تفکر ، تعقل و طرحریزی ذهنی، اگر به عمل نرسد، چون شمعی است در باد که بیفروغ میماند. در سکون هیچ زایشی نیست و من بارها در زندگیام حس کردهام که توقف، بزرگترین تلهای است که مسیر روشنایی را از من میگیرد. نکته ظریف این وادی برای من، درک عمیقتر حرکت است؛ من در گذشته اسیر انتظار بودم و منتظر میماندم تا تمام پیچها و فراز و نشیبهای جاده روشن شود و آنگاه قدم بردارم، اما وادی هشتم به من آموخت که اگر منتظر روشن شدن کامل جاده بمانم، هرگز از خانه بیرون نخواهم رفت و در محاصره امیدهای بیپایان فردا باقی خواهم ماند.
وادی هشتم سکون را از من نمیپذیرد؛ اما حرکت بیاندیشه را نیز از من برنمیتابد؛ من آموختهام که حرکت درست، حرکتی است که در کولهپشتی خود، گنجینه آموزههای هفت وادی گذشته را بههمراه داشته باشد و در دل آن، تفکر و شناخت مسیر ارزشها از ضدارزشها جای گرفته باشد. من هفت وادی را پشت سر گذاشتهام و درون من گنجینهای از معرفت انباشته شده است؛ پس دیگر نیازی به ترس از ناشناختهها ندارم و تنها کافی است امیدوار باشم و قدم اول را با عشق بردارم.
برای اینکه حرکتم درست باشد، سه گام را در زندگیام بهکار میگیرم؛ نخست، هدف را روشن میکنم، چرا که بدون هدف روشن، حرکت سرگردانی است و با هدف روشن، هر قدم روشنگر قدم بعدی میشود؛ دوم، با تمام وجود به سمت هدف حرکت میکنم و مانند انسان تشنه که در قلب کویر دنبال آب میگردد، اشتیاق رسیدن را در وجودم شعلهور میکنم؛ و سوم، انتخاب درست را عملی میکنم، چرا که در دل راه، گذرگاههای درست و نادرست روبهروی من قد میکشند و برنده کسی است که آینه آموختههای خود را پیش چشم دارد و آنها را بهکار میگیرد.
اما آنچه این وادی را برای من فراتر از یک وادی ساده مینمایاند، نگاه نو به حرکت است: حرکت، تنها جابهجایی پاها نیست، بلکه حرکتی است در نگاه، در رفتار و در آگاهی؛ من دریافتهام که گاهی در جای خود میمانم، اما درونم از تاریکی به روشنایی، از ترس به امید و از توقف به سیر بیپایان، بیصدا سفر میکند و این، زیباترین نوع حرکت است. وادی هشتم به من آموخته است که مسیر جبران خسارت از خود، خانواده و جامعه، تنها با حرکت آگاهانه میسر است؛ هر قدم کوچکی که برمیدارم.
مانند سنگی است که در برکه سکون زندگیام رها میکنم و موجهایی از امید را میآفریند، و اگر از سکون امن خود بیرون بیایم و حرکت کنم، نیروهای الهی و کائنات نیز دست یاری خود را به سوی من دراز خواهند کرد. پیام وادی هشتم برای من، زمزمهای است که هر روز در گوش دلم تکرار میشود؛ سکون هیچ زایشی ندارد و پایان هر نقطه، سرآغاز خطی تازه است و باید با تفکر و حرکت، قدم اول را با عشق بردارم و باور کنم که اگر صادقانه و آگاهانه گام بردارم، خود راه، قدمهای بعدی را به من نشان خواهد داد.
رابط لژیون: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر رباب رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صائب تبریزی
- تعداد بازدید از این مطلب :
84