جلسه پنجم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رودکی به استادی راهنما همسفر معصومه، نگهبانی همسفر نجمه و دبیری همسفر نگین با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود.) و تاثیر آن روی من» روز سهشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت 15:00 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که از این زاویه با شما صحبت میکنم و شما را میبینم. خدا را شکر به دلیل فرصت استادی در جایگاه لژیون سردار و از همسفر نجمه که این فرصت را به من دادند تا بتوانم تجربه کسب کنم، از ایجنت همسفر لیلا، مرزبانان خیلی ممنون هستم؛ همچنین به همسفر نگین و همسفر زهرا خداقوت عرض میکنم. امیدوارم خداوند کمکم کند؛ چون مطلب در مورد وادی هشتم خیلی زیاد و ربط دادن آن به لژیون سردار زیاد است. امیدوارم که بتوانم همه مطالب را ادا کنم.
داشتم در مورد دستور جلسه فکر میکردم که قبل از کنگره همیشه یکسری افراد را میدیدم که خیلی آرامش دارند؛ حتی در فیلمها یکسری شخصیتهایی بودند که آرامش دارند و از مسائل بحرانی که پیش میآید خیلی با آرامش برخورد میکنند، همیشه با خودم میگفتم: چه میشود اگر من اینجوری میشدم و همه چیز بهتر و قشنگتر میشد؟ ولی نمیدانستم باید چهکار کنم؟ واقعاً تا به این نقطه برسم و تا اینکه راهم باز شد و به کنگره آمدم؛ در اولین قدم فهمیدم باید تمرین کنم آن هم نه تمرینی که یک شبه بخواهد صورت بگیرد؛ چون اصلا ماندگاری پیدا نمیکند و پایدار نمیماند. فهمیدم آن حرکتهای کوچکی که از اصلا به نظر من نمیآمد؛ متوجه شدم چه قدر مهم بوده است و فهمیدم باید حرکت کنم.
اولین کاری که کردم برای اینکه بتوانم دنیای خود را جور بهتری بسازم و بهترین نسخه خودم در جهان هستی باشم؛ فهمیدم باید قدمهایم خیلی محکم باشد و خیلی محکم حرکت کنم. اولین کاری که در کنگره یاد گرفتم انجام دهم این بود که شاید دچار منیت بودم و احساس قربانی شدن زیاد از حد در من بود؛ تصمیم گرفتم بیرون بیایم و به خودم ایمان داشته باشم و به عمق وجود خودم بیایم؛ یعنی خودم را شناسایی کنم و ببینم نقاط قوت من در چیست؟ نقاط ضعف من کجا است؟ وقتی اینها را پیدا و برطرف شد، فهمیدم باید عزتنفس داشته باشم، برای خودم ارزش قائل باشم و خودم را دوست داشته باشم و اینگونه جرئت پیدا میکنم. وقتی جرئت پیدا میکنیم؛ اگر در مسیر هم شکست بخوریم، حرکت را ادامه میدهیم و از آن شکست فقط درس میگیریم و ناامید نمیشویم.
یک مسئله دیگری که در حرکت است؛ چون اکثر همسفرها حرکت میکنند و در نیمه راه باز میمانند، دلیلش این است که آقای مهندس در سیدی «ملک لامکان» گفتند: ما آنقدر بنبستها و گرهها به دستهایمان بستهایم یا آنقدر دچار تنفر، قضاوت و ترس که خود این ترس خیلی مسئله مهمی است و اینها نمیگذارند ما حرکت کنیم؛ پس باید روی این صفات کار کنم. اگر ذهنیت مثبت نداشته باشیم؛ اصلا رشد صورت نمیگیرد. کار نیروهای منفی چیست؟ نیروهای منفی میآیند و همان ذهنیت مثبت را مختل میکنند.
اصلا یک موضوعی که یاد گرفتهام این است که وقتی در مسیری حرکت میکنم؛ باید هدف داشته باشم آن هم نه مثل زمان قبل از ورودم به کنگره که فکر میکردم؛ باید هدف خیلی بزرگی داشته باشم نه هدف باید واقعی و دستیافتنی باشد؛ یعنی همان قدمهای کوچک. وقتی به هدفهای بزرگتر فکر میکنیم و هنگامی که قرار است انجام شود؛ حس ناامیدی، ناخودآگاه به سراغ ما میآید حالا اگر مثالی بزنیم مانند کاهشوزن، یک شخصی میخواهد در عرض یک ماه 10 کیلوگرم کم کند، حالا کم هم میکند؛ ولی برمیگردد و برگشت میخورد یا اصلا نمیتواند کم کند و این حس ناامیدی به او دست میدهد. دریغ از اینکه کافی است قدمهایش کوچک باشد، ۳۰ دقیقه در روز پیادهروی کند، غذای سالم بخورد و درست غذا بخورد که در نهایت آن نتیجه را خواهد گرفت.
چیزی که در هدف به نظرم مهم است، باور و ایمان ما است؛ یعنی اگر من هدفم خیلی عالی و روشهایی را که میروم همه درست و عالی باشند؛ ولی اگر باور و ایمان نداشته باشم راه برای من سخت میشود. طبق تجربهام، چیزی که خیلی از همسفران با آن درگیر هستند این است که همه چیز خوب است، عالی سیدی مینویسند و به موقع میآیند و میروند و چیزی که در این راه باعث میشود احساس موفقیت در ما ایجاد کند این است که باید تمرکزت روی چیزهای خوب باشد. وقتی که تمرکزت روی چیزهای خوب باشد؛ ناخودآگاه مسیرت، مسیر درستی است. من جلو میروم و مسئولیتهایم را حتماً بپذیرم و وقتی میپذیرم مثل موبایل که بالای آن پیام میآید؛ باید بروزرسانی شود یا یک برنامه را میبینید چند روز پیام میآید که بروزرسانی شود تا آن برنامه به ما بهتر خدمات بدهد و بهتر عمل کند و دقیقا وقتی میپذیریم، مسائل و چالشها همان بروزرسانی است؛ یعنی من وقتی بروزرسانی میشوم عملکرد بهتری از خودم نشان میدهم. اگر انعطافپذیر باشیم میتوانیم خیلی راحتتر از چالشها عبور کنیم. صبر، زمان، تکرار و استمرار همهی اینها در وادی هشتم و در حرکت خیلی مهم است حالا که فرصت نفس کشیدن و فرصت تغییر کردن داریم به نظرم یک مقدار عجله کنیم تا امروز و آینده خودمان را خیلی بهتر بهتر بسازیم و یک نسخهی بهتر از نسخه قبلی خودمان باشیم.
با اجازه یک مقدار کمی در مورد جشن گلریزان دوست داشتم صحبت کنم. هر وقت اسم جشن، کلمه جشن گلریزان میآید ناخودآگاه فکر من و حتی شما شاید به سمت بخشش، انفاق، رها کردن، عشق و زیبایی برود. با خودم داشتم فکر میکردم من واقعا بیست سال از بهترین سالها و روزهای زندگیام را در تاریکی بودم؛ الان که دورهم جمع شدهایم همهی ما بهای سنگینی را پرداخت کردهایم و همگی الان برای اینکه روی این صندلی و خود من که در جایگاه استادی نشستهام؛ بیست سال از زندگیام رفته است و بهای سنگینی دادهام. کسی که در لژیون سردار است؛ مطمئناً لژیون سردار را درک کرده و فهمیده؛ چون کسایی هستند که شنیدید میگویند خب وضع مالیاش خوب است که سردار، دنور و پهلوان شده نه چنین نیست؛ لژیون سردار لژیون وادی چهاردهم، لژیون عشق و بخشش است.
به گفته آقای مهندس ما مثل کارمندهای بانکی هستیم که پشت باجه نشستیم، پولها را میگیریم و باید به صاحب اصلیاش برگردانیم. این پولها برای بانک نیست؛ باید به صاحب اصلیاش برگردانیم. میدانید واقعا راز لژیون سردار چیست که بعضی از آن جدا نمیشویم؟ به نظر من راز آن حال خوب است. لژیون سردار طوری قدرت به تو میدهد که میتوانیم بقیهی صفات زشت مثل: منیت، تکبر و ترس را به راحتی کنار بگذاری. من میگویم همهی صفاتی که درون ما هستند که توسط خداوند گذاشته شده؛ باید یک مسیری طی شود تا به او برسیم؛ اما تنها صفتی که از نظر من راه میانبری است که زودتر به خدای خودت نزدیک شوی همین صفت بخشش است. اگر درد و رنج کشیدم و تاریکی را تحمل کردم؛ الان زندگیام التیام پیدا کردهاست و اگر به دانش و آگاهی دست پیدا کردم، چرا من این فضا را آماده نکنم برای افرادی که خارج از کنگره هستند؟ چرا این چراغ را روشن نگاه ندارم که آنها هم بخواهند بیایند به سلامتی و آگاهی برسند؟ چرا نباید این کار را انجام دهم؟ و جالبتر از همه اینکه شما نتیجهی پرداختی که در لژیون سردار در کنگره۶۰ با تمام گوشت، پوست و استخوانتان لمس میکنید.
یک زمانی بود نمیدانستید باید کجا و به چه کسی ببخشید که حس و حالتان خوب شود. الآن داریم متوجه میشویم کجا داریم میرویم و میبخشیم؛ پس شرط عضویت در لژیون سردار وضع مالی خوبی نیست. به قول استاد سردار که میگوید: انجامها انجام میگیرد، درحرکت خود هیچ تردیدی راه ندهید که مسافرین دیگر در تکمیل سقفهای مرفوع با شما همنوا خواهند شد، فرّ انسانهای بربادرفته و در خاکستر مدفونشده، مانند گنجی به صاحبان اصلی آنها پس داده خواهند شد. مشروط بر اینکه آن را طلب نمایند. کافی است تصمیم بگیرید؛ تمام کائنات و عواملی را خداوند اجیر کرده است که بیایند و به من و شما کمک کنند تا ما این درجه و جایگاه تجربه کنیم و امیدوارم همه به آن بیداری برسیم.



تایپیست: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر فربیا (لژیون سوم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر مریم
ویرایش و ارسال: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر فربیا (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رودکی
- تعداد بازدید از این مطلب :
182