جلسه نهم از دوره هشتادوهشتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی آکادمی به استادی راهنما همسفر فاطمه و نگهبانی همسفر ریحانه و دبیری همسفر سعیده با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من» روز سهشنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم که در جمع شما حضور دارم. از همسفر گلناز ایجنت، تیم مرزبانی و همسفر نگهبان و دبیر گرامیشان سپاسگزارم که بار دیگر امکان تجربه این جایگاه را به من دادند تا آموزش ببینم و خدمت کنم. در وادی هشتم به ما یادآوری میشود که با حرکت، راه نمایان میشود و در سکون هیچ زایشی نیست؛ زیرا با حرکت است که همهچیز به جریان میافتد. وقتی سخن از حرکت به میان میآید، یعنی من باید قدم بردارم؛ اما در چه مسیری؟ خداوند هنگام خلق انسان، با تفویض اختیار کامل، دو راه پیش رویش قرار داد تا خودش دست به انتخاب بزند: راه ضد ارزشها که به تباهی ختم میشود، یا راه خیر و ارزشها که به آرامش میرسد. انتخاب این مسیر به میزان دانش، آگاهی و مهار نفس بستگی دارد، همان آموزشهایی که در کنگره فرامیگیریم تا بدانیم کدام راه به صلاح ما است.
زمانی که وارد کنگره شدم، تصور میکردم دانایی زیادی دارم؛ چون همیشه شنونده خوبی بودم و از تجربیات دیگران درس میگرفتم. فکر میکردم همین خصلت کافی است؛ اما با ورود به کنگره فهمیدم مطالب زیادی هست که نمیدانم و خیلی کارها را اشتباه انجام میدادم. اولین چیزی که آموختم، فرمانبرداری بود؛ اینکه از راهنمایم حرفشنوی داشته باشم و مسیری را که نشان میدهد، بپذیرم. گام اول، سیدی نوشتن بود، کاری که قبلاً از آن متنفر بودم و اصلاً دلم نمیخواست درس بخوانم. اما با تلاشهای راهنمایم همسفر فخری یاد گرفتم اگر روی این صندلی نشستهام، نباید ساکن بمانم؛ زیرا آب راکد تبدیل به مرداب میشود. تلاشم را زیاد کردم، سیدیها را نوشتم و آموزشها را پذیرفتم، بدین ترتیب راه برایم روشن شد.
تا اینکه نوبت به خدمت مرزبانی رسید. من از مرزبانی ترس زیادی داشتم؛ چراکه جهل سبب میشود انسان از کار پیشرو یک غول بسازد؛ اما همانطور که این وادی آموزش میدهد، با حرکت راه نمایان میشود. وقتی قدم گذاشتم، مسیر باز شد و سختیها سپری شدند؛ چراکه «لحظه دشواری احساس نمیشود، بلکه یادآوری آن دشوار است». یاد گرفتم نباید ترسید، بلکه باید تلاش را بیشتر کرد تا با افزایش تلاش، ترس کنار برود و راه هموار شود.
میگویند: «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است». پس از گذراندن خدمت مرزبانی، در آزمون راهنمایی قبول شدم و فهمیدم که اگر بخواهم، توانایی پیشرفت را دارم. همین موضوع اعتمادبهنفسم را بیشتر کرد و من را در مسیر تازهای قرار داد. در زندگی باید مراحل را یکی پس از دیگری بگذرانیم و با تلاش خود، تجربیات بیشتری به دست آوریم. فهمیدم حالا که راهنما شدهام نباید دست از تلاش بردارم، بلکه باید آن را افزایش دهم تا در مسیر درست باقی بمانم. این وادی به من یاد میدهد که باید قدم بردارم و در مسیر ارزشها پیش بروم تا به آرامش و خواستههای قلبیام برسم؛ زیرا همین حرکت است که وضعیت من را تغییر میدهد و من را از حالت سکون درمیآورد.
در رابطه با پیمان، به همسفران سفر دوم پیشنهاد میکنم این تجربه ارزشمند را داشته باشند. پیمان یکی از ترسهای من بود که از آن میگریختم. فکر میکردم اگر پیمان ببندم دیگر نباید هیچ اشتباهی انجام دهم، در حالی که این تفکر اشتباه بود. من یک انسانم و ممکن است خطایی از من سر بزند. خوبی پیمان این بود دوربینی را که سمت دیگران گرفته بودم و به قضاوتشان میپرداختم، سمت خودم برگرداندم تا به بازنگری خود بپردازم، اشتباهاتم را ببینم و خسارتهای واردشده به خود، دیگران و جامعه را ترمیم و جبران سازم. در واقع یاد گرفتم از اشتباهاتم درس بگیرم و کار درست را انجام دهم. امیدوارم همه ما بتوانیم مسیر درست را انتخاب کرده و به آرامش کامل برسیم.
مراسم تجلیل از راهنما تازهواردین همسفر نرگس
خدا را شکر میکنم که به من توفیق خدمتگزاری داد، مسیر کنگره را نشانم داد و مرا هدایت کرد. از آقای مهندس برای آموزشهای نابشان و این بستر مقدس بسیار سپاسگزارم. از خانواده محترمشان، خانم آنی بزرگ، استاد امین، خانم آنی و خانم شانی قدردانی میکنم و امیدوارم همیشه سلامت باشند. از همسفر گلناز برای تمام حمایتها و بستری که فراهم کردند تا در آرامش خدمت کنیم، سپاسگزارم. همچنین از ایجنتهای دورههای قبل، همسفر شهره و همسفر راحله و مرزبانهای دورههای گذشته که از آنها آموزش گرفتم ممنونم. از مرزبانهای جدید، همسفر آیدا، همسفر بهاره و همسفر صدیقه بسیار سپاسگزارم. از راهنماهایم همسفر بنفشه، همسفر آنی و همسفر زری که مانند یک معلم با آموزشهای خوبشان راه را نشانم دادند و حمایتم کردند، صمیمانه تشکر میکنم. روزی که خدمتم را شروع کردم، به دلیل مشکلاتم فکر نمیکردم بتوانم آن را به پایان برسانم؛ اما خدا را شکر میکنم که با وجود تمام مسائل، این مسیر را به سلامت طی کردم.
.jpeg)
تقدیر از خدمتگزاران سایت
.jpeg)
دریافت شال پهلوانی راهنما همسفر مونس از دستان پر مهر دکتر امین و همسفر زهرا از دستان پر مهر آقای مهندس

مرحله ۳۰ سیدی همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون دوازدهم) و همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون نوزدهم)

رهایی DST مسافر همسفر آمنه راهنمای تغذیه سالم

رهایی ویلیام همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه
.jpeg)
دریافت نشان پیمان وادی هشتم همسفر ریحانه و همسفر لینا رهجویان راهنما همسفر گلناز


مرزبانان کشیک: همسفر آیدا و مسافر حامد
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم)
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر آیدا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
732