل باید وادیها، نوشتارها و کتابهای کنگره را بارها مطالعه کنیم؛ چراکه هر بار نکته جدیدی از آنها دریافت میکنیم.
در وادی اول میخوانیم: « با تفکر ساختارها آغاز می گردد، بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می رود » من ۴۲ سال درگیر مواد مخدر بودم و در این مدت تفکر داشتم، اما چون حرکت و راه درستی وجود نداشت، مانند اسب عصاری در یک مسیر تکراری میچرخیدم.
در وادی هفتم میخوانیم: « رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری؛ آنچه برداشت می نمائیم » صورتمسئله اعتیاد و روش درمانی کنگره، راهی را پیش روی ما قرار داد که امروز نتیجه آن را در درمان اعتیاد و سایر مسائل میبینیم.
و اما وادی هشتم میگوید: «با حرکت، راه نمایان میشود.» جناب مهندس حرکت را آغاز کردند و به نتیجه رسیدند. ما نیز باید حرکت کنیم؛ زیرا با تفکر خالی، اتفاقی نمیافتد و در سکون، زایشی وجود ندارد.
راهنما مسیر را نشان میدهد؛ اما حرکت کردن با خود ما است. زمانی دستم شکسته بود و حتی نمیتوانستم سه دقیقه سیدی بنویسم. آقا رضا به من گفتند: «عادت میکنی.» ادامه دادم و به جایی رسیدم که هفتهای سه سیدی مینوشتم.
کسی در این مسیر موفق است که راهنما را بپذیرد، آموزشها را اجرا کند و با پذیرش و تسلیم، در مسیر درمان حرکت کند.
ممنونم از اینکه به صحبتهای من توجه کردید.
عکس ، تایپ و ارسال : مسافر علیرضا لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
1141