English Version
This Site Is Available In English

حرکت و کسب دانایی، راه رسیدن به خواسته‌ها

حرکت و کسب دانایی، راه رسیدن به خواسته‌ها

در سکون هیچ زایشی و تولیدی نیست؛ هیچ چیزی خلق نمی‌شود و همه‌چیز با حرکت نمایان می‌شود. زندگی ابعاد مختلف و گوناگونی دارد، زندگی این نیست که ما منتظر مرگ باشیم و بمیریم؛ اگر این‌گونه به زندگی نگاه کنیم، زندگی سخت و دشوار می‌شود. ما باید بدانیم که دنیا فقط همین جهان نیست.

همسفر معصومه و مسافرشان ایرج با آنتی‌‌ایکس مصرفی تریاک، به روش درمان DST و داروی درمان OT، با راهنمایی مسافر عرفان و همسفر مهری ۱۰ ماه و ۱ روز سفر کردند. هم اکنون ۵ سال است که از بند مواد آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافرشان،والیبال، شنا و رشته ورزشی خودشان دارت می‌‌باشد.


شما برای جبران خسارت از خانواده چه اقداماتی انجام داده‌اید؟

مسافر ایرج: اگر بخواهم در طول مدت ۵ سالی که در کنگره هستم را بگویم؛ خسارت‌های بیش از ۲۰ سال را که به خانواده زده‌ام قطعا  جبران کامل نکرده‌ام. اما بهترین و مؤثرترین کاری که توانسته‌ام انجام دهم این بود که همسفرانم را وارد کنگره کنم؛ تا در این حرکت عظیم، زخم‌ها و آسیب‌هایی را که زده‌ام، به مرور زمان جبران کنم.

کدام حرکت در ابتدا ساده به نظر می‌‌رسید اما بعدها فهمیدید نقطه شروع یک حرکت بزرگ در زندگی شما است؟

مسافر ایرج: مسئله اعتیاد به مواد مخدر و سپس تصمیم به درمان آن در کنگره ۶۰ است ؛ با توجه به آگاهی اندکی که داشتم، فقط رها شدن از وابستگی به مواد مصرفی مد نظرم بود. اما با ادامه حرکت در این مسیر و با گذشت زمان و بالا رفتن سطح آگاهی، متوجه شدم که این مسیر، یک حرکت عظیم است که سال‌ها پیش از ورود من به دروازه اعتیاد آغاز شده و پایانی برای آن نمی‌توان متصور شد.

در متد DST، وادی هشتم را چگونه اجرایی کردید؟

مسافر ایرج: هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم تازه ۶ ماه از سفر اولم در کنگره ۶۰ گذشته بود و هنوز باور اینکه روزی رها شوم برایم سخت بود؛ اما با گذشت زمان و با تلاش، صبوری و همچنین گوش‌‌به‌فرمان بودن در مسیر سبز کنگره، راه برای من روشن و نمایان‌تر شد.

چرا از سکون چیزی بوجود یا خلق نمی‌‌شود؟

مسافر ایرج: سکون به معنای بی‌‌حرکتی و ثابت ماندن است. آب که مایع حیات است، اگر مدتی در جایی ثابت بماند، فاسد می‌‌شود. حال در نظر بگیرید که انسان با این همه سلول، اگر بخواهد صبح تا شب در کنجی بنشیند و دست به هیچ حرکتی نزند، در این صورت چه چیزی  جز ناامیدی، تباهی، تاریکی می‌‌تواند خلق کند!

از دیدگاه شما نیستی و تاریکی کجاست؟

همسفر معصومه: به نظر من، نیستی هم نوعی هستی است که فقط به دلیل عدم آگاهی و شناخت من از خود و توانایی‌هایم، از آن دور مانده‌ام؛ درست مثل بسته بودن حس‌های من (آن پنج حس برون که حضرت مولانا به زیبایی در آثار خود از آن‌ها نام برده است.)  همچنین، مانند تاریکی که به واسطه نبودِ نور به وجود می‌آید، عدم آگاهی نیز مسئله «نیستی» را برای من هر روز پررنگ‌تر می‌کند؛ تا مبادا به پوچی و ناامیدی دچار شده و از تجربه کردن و حرکت کردن باز مانده باشم.


برای رسیدن به جایگاه نگهبانی چه مسیری را طی کردید؟

همسفر معصومه: جایگاه خدمتی در کنگره‌۶۰ با دیگر نهادها متفاوت است؛ در نهادهای دیگر، جایگاه راحت‌تر به انسان داده می‌شود؛ اما در کنگره، برای رسیدن به جایگاه خدمتی که دوست داری، باید ابتدا به داناییِ آن خدمت رسیده باشی و سپس آن جایگاه به تو سپرده می‌‌شود. من نیز برای رسیدن به جایگاه نگهبانی، چهار سال آموزش دیدم و فرمانبرداری کردم تا در نهایت، آن جایگاه مرا بپذیرد.

وادی هشتم چه چیزی را در شما زنده کرد که مدت‌ها فکر می‌کردید از بین رفته است؟

همسفر معصومه: وادی هشتم، «خواسته» یا همان «هدف» را در من زنده کرد. من همیشه در زندگی‌ام خواسته داشتم؛ اما آن‌‌ها فقط در ذهن من بودند و هرگز عملی نمی‌‌شدند. وقتی با این وادی آشنا شدم، متوجه شدم که باید حرکت کنم، به خواسته‌هایم جهت بدهم و آن‌ها را دوست داشته باشم، مطمئن باشم که برآورده می‌شوند؛ درست است که در مسیرِ رسیدن به خواسته‌ها با چالش‌های زیادی برخورد می‌کنم، اما با آموزشِ وادی‌‌های قبل، می‌توانم راه صلح و آرامش را پیدا کنم.


شما زندگی و حیات را چگونه مشاهده می‌کنید؟

همسفر معصومه: انسان زمانی که صبح از خواب بیدار می‌‌شود و اجازه زندگی و زنده بودن به او داده می‌شود، بسیار ارزشمند است. پس انسان باید همان روز را زندگی کند؛ نباید در فکر گذشته و آینده باشد، بلکه باید فقط به دنبال حالِ خوش برای خود، خانواده و اطرافیانش باشد.


از دیدگاه شما آیا فرشتگان خیالی هستند؟

همسفر معصومه: به نظر من فرشتگان خیالی نیستند؛ فرشتگان پیش از انسان خلق شدند، اما با چشمِ جسمانی دیده نمی‌شوند. تنها با چشمِ جان می‌توان هزاران فرشته را دید که بدون منت و با عشق در کنگره خدمت می‌کنند؛ مانند آقای مهندس و خانواده ایشان که انسان هستند، اما ضمیر وجودشان فرشته‌گونه است.

چند نمونه از کاربردی کردن وادی هشتم در زندگی خود را می‌توانید برای ما بگویید؟

همسفر معصومه: اول اینکه تسلیمِ محضِ قدرت مطلق باشم و در صراط مستقیم حرکت کنم؛ دوم اینکه با استفاده از آموزش‌هایی که دیده‌ام، بتوانم خسارت‌هایی را که به خودم و خانواده‌ام زده‌ام جبران کنم و خودم را مفید و ارزشمند بدانم. هم‌چنین، همیشه در حرکت باشم تا مسیر برایم نمایان شود، چرا که در سکون، هیچ اتفاقی نمی‌‌افتد.

با حرکت راه نمایان می‌شود. وقتی که ما شروع کردیم به حرکت تا مشکلات و مسائل خود را حل کنیم، راه خودش به ما می‌گوید که به کدام طرف برویم. ما باید برای حرکت، اطلاعات کافی داشته باشیم و راه را بدانیم. مثلاً برای حرکت در جاده کوهستانی باید تمام جزئیات مسیر را در نظر بگیریم، تجهیزات کامل را همراه خود داشته باشیم، تجهیزات ما هفت وادی هست که در کوله پشتی خود داریم. برای حل مشکلات خود فقط فکر کردن و نشستن مشکل را حل نمی‌کند. ما باید وارد مرحله عملی شویم و حرکت کنیم وقتی حرکت کردیم در مسیر دوستان و آشنایان هم ما را یاری و راهنمایی می‌کنند.

مصاحبه‌کننده: همسفر بهناز رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون پنجم)
طراح سؤالات: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر نیره (لژیون اول)، همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون هفتم)، همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مهری (لژیون هفتم) و همسفر بهناز رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر اعظم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی باغستان کرج

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...