جلسه هفتم از دوره ششم جلسات سردار نمایندگی عطار نیشابوری با استادی پهلوان همسفر الهه، نگهبانی همسفر عصمت و دبیری همسفر اکرم با دستورجلسه «وادی هشتم ( با حرکت، راه نمایان میشود) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان لژیون سردار تشکر میکنم که این جایگاه را در اختیار من قرار دادند تا در کنار شما آموزش بگیرم. از مهندس حسین دژاکام هم تشکر میکنم که این بستر را برای آموزش و خدمت ما فراهم کردند.
در مورد دستور جلسه وادی هشتم، ما با یک کولهبار از وادیها وارد این مسیر شدهایم و میرسیم به وادی هشتم که میگوید: با حرکت راه نمایان میشود. ما خیلی فکر میکنیم و میگوییم ایکاش این کار را یا آن کار را انجام میدادم؛ اما هنوز حرکتی نکردهایم. در لژیون سردار این بستر فراهم شده که این ایکاشها را به مرحله اجرا برسانیم.
از کودکی به ما گفتهاند: با هر دست بدهی، با همان دست میگیری. خداوند هم میفرماید: هر کاری انجام دهید، چند برابر آن به شما برمیگردد. برای من همسفر شاید درک این موضوع سخت باشد. اینکه فردی سالها به خودش، خانواده و اجتماع خسارت زده؛ اما یک روز تصمیم گرفته حرکت کند و امروز به جایگاهی رسیده است که میتواند به دیگران کمک کند. هیچ ضمانتی وجود ندارد که من فردا را ببینم؛ پس وقتی امروز در این مسیر قرار گرفتهام؛ باید حرکت من به مرحله اجرا برسد.
لژیون سردار برای من فقط کمک مالی نیست. من میتوانم از وقت، توان، علم، محبت و تمام سرمایهای که در اختیار دارم ببخشم. در قرآن هم وقتی از انفاق صحبت میشود، فقط منظور مال و ثروت نیست. تمام وجود انسان میتواند در این مسیر قرار بگیرد. گاهی اوقات میگویم الان نمیتوانم، خودم نیاز دارم، بچه دارم، زندگیام را دارم و بعداً انجام میدهم؛ اما این دغدغهها همیشه در زندگی ما وجود دارند؛ اگر قرار باشد صبر کنیم تا همه مشکلاتمان تمام شود؛ شاید هیچوقت زمان حرکت نرسد. وادی هشتم به من میگوید حرکت کن تا راه برایت نمایان شود.
من وقتی وارد در لژیون سردار شدم؛ باید آموزش ببینم و درک کنم که بودن من در این جایگاه اتفاقی نیست. خیلی از چیزهایی که امروز داریم، نتیجه آموزشهایی است که از پدر و مادرمان گرفتهایم؛ حتی پسانداز کردن و بخشیدن را از آنها یاد گرفتهایم و امروز این آموزشها در کنگره۶۰ شکل دیگری نمایان شده است. وقتی به زحمات مهندس دژاکام فکر میکنم، میبینم ایشان عمر و سرمایه خودشان را صرف کردند تا انسانهایی که درگیر بیماری اعتیاد هستند بتوانند جان خودشان را نجات بدهند. امروز خانوادههایی هستند که هنوز درگیر رنج هستند و بچههایی که حسرت آغوش و محبت پدرشان را دارند؛ پس من هم باید از جایی شروع کنم و سهم خودم را در این مسیر انجام بدهم.
من باید کمک کنم کسانی که در شعبه هستند و هنوز لژیون سردار را نمیشناسند، با این جایگاه آشنا شوند. شاید با دعوت ساده، یک لبخند، یک کلام یا بیان تجربه خودم بتوانم کسی را به این مسیر بیاورم. من خودم از لژیون سردار یک زندگی جدید گرفتهام و بعضی از تجربهها را حتی نمیشود با کلام بیان کرد؛ فقط باید در دل بماند. یکی از چیزهایی که برای من جالب بود این است که در لژیون سردار هرکس به اندازه توان خودش میتواند حرکت کند. یک نفر ممکن است مال بدهد، یک نفر وقتش را بدهد، یک نفر علم و آموزش خودش را در اختیار دیگران قرار دهد. مهم این است که حرکت کنیم. همانطور که گفته میشود: هرچند کم، در کنار هم دریا میشود.
وقتی در پایان جلسه گفته میشود: هیچ دستی باز نماند، برای من این خودش یک نشانه است. در کنگره۶۰ دائماً باید تفکر کنیم. در وادی اول میخوانیم که با تفکر ساختارها آغاز میشود؛ پس من باید ساختار وجود خودم را به سمت انسانیت ببرم. من باید انسان باشم تا بتوانم انسان بسازم. به نظر من لژیون سردار یک لژیون انسانسازی است و کنگره۶۰ یک سازمان انسانساز است.
امروز خیلی از ما آموزشهای زیادی گرفتهایم. شاید دیگر زمان آن باشد که فقط آموزش نبینیم؛ بلکه آنچه یاد گرفتهایم را به عمل تبدیل کنیم و خودمان برای دیگران راهنما باشیم؛ نباید در مسیر گرفتار وسوسهها و راههای گریز شویم. در مسیر زندگی همیشه چیزهایی وجود دارد که میتواند ما را سرگرم کند؛ اما من باید بدانم هدفم چیست و سرمایهای را که در اختیارم قرار گرفته، کجا باید خرج کنم. وقتی میگویم میخواهم دنور، سردار یا پهلوان شوم؛ نباید فقط به شال و عنوان آن فکر کنم. این جایگاهها باید باعث رشد و تکامل من شوند. اينکه چرا گاهی درخواست پهلوانی یک نفر پذیرفته نمیشود و گفته میشود هنوز زمانش نرسیده، به این دلیل است که این جایگاه فقط یک عنوان نیست. کسی که به این جایگاه میرسد باید در عمل نشان دهد که مفهوم آن را درک کرده است.
وقتی من بفهمم لژیون سردار چیست، میفهمم مالی که در اختیار من است فقط برای من نیست و میتوانم بخشی از آن را در راهی قرار بدهم که به انسانهای دیگری کمک شود. آن وقت بهتر میفهمم که مهندس دژاکام چه سرمایه بزرگی را برای نجات انسانها گذاشتهاند.
در نهایت برای من وادی هشتم یعنی فقط فکر کردن کافی نیست؛ باید حرکت کنم؛ اگر حرکت کنم، راه برایم نمایان میشود و در این مسیر هم من رشد میکنم و هم میتوانم در رشد و نجات انسانهای دیگر سهمی داشته باشم. لژیون سردار برای من فرصتی است برای اینکه بخشیدن، خدمت کردن و انسان بودن را در عمل تجربه کنم.

تایپیست: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون ششم)
عکس: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی عطار نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
254