جلسه سوم از دوره هجدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی دکتر مسعود، با استادی مسافر حسن، نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر پیمان با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من» سه شنبه 14 مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسن هستم یک مسافر؛ در ابتدا خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که اجازه خدمت در این جایگاه را به من عنایت فرمود. همچنین از کلیه عزیزانی که از من حمایت کردند و این فرصت را در اختیارم قرار دادند تا امروز در خدمت شما عزیزان باشم، صمیمانه تشکر میکنم.
دستور جلسه امروز ما «وادی هشتم: با حرکت راه نمایان میشود» است. من این سیدی را چند بار گوش داده و چند مقاله مرتبط با آن را مطالعه کردم تا به یک برداشت شخصی برسم. آنچه متوجه شدم این بود که ما در مسیری به نام «زندگی» در حال حرکت هستیم و این مسیر ثابت نیست. ما مدام در حال آمدن و رفتن هستیم. به قول یکی از بزرگان، «انسان مدام در حال شدن است» و هیچ ثباتی در انسان وجود ندارد؛ چراکه انسان روزبهروز با آموزشهایی که فرا میگیرد و اهدافی که برای خود در زندگی تعیین میکند، رشد یافته و همواره در حال تغییر و «شدن» است.
اگر بخواهم از گذشته خودم بگویم، الگوهای مناسبی نداشتم؛ اما اکنون وجود جناب مهندس عزیز و آموزشهای ارزشمندشان به من آرامش و آسایش بخشیده است. قبل از ورود به کنگره ۶۰، زندگی روزمره خود را داشتم و اهدافی را دنبال میکردم. برای مثال، با برادر بزرگترم حدود یک یا دو سال رابطه و میانه خوبی نداشتم. با هم صحبت میکردیم، اما آن ارتباط صمیمی وجود نداشت؛ زیرا دائماً فکر میکردم حقوق من ندیده گرفته شده است و افکاری از این دست مرا آزار میداد.
با بزرگی مشورت کردم و ایشان به من گفتند: «بخشش، بهترین راه است.» اما چون آموزش کاملی ندیده بودم، توانایی حل این مسئله را نداشتم. تا اینکه وارد کنگره ۶۰ شدم و با آموزشها، وادیها، سیدینویسی و حضور در جلسات آشنا گردیدم. به نقطهای از آرامش رسیدم که توانستم شبها بهراحتی و بدون افکار مزاحم بخوابم و اکنون با برادرم رابطهای بسیار عالی دارم و او را با حس خوب در آغوش میگیرم. جالب اینجاست که برخورد او نیز نسبت به من تغییر کرد، دقیقاً زمانی که من خودم تغییر کردم.
درس این آموزش این است که این زندگی و حیات، مانند یک چرخه یا چرخوفلک است؛ از هر صندلی که سوار شویم، افرادی در جلو و افرادی در پشت سر ما قرار دارند و این مسیر مدام در حال چرخش است. ما حرکت میکنیم تا طبق آنچه در نوشتارها و دعای کنگره میخوانیم، انشاءالله به آن نقطهای برسیم که از آنجا انشعاب یافتهایم. امیدوارم این آموزشها برای همه ما مثمر ثمر باشد و به آن نقطه دست یابیم.
در وادی هشتم مطرح میشود که «با حرکت راه نمایان میشود». ما از نقطهای شروع به کار کردهایم، اما همواره نیروهای مثبت، آموزشها، کلاسها، استادان و الگوها در مقابل ما حضور دارند؛ از طرف دیگر، نیرویی تحت عنوان «نیروی بازدارنده یا منفی» نیز وجود دارد که هدف آن مانع شدن در مسیر رشد ماست. همانطور که در آموزشهای کنگره یاد گرفتهایم، نیروی منفی ابتدا مانع رشد دانایی میشود و دانایی را متوقف میکند و سپس شروع به نابودی انسان مینماید.
برداشت و نظر من این است که قبل از هر چیز، با «گوش به فرمان بودن» که در کنگره آموختهام، توانستهام تغییراتی ایجاد کنم. بخشی از دانستههای گذشتهام درست، بخشی ناقص و بخشی اشتباه بود. بدون اینکه بخواهم رفتار خاصی را به زور بر خود تحمیل کنم، با همین آموزشها آن موارد به مرور از من گرفته شد؛ رفتارهایی مانند غیبت کردن، اگرچه شاید بهطور کامل از بین نرفته باشند، اما حداقل میتوانم بگویم ۵۰ درصد کاهش یافتهاند.
زمانی که وارد کنگره میشویم، با تخریبها و مشکلات ذهنی و فکری متعدد همراه هستیم؛ اما با شرکت در جلسات نخست و آشنایی با ۱۴ وادی که ۱۴ درس برای بهتر زیستن و تجربه بهترین نوع زندگی هستند مسیر تغییر میکند. وادی هشتم نیز فوقالعاده جذاب است؛ به من یادآوری میکند که ایستادن و بسنده کردن به دانستههای فعلی مفید نیست و من یک جا قطعا کم خواهم آورد. من باید رو به رشد و در حال حرکت باشم؛ چراکه اگر بایستم، در واقع از فرمان نیروی بازدارنده اطاعت کردهام.
برای حرکت کردن، توانایی حرکت در جهت نیروهای منفی یا مثبت وجود دارد. در مسیر زندگی و تصمیمگیریها، نفس همواره خواسته دارد. اگر نخواهیم فکر کنیم، امکانپذیر نیست (حداقل من توانایی کنترل کامل ذهن برای عدم فکر کردن را ندارم). نشخوار ذهنی مدام وجود دارد که کاری انجام بشود یا نشود. اما چه زمانی میتوان این مسئله را کنترل کرد؟ زمانی که با دریافت آموزشها، امور مثبت را جایگزین افکار منفی کنیم. من با آموزشهای کنگره، نشخوار ذهنیام را جایگزین کردم و بهمرور بخش عمده افکارم متوجه امور مثبت شد؛ در طول روز سیدی گوش میدهم و با خودم مشارکت میکنم تا در این چرخه مثبت باقی بمانم.
در این وادی اشاره میشود که در چرخه هستی، باید مدام در حال آموزش گرفتن باشیم. مهم نیست در چه جایگاهی هستیم؛ در هر جایگاهی که باشیم، اگر متوقف شویم، عقب خواهیم افتاد. بنابراین لازم است همواره در حال آموزش باشیم. من تلاش میکنم روی خود کار کرده و از همگان آموزش بگیرم.
همه ما روزی با حال خراب وارد این مجموعه شدیم و اکنون به لطف خدا به آن آرامش و آسایش دست یافتهایم. امیدوارم مسافران سفر اول که در این جلسه حضور دارند و قصد سفر دارند، اولویت اولشان «درمان» باشد. زمانی که خواسته اصلی درمان باشد، قطعا به آن دست خواهند یافت. اگر در طول مسیر، مشکلات و گرفتاریهایی پیش آمد، با راهنمای خود مشارکت کنند. هنگامی که با راهنما مشارکت شود، اولویت اصلی همچنان درمان باقی میماند و مشایعت راهنما کمک میکند بدانیم مشکلات صرفاً سنگهایی هستند که نیروی بازدارنده جلوی راه ما قرار میدهد تا به هدف اصلی خود نرسیم. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید بسیار سپاسگزارم.

عکس و تایپ و تنظیم: مسافر امید
- تعداد بازدید از این مطلب :
163