English Version
This Site Is Available In English

با حرکت راه نمایان می‌شود و هر شکست برای من یک تجربه و یک پله است.

با حرکت راه نمایان می‌شود و هر شکست برای من یک تجربه و یک پله است.

یازدهمین جلسه از دور دوم لژیون سردار نمایندگی امیر اراک با استادی راهنمای محترم مسافر رحمان و نگهبانی پهلوان مسافر مجتبی و دبیری مسافر امید و خزانه‌داری مسافر محمد با دستور جلسه « وادی هشتم و تاثیر آن روی من » در روز سه‌شنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۷/۱۴رأس ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار نمود .

 

خلاصه سخنان استاد :

 

سلام دوستان رحمان هستم مسافر .در وهله اول می‌خواهم از زاویه ای دیگر به دستور جلسه نگاه کنم .مسئله‌ای که باعث شده ما به دنبال هم جمع شویم ،اعتیاد است . اینکه راه‌های مختلفی را رفته‌ایم و نتوانسته‌ایم اعتیاد را درمان کنیم و همگی ما به کنگره ۶۰ آمده‌ایم و دور هم جمع شده‌ایم تا به حال خوب برسیم و این نشأت گرفته از سه مسئله جسم روان و جهان بینی می باشد. مسئله جسم و روان شاید در آخر سفر اول و یا مدتی بعد از سفر اول به پایان برسد، اما ضلع سومی که وجود دارد مسئله جهان بینی‌ است که ابعاد مختلفی دارد. با توجه به اینکه دستور جلسه وادی هشتم است ، من مسافر باید بدانم که در لژیون سردار یک مسئولیت کلی بر عهده دارم ،در لژیون سردار ضمن اینکه آموزش‌های خاص خود را می‌گیریم و از این لژیون بهره می‌بریم، بحث مالی مطرح است زمانی که لژیون مالی در اراک شکل گرفت و آقای محمد دشتی و دوستان به آن لژیون پیوستند ،این راه بود که نمایان شد مسئله اصلی جهانبینی بود که یک فرد آمد و کمک کرد و بقیه اعضا به او پیوستند. اما همانطور که با حرکت راه نمایان شد، من رحمان را نسبت به سایر موجودات مجزا کرد این بود که دارای تفکر و اختیار بودم .این اختیار هم می‌تواندهم مثبت و هم منفی باشد ،بنابراین در مسیر ممکن است ناملایمتی‌هایی وجود داشته باشد ،اما من باید حرکت کنم ،چون هیچ موجودی جایز به سکون نیست ،حتی اگر شکست می‌خورم باید این پله‌ای باشد برای ترقی و پیشرفت که تجربه می‌شود همانطور که آقای مهندس می‌گویند ما یا می‌بریم یا می‌آموزیم باختی در کار نیست. هر شکست برای من که در کنگره هستم یک تجربه و یک پله است مثلا اگر بخواهم حرکت کنم از یک شهری به شهر دیگر شاید سالها می‌نشینم و فکر می‌کنم که آیا توانایی این مسیر را دارم؟در زمان مصرف شاید سال ها فکر می کردم که آیا می توانم درمان شوم و این به حرکت من مربوط بود. یک سفر اولی در ابتدای سفر وقتی فکر می کند که یک روزی مواد از او جدا خواهد شد شاید حالش خراب شود .نباید به مسائل ریز نگاه کرد و باید محکم و استوار پیش رفت تا به سر منزل مقصود برسیم اما وقتی به سر منزل مقصود رسید، نباید راه را جدا کنیم و یا راه را قطع کنیم. باید قدردان این سیستم باشیم مثل راهنمایان، مرزبانها و خدمتگذاران در کنگره که یک نفر برای همه و همه برای یک نفر خدمت می‌کنند .وقتی درصد دانایی من بالاتر برود، درصد خطاهایم کمتر می‌شود اگر بخواهم به حال خوب برسم و به تعادل برسم تزکیه و پالایش و برگشت از ضد ارزش‌ها نیاز است تا بتوانم خسارتهایی که به خانواده و به جامعه و غیره زده‌ام را جبران کنم. در اصل باید خلاف مسیری را که طی کرده بودم طی کنم و جبران خسارت کنم. حال به هر میزانی که می‌توانم . و حداقل در ذهنم و افکارم اتفاقاتی را رقم بزنم تا بتوانم جبران خسارت کنم .وادی هشتم یک پله‌ای است برای جهان بینی برای آسایش و برای آرامش.

از اینکه به صحبت های من توجه کردید ، از همه شما ممنونم .

 


 


نگارش : مسافر امید

عکاس : مسافر صادق 

تنظیم : مسافر مسعود 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...