عشق، آنگاه که باهم قدم در مسیر خدمت میگذاریم، دیگر تنها یک حس درونی نیست؛ بلکه به چراغی تبدیل میشود که روشنایی خود را از التیام رنج یک همنوع و گرمای خویش را از همراهی انسانها میگیرد. شما بزرگواران زیباترین معنای باهم بودن را در کنگره۶۰ به تصویر کشیدهاید؛ آنجا که دستی، دست دیگری را به مهر میفشارد و این همراهی در نهایت به یاری و حمایت از دستان رهجویانی میانجامد که در جستوجوی روشنایی و رهایی قدم در این مسیر نهادهاند.
ضمن عرض خداقوت و آرزوی پایداری شما بزرگواران در مسیر خدمت، محفلی را ترتیب دادهایم تا در پرتو گرمای عشق و محبت شما لحظاتی را در کنار یکدیگر سپری کنیم و این عشق و همدلی را به همه گمگشتگانی تقدیم کنیم که در جستوجوی راهی برای بازگشت به روشنایی هستند.
همسفر مهدیه به همراه مسافرشان با آنتی ایکس مصرفی تریاک وارد کنگره۶۰ شدند. به مدت ۱۰ ماه و ۱۴ روز به راهنمایی دیدهبان مسافر اصغر و همسفر زهرا با متدDST و داروی اپیوم سفر کردند. هم اکنون ۵ سال و ۹ ماه است که با عنایت خداوند و دستان پر مهر مهندس حسین دژاکام آزاد و رها هستند. رشته ورزشی همسفر مهدیه بدمينتون و رشته ورزشی مسافر یاسر والیبال است. همسفر مهدیه در جایگاههای حضور و غیاب، کارت عضویت، ورزشبان بدمينتون خدمت کردند و هم اکنون در جایگاه راهنما تازهواردین در حال خدمت هستند. مسافر یاسر در جایگاههای دبیر و نگهبان کارگاه آموزشی، خزانهدار لژیون سردار، OT، مسئول فالوآپ، مرزبان پارک، دبیر والیبال خدمت کردند و هم اکنون در جایگاه راهنما DST در حال خدمت هستند.

مسافری که در سفر خود دچار لغزش شده و خواهان بازگشت به مسیر است، از قضاوت دیگران میترسد و خجالت میکشد. شما چگونه به او کمک میکنید تا بر این ترس غلبه کند؟
راهنما مسافر یاسر:
سخنم را با کلام خداوند آغاز میکنم، آنجا که میفرماید: «بندگان مرا خبر ده که من آمرزندهام؛ گناهان مؤمنانی را که توبه کنند و از خطا بازگردند، میبخشم.» به نظر من یک مسافر نیز ممکن است در مسیر سفر خود دچار اشتباه و لغزش شود و سفرش را خراب کند. در چنین شرایطی ترس و ناامیدی وجودش را فرامیگیرد و شاید احساس کند دیگر راهی برای برگشت وجود ندارد؛ درحالیکه همیشه راه بازگشت وجود دارد، تنها کافی است از سمت تاریکی(ترس و ناامیدی) به سمت روشنایی و آرامش حرکت کند. در جایگاه راهنما، نخستین پیامی که به چنین مسافری میدهم این است: اشتباه پایان راه نیست، مهم این است که دوباره قدم در مسیر کنگره۶۰ بگذارید. من او را با عشق و محبت میپذیرم و تلاش میکنم بدون سرزنش و قضاوت شرایطی را فراهم شود تا بتواند دوباره در مسیر آموزشهای کنگره۶۰ قرار گیرد، سفر خود را ادامه دهد و به درمان برسد. به اعتقاد من راهنما در چنین لحظاتی بیش از هر چیز باید چراغ امید را در دل مسافر روشن نگه دارد و به او اطمینان دهد که برای بازگشت همیشه فرصت وجود دارد.
از نگاه شما مهمترین آموزشی که یک تازهوارد از راهنمای تازهواردین دریافت میکند، چیست؟ دوست دارید چه تصویری از وجود شما در ذهن او باقی بماند؟
راهنمای تازهواردین همسفر مهدیه:
از نگاه من یک تازهوارد معمولاً با شرایط روحی مطلوبی وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ نمیشود. در چنین شرایطی راهنمای تازهواردین میتواند با عشق، محبت و حس همدردی نخستین جرقههای امید را در وجود او روشن کند. اگر راهنما این عشق و محبت را در درون خود داشته باشد، میتواند آن را به تازهوارد منتقل کند و تازهوارد نیز آن حس را در وجود خود دریافت خواهد کرد. مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «من باید درونم چیزی را داشته باشم تا بتوانم آن را ببخشم». من همواره آرزو دارم تصویری که از من در ذهن یک تازهوارد نقش میبندد، تصویر آرامش و لبخندی باشد که در روزهای دشوار از من دریافت کرده است؛ البته تصویری که به او یادآوری کند در کنگره۶۰ میتواند عشق، آرامش و امید را تجربه کند.
لطفاً بفرمایید آیا صبر کردن، حرکتی در مسیر تحول است یا انتظاری منفعلانه؟
راهنما مسافر یاسر:
صبر کردن حرکتی آگاهانه در مسیر تکامل است. انسان برای رسیدن به اهداف و خواستههای خود نیازمند صبر است. صبر هنری بزرگ است و یکی از مهمترین آموزشهایی که در کنگره۶۰ آموختم، صبر کردن است. پیش از ورود به کنگره تصور میکردم صبر یعنی منتظر ماندن و دست روی دست گذاشتن تا گذر زمان مشکلاتم را برطرف کند؛ اما بهتدریج دریافتم که صبر به معنای حرکت همراه تلاش، کوشش و پذیرش فرآیند زمان است. یکی از مشکلات بزرگ من اعتیاد بود؛ اما در کنگره آموختم که برای رسیدن به درمان و بازسازی جسم باید فرآیند زمان را طی کنم. جسم من برای بازسازی و رسیدن به تعادل نیازمند مدت زمان مشخصی بود و این مسیر نزدیک به ۱۰ ماه به درازا کشید؛ اما در کنار گذر زمان تلاش و حرکت خود من نیز ضروری بود. امروز میدانم که برای رسیدن به هر هدفی باید صبر داشته باشم، آموزش ببینم، حرکت کنم و اجازه دهم زمان در کنار تلاش من کار خویش را به انجام رساند. صبر واقعی به معنای حرکت درست در مسیر و اعتماد به فرآیند تکامل است.
از نظر شما قوانین و حرمتهای کنگره۶۰ تا چه اندازه با قوانین جاری در خانواده همسو هستند؟ این قوانین چه تأثیری بر مسیر رشد و تعالی رهجو خواهند داشت؟
راهنمای تازهواردین همسفر مهدیه:
به باور من قوانین و حرمتهای کنگره۶۰ در بسیاری از موارد ما را از ضد ارزشها دور میسازند؛ ارزشهایی همچون راستگویی، پرهیز از سرزنش و قضاوت دیگران، خودداری از به کارگیری الفاظ ناشایست. این حرمتها برگرفته از کلام الهی و آموزههای ارزشمند انسانی هستند و به ما میآموزند که چگونه در زندگی و روابط خود رفتاری شایستهتر در پیش بگیریم. اگر بتوانم این حرمتها را در زندگی شخصی خود نیز به کار ببندم، بیتردید میتوانم روابط سالمتر و آداب معاشرت بهتری را در خانواده داشته باشم؛ درواقع حرمتها مرزهای میان اعضاء خانواده را مشخص میکنند و سبب میشوند هرکس حریم و جایگاه دیگری را بهتر بشناسد و آن را محترم شمارد. در نتیجه میتوانیم با رعایت این مرزها در کنار یکدیگر با آرامشی بیشتر زندگی و از بسیاری از مشکلات و تنشها پیشگیری کنیم. در کنگره۶۰ نیز قوانینی بر پایه تجربه وجود دارد که اگر رهجو آنها را رعایت و اجرا کند، میتواند در مسیر درمان اعتیاد به هدف خود دست یابد و در ادامه خدمتگزاری شایسته باشد؛ همانگونه که خود از آموزشها و یاری دیگران بهرهمند شده میتواند به دیگران نیز کمک کند. در پایان بر این باورم که حرمتها صرفاً مجموعهای از بایدها و نبایدها نیستند؛ بلکه برای پاس داشت حریم هر شخص و هر مکان پدید آمدهاند و اگر آنها را از کنگره۶۰ به زندگی روزمره خود منتقل کنیم، میتوانیم آرامش و نظم بیشتری را در زندگی تجربه کنیم.
چه راهکارهایی وجود دارد که یک راهنما جایگاه خدمتی خود را به سنگ محکی برای سنجش رشد و پالایش وجود خویش بدل سازد؟
راهنما مسافر یاسر:
یکی از دستور جلسات ارزشمند کنگره۶۰ «ازفرمانبرداری تا فرماندهی» است. به باور من یک راهنما زمانی میتواند جایگاه خدمتی خود را به سنگ محکی برای سنجش رشد و پالایش خویش تبدیل کند که پیش از هرچیز خود را ملزم به رعایت قوانین و حرمتهای کنگره۶۰ بداند و در مسیر تفکر و آموزشهای آن حرکت کند. من زمانی میتوانم در این مسیر به رشد و تکامل دست یابم که آموزشها را صرفاً در حد دانستن و شنیدن نگاه ندارم؛ بلکه آنها را در زندگی و عمل خویش به اجرا درآورم. زمانی تزکیه و پالایش برای من رخ میدهد که آموزشها به عمل تبدیل شوند و بتوانم آنها را در رفتار و زندگیام جاری سازم. ما در کنگره۶۰ برای باورها بهتنهایی ارزشی قائل نیستیم؛ زیرا باور زمانی ارزشمند است که به عمل و تجربه تبدیل شود. زمانی که فرمانبرداری را درست بیاموزم و در مسیر آموزشها حرکت کنم، بهتدریج میتوانم به جایگاه فرماندهی برسم؛ درواقع نخست فرماندهی بر نفس خویش را فراگیرم و سپس بتوانم در جایگاه خدمت، مسئولیت و فرماندهی قرار گیرم.

آیا بخشش در لژیون سردار زاییده قدردانی است یا نوعی مبادله حسابگرانه که در آن میبخشیم تا بیشتر دریافت کنیم؟
راهنمای تازهواردین همسفر مهدیه:
بیگمان هر آنکس که در لژیون سردار میبخشد، دریافتهای فراوانی را نیز نصیب خود خواهد کرد خواه مادی یا معنوی باشد. این بخشش همچون بوی گل است تا آن را از نزدیک استشمام نکنید، نمیتوانی به عمق و لذت آن پی ببرید؛ چرا که این بخشش در حقیقت نوعی مبادله با خداوند است. اگر به بخش نخست پرسش بازگردم، بیشک حضور و خدمت من در لژیون سردار زاییده قدردانی است؛ زیرا کنگره۶۰ به من و خانوادهام جانی دوباره بخشیده است. همواره با خود میاندیشیدم که باید در حد توان خویش کاری انجام دهم تا برای کسانی که همچون من با دشواریها دستوپنجه نرم میکنند، بستری فراهم آید تا بتوانند به این مکان امن گام نهند و فرصت تجربه آنچه را که من تجربه کردهام، بیابند.
به عنوان کلام آخر اگر بخواهید حستان را نسبت به کنگره۶۰ در یک جمله بگنجانید، آن جمله چه خواهد بود؟ چه آرزویی برای آینده این مسیر دارید؟
راهنما مسافر یاسر:
کنگره۶۰ برای من بهترین راه رسیدن از خود به خالق هستی است. مسیری برای احیای انسانهای دردمند و بازگرداندن امید، آرامش و زندگی به آنان است. آرزو دارم این مسیر روزبهروز گستردهتر شود و انسانهای بیشتری طعم رهایی و حال خوش را تجربه کنند.
راهنمای تازهواردین همسفر مهدیه:
کنگره۶۰ برای من مثل سرزمین دانایی است؛ سرزمینی که در هر کوچه و پسکوچهاش میتوان به دانایی و علم جدیدی دست پیدا کرد؛ حتی به چیزهایی که شاید در ابتدا دستنیافتنی به نظر برسند. در این مسیر هرچهقدر بیشتر آموزش میگیریم و به دانایی میرسیم، میتوانیم خودمان را رشد دهیم و قدمی در مسیر تکامل برداریم. آرزوی من جهانی شدن کنگره۶۰ و گسترش این آموزشها در سراسر دنیاست؛ همچنین آرزو دارم نمایندگی ویژه مسافران خانم در شهر گلپایگان ایجاد شود تا افراد بیشتری بتوانند از این مسیر و آموزشها بهرهمند شوند.
در پایان از شما بزرگواران سپاسگزاریم که نشان دادید رهایی، از دستان مهربان کسانی که خود رها شدهاند، ممکن میشود. برای شما و خانواده بزرگ کنگره۶۰ روزهایی سرشار از عشق و توفیق خواستاریم.
طراح سؤال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر هما (لژیون نهم)
مصاحبه کننده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
168