English Version
This Site Is Available In English

حرکت؛ اساس هستی

حرکت؛ اساس هستی

برداشت من از سی‌دی حرکت این است که انسان برای انجام کارهای عقب‌افتاده، سر و سامان دادن به امور و حتی پیشرفت در علم و آگاهی، باید سفر کند؛ زیرا سفر همیشه خوب است و بهترین راه برای کسب تجربه و آگاهی است.

انواع سفر وجود دارد. یکی از آن‌ها سفر در عرض زمین است؛ مانند سفر کردن از شهری به شهر دیگر برای کسب علم، دانش و تجربه‌های جدید. انسان در طول زندگی همواره در حال سفر است و زندگی و حیات در طول این سفر اتفاق می‌افتد. ارتقا نیز در حرکت شکل می‌گیرد.

حرکت چیست؟ رسیدن هر چیز از یک نقطه به نقطه‌ای دیگر را حرکت می‌گویند. ممکن است حرکت، حرکت کهکشان راه شیری باشد یا حرکت تبدیل شدن آب انگور به سرکه. پس حرکت شامل همه‌چیز می‌شود و بدون حرکت، هستی معنا ندارد.

انواع حرکت:
۱. حرکت بیرونی
۲. حرکت درونی
۳. حرکت خنثی

۱. حرکت بیرونی یا آشکار: مانند سفر کردن از شهری به شهر دیگر که در آن جابه‌جایی به‌صورت آشکار اتفاق می‌افتد.

۲. حرکت درونی: در این نوع حرکت، هیچ‌گونه جابه‌جایی در زمین اتفاق نمی‌افتد؛ بلکه تغییر در درون انسان شکل می‌گیرد. مانند حرکت یک مصرف‌کننده از مصرف مواد تا قطع مصرف، سپس حرکت از قطع مصرف تا رسیدن به خود و در ادامه حرکت از خود تا رسیدن به خالق خود. در این حرکت‌ها باید تغییر و تحول ایجاد شود؛ مانند درختی که در زمستان خشک و بی‌برگ است و با رسیدن بهار دوباره جان می‌گیرد.

۳. حرکت خنثی: زمانی است که انسان در جای خود درجا می‌زند و دچار سکون می‌شود؛ مانند کسی که دائماً به دور یک دایره می‌چرخد و به نقطه‌ای جدید نمی‌رسد.

پس تمام هستی در حرکت است و اگر حرکت را از هستی بگیریم، هستی نابود می‌شود. تمام جامدات، حیوانات و انسان‌ها در حال حرکت هستند و رکود بر هیچ موجودی جایز نیست.

حرکت در هستی به سه بخش تقسیم می‌شود:
۱. حرکت رو به جلو
۲. حرکت رو به عقب
۳. سکون

برای مثال، زمانی که فردی به رهایی می‌رسد، در حال حرکت رو به جلو است؛ اما اگر سفر خود را خراب کند، حرکت او رو به عقب خواهد بود.

ما از روز اَلَست این سفر را آغاز کرده‌ایم تا به روز موعود و روز قیامت برسیم. دنیا مانند یک کاروانسراست. حیات ما نه آغاز سفر است و نه پایان آن؛ تولد آغاز سفر نیست و مرگ نیز پایان سفر نخواهد بود.

برای رسیدن به ارتقا باید تلاش کنیم. تلاش، انسان را به جایگاه بالاتری می‌رساند. برای به‌دست آوردن یک جایگاه باید حرکت رو به جلو داشته باشیم؛ اما اگر ساکن باشیم، ممکن است همان جایگاه را نیز از دست بدهیم.

ما چه حرکت کنیم و چه نکنیم، هستی حرکت خود را ادامه می‌دهد. پس چه بهتر که من هم در جهت جلو و پیشرفت حرکت کنم.

حرکت‌های هستی جزئی از فرامین الهی هستند؛ مانند حرکت باد، باران و دیگر پدیده‌هایی که حیات را تشکیل می‌دهند.

سرنوشت انسان بر مبنای خواست، تقدیر و فرمان الهی است. خواست، چیزی است که ما انتخاب می‌کنیم و برای انجام آن اقدام می‌کنیم. تقدیر، نامه پیشین ماست. برای مثال، اگر امروز کسی از ما دزدی کرده باشد، ممکن است در گذشته ما از شخص دیگری دزدی کرده باشیم.

در سفرهای درونی باید آرامش خود را تقویت کنیم؛ یعنی به نفس خود اتکا داشته باشیم. یک مصرف‌کننده آرامش ندارد، اما زمانی که از جهان اعتیاد خارج می‌شود، اعتمادبه‌نفس و آرامش بیشتری پیدا می‌کند.

سفرهای درونی بسیار مهم هستند و همسفر بد همان نیروهای منفی هستند که انسان را از هدفش دور می‌کنند.

ما دو همسفر درونی داریم؛ یکی مثبت که همان روح است و دیگری منفی که جن نامیده می‌شود.

زمانی که یک رهجو از اعتیاد رها می‌شود و به حال خوش می‌رسد، ممکن است با خود تصور کند که اگر یک قرص مصرف کند، اتفاقی نمی‌افتد. این فکر همان چیزی است که همسفر بد یا نیروی منفی به او القا می‌کند. او این صدا را می‌شنود و اگر به آن گوش دهد و عمل کند، ممکن است سفرش خراب شود.

زمانی که انسان به حقانیتی دست پیدا می‌کند، در گفتار، بیان و کلام او قدرت ایجاد می‌شود.

خطوط به‌تنهایی معنای خاصی ندارند؛ اما زمانی که در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، شکل‌های زیبا و معناداری به وجود می‌آورند.

حیات همیشه ادامه دارد. چه زیباست که با کشیدن زیباترین تصویر از حیات خویش، دفتر طبیعت را به امانت نگه داریم.

انجام هر عملی سختی‌های خودش را دارد؛ اما زمانی که انسان در صراط مستقیم باشد، با کمک گرفتن از القا و الهام، راه سخت برای او آسان‌تر می‌شود

منبع: سی‌دی حرکت
نویسنده و رابط خبری: همسفر آزاده رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر فاطمه (دبیر سایت)
همسفران نمایندگی رفسنجان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...