به نام قدرت مطلق الله
لطفاً به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید.
سلام دوستان، من فرزین هستم، یک مسافر. آخرین آنتی ایکس : متادون و قرص اعصاب. ۱۲ ماه سفر کردم، با متد DST و داروی OT، با راهنمایی ایجنت محترم، آقا فرهاد. در ادامه، یک سفر سیگار داشتم با راهنمایی ایجنت محترم، آقا فرهاد؛ رهایی ۱۶ ماه. ورزش در کنگره، شطرنج و والیبال.
وادی هشتم با این پیام آغاز میشود که «با حرکت راه نمایان میشود». از دیدگاه شما، این جمله در مسیر درمان و رسیدن به رهایی چه مفهومی دارد؟
اینکه انسان با حرکت راه برایش نمایان میشود، یعنی اگر ما بایستیم و برنامهریزی دقیقی انجام دهیم که تمام مسائل را از قبل پیشبینی کنیم، امکانپذیر نیست. اگر بخواهیم همهچیز را از قبل مشخص کنیم، حرکت هیچوقت شروع نمیشود.
باید حرکت کنیم و در مسیر، راه مشخص میشود؛ پیچوخمها و چالشهایی که با آنها روبهرو میشویم، خودشان را نشان میدهند. این چالشها به ما کمک میکنند تا سطح شخصیت و توانایی ما در برخورد با مسائل زندگی و مسائل اجتماعی بالاتر برود.
یک مسافر در مسیر حرکت ممکن است با ترس، چالش و موانعی روبهرو شود؛ چگونه میتواند از این موانع عبور کند؟
این وادی به ما میگوید نترس و شروع به حرکت کن. همانطور که در جواب قبلی گفتم، ما در مسیر به چالشها برمیخوریم و این چالشها را باید حتماً داشته باشیم تا بتوانیم آنها را حل کنیم.
این را هم باید مدنظر داشته باشیم که در سکون، هیچ زایشی نیست. با حرکت، انسان با مشکلات و چالشهایی برخورد میکند و وقتی این چالشها را حل کند، خودبهخود سطح توانایی او در برخورد با مسائل زندگی بالاتر میرود. با سکون، هیچ زایشی نیست.
وادی هشتم، جبران خسارت از خود انسان آغاز میشود. از نظر شما، مرزبان محترم، نخستین گام برای جبران خسارت از خود چیست؟
جبران خسارت از خودمان، درمان ماست. یعنی من به جسم خود، خواسته یا ناخواسته، آسیب زدهام. این جسم یا شهر وجودی، نیاز به درمان دارد و چون خودمان باعث این آسیب شدهایم، بایستی حتماً به جسممان کمک کنیم و این، جبران خسارت از جسم است.
فکر میکنم مختصر و مفید این است که جسم سالم، زمینهساز جهانبینی سالم و روان سالم است. اگر جسم بیمار باشد، نه میتوان روی روان کار کرد و نه روی جهانبینی شخص. تا جسم درمان نشود، نمیتوان روی مسائل دیگر حساب کرد.
.jpeg)
از نگاه شما، ارتباط میان «پیمان»، «حرکت» و «جبران خسارت» در وادی هشتم چیست؟
اگر ما خوب فکر کنیم، اینها همه در یک راستا هستند. من این را بهنوعی در زندگی خودم تجربه کردم. ما قبلاً فکر میکردیم همه مقصر هستند؛ کائنات، پدر، مادر، معلم و همه اینها مقصر هستند. ولی با آموزشهای کنگره، هرچه آگاهیام بیشتر شد، به این نتیجه رسیدم که همهچیز در درون و برون ماست و ما هر جوری که فکر کنیم، همان میشود.
به این دیدگاه رسیدم که «هر چه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی». پس بایستی جبران خسارت جسم، خانواده و جامعه را انجام بدهیم.
شما بهعنوان مرزبان، هر روز با مسافران و مسائل مختلف نمایندگی در ارتباط هستید. خدمت در این جایگاه چه تأثیری بر حرکت و رشد خود شما در مسیر آموزش داشته است؟
این همان مسیری است که میگوییم «با حرکت راه نمایان میشود». دقیقاً من در این خدمت و در این جایگاه که بهعنوان مرزبان قرار گرفتم، باز هم به همین موضوع میرسم که همیشه ما سر دوراهی هستیم.
اگر گذشته خودم را به یاد بیاورم، در برخوردم با کسی که تازه وارد کنگره میشود، انصاف را به خرج میدهم. نباید انتظار داشته باشم کسی که از در وارد کنگره میشود، جهانبینیاش در حد کسی باشد که سفر دوم است. در آن برخورد خیلی نقش دارد که من او را جذب کنگره کنم یا دفع کنم و این خیلی مهم است.
من به یاد میآورم که با چه شرایطی وارد کنگره شدم و کسانی که با من برخورد کردند، چگونه با من رفتار کردند. دوستان و خدمتگزارانی که پیش از من در این جایگاه بودند، چگونه با من برخورد کردند. من سعی میکنم از همان دوستان قدیمی پیروی کنم و مسائل را نیز تا حدی تجزیهوتحلیل کنم تا برخورد بهتری داشته باشم؛ با مهربانی و محبت.
اگر بخواهید از مراسم پیمان و مفهوم آن یک پیام کوتاه برای مسافران کنگره داشته باشید، چه میگویید؟
من میگویم باید تلاش کنیم که تا جایی که امکان دارد، خوب به اطرافمان نگاه کنیم؛ به طبیعت، محیطزیست، انسانها، موجودات و درختان. همه اینها بخشی از کائنات و مخلوقات خداوند هستند.
اگر به این دیدگاه برسم که خلقت اینها بدون حکمت نیست و نیاز بوده که خلق شوند، از آنها مواظبت میکنم و به آنها آسیب نمیزنم.
بخشی از این پیمان این است که ما به طبیعت میرویم و پیمان میبندیم که مواظب باشیم. من موقعی که به طبیعت میروم، سعی میکنم پاهایم را محکم روی زمین نزنم. با خودم میگویم شاید پرندهای روی جوجههایش یا تخمهایش باشد. اگر باعث شوم تعادلش به هم بخورد یا بترسد و وحشت کند، یک جورهایی عذاب وجدان میگیرم.
همین موضوع است که باید خیلی دقت کنیم و هوشیار باشیم.
در پایان، اگر بخواهید پیام وادی هشتم را در قالب یک جمله به مسافران منتقل کنید، چه پیامی برای آنان دارید؟
من یک ذره از این بیکران هستی هستم؛ من، فرزین، یک ذرهای هستم. بایستی تلاش کنم و در سمت نیروهای الهی بمانم؛ چراکه رستگاری در این موضوع است.
عکس : مسافر اشکان لژیون نهم
تایپ و ارسال : مسافر علیرضا لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
324