«در هیاهوی جهان، جایی هست که عشق، بیهیچ ادعایی جریان دارد. اینجا کنگره است؛ جایی که دستانِ یاریگر، برای رهاییِ انسانها به هم گره میخورند. این گزارش، روایتی است از لبخندهای پنهان و قدمهای استواری که چراغ راهِ تاریکیِ اعتیاد شدهاند. تقدیم به تمام خدمتگزارانی که “بودنشان”، دلیلِ “ماندن” دیگران است.»

«در کورهٔ آموزش و خدمت، فولادِ جانِ مسافران آبدیده میشود. راهنمایانِ لژیون، با کولهباری از تجربه و دانشِ نابی که از جناب مهندس دژاکام آموختهاند، تیشه به ریشهٔ تاریکی میزنند. آنان، چراغدارانِ مسیرِ درمانند؛ هم برای مواد و هم برای سیگار.»











«نخستین گام در مسیری که به نور ختم میشود. راهنمایانِ تازه واردین، با نگاهی که درد را میشناسد و کلامی که مرهم است، مسافرانِ سرگردان را به ساحلِ آرامشِ کنگره دعوت میکنند. آنان، اولین صدایِ مهربانِ رهاییاند.»
.jpg)


.jpg)
کسانی که از آسایشِ خود میگذرند تا بذرِ رهایی در فضایی آرام، جوانه بزند. آنان که نه تنها مرزهایِ فیزیکیِ شعبه، که مرزهایِ حرمتها و قوانین را پاسداری میکنند.
اگر کنگره خانهٔ ماست، مرزبانان ستونهایِ استوارِ این خانهاند؛ اولین کسانی که در شعبه را میگشایند و آخرین کسانی که چراغها را خاموش میکنند.
سپاسگزارِ اقتدارِ مهربانانهتان هستیم.»





«سلامتِ جسم، ستونِ جهانبینی است. راهنمایانِ این لژیون، به ما میآموزند که چگونه با فرمانبرداری از عقل و احترام به بدن، تعادل را به کالبدِ خویش بازگردانیم. خدمتی که نتیجهاش، آرامشِ بیشتر و زندگیِ سالمتر است.»


«طعمِ شیرینِ رهایی؛ نقطهای که پایانِ یک کابوسِ طولانی و آغازِ یک رؤیای واقعی است. خدمتگزارانِ این بخش، نه فقط شاهدانِ این تولد دوبارهاند، بلکه معمارانِ لحظاتی هستند که امید، دوباره در رگهای یک انسان جریان مییابد.»




«اینجا، لژیونِ لژیونهاست. جایی که راهنمایان، با فروتنی در کنار هم مینشینند تا گرههایِ کورِ مسیرِ درمان را با “خردِ جمعی” بگشایند.
راهنما بودن، یعنی بارِ مسئولیتِ جانِ انسانها را به دوش کشیدن؛ و اینجا مکانی است برای سبک شدن، برای مشورت، و برای همقسم شدن در مسیرِ رهایی. راهنمایان اینجا میآموزند که حتی در اوجِ دانایی، همچنان باید “رهجو” باقی ماند تا نورِ آموزش، هرگز در وجودشان خاموش نشود.»





«و اما ستونهای استوار و بیادعایِ کنگره؛ کسانی که دیده نمیشوند اما حضورشان، تمامِ سیستم را زنده نگه میدارد. از بخشِ نشریات و OT تا مرزبانان، سایت، خدمتگزارانِ پارک و همه عزیزانی که در سکوت، بارِ سنگینِ خدمات را به دوش میکشند. شما قهرمانانِ بینامِ این نمایشِ بزرگ هستید؛ همانهایی که اگر نباشید، چرخِ رهایی از حرکت باز میایستد. دستهایتان پرتوان و قلبتان سرشار از نورِ خدمت.»








.jpg)


«لژیون سردار؛ انفاقِ عشق از داراییِ خویش.
بخشیدن، کارِ بزرگی است؛ اما بخشیدن از آنچه دوست داری، اوجِ انسان بودن است. اعضای لژیون سردار، کسانی هستند که با دستانِ پربخشندهشان، سقفِ امید را برای آیندگان بنا میکنند. آنان آموختهاند که مال و ثروت، آنگاه ارزشمند میشود که در مسیرِ نجاتِ یک انسان از چنگالِ تاریکی خرج شود. اینان، معمارانِ خاموشِ پایههایِ استوارِ کنگرهاند.»


«خدمت در کنگره، نه یک وظیفه، که یک موهبت است. ما میمانیم، خدمت میکنیم و میآموزیم، تا رنجِ انسانهای دربند، به پایان برسد. خدا قوت به تمامی خدمتگزارانِ عزیز؛ ما به عشقِ هم، زنده هستیم.»

عکس : گروه سایت
تهیه ، تنظیم و ارسال :مسافر محمد لژیون نهم
نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
430