سلام دوستان سمانه هستم، یک همسفر.
وادی هشتم با یک جملهی بسیار زیبا به ما میگوید: «با حرکت، راه نمایان میشود».
برداشت من از این وادی این است که خیلی وقتها ما منتظر هستیم، همهچیز از قبل برایمان مشخص باشد، میخواهیم بدانیم اگر قدم اول را برداریم، قدم دوم و سوم چه خواهد شد؛ اما زندگی اینگونه نیست. گاهی باید حرکت کنیم تا در مسیر، راه خودش را به ما نشان بدهد. من به عنوان یک همسفر قبل از کنگره شاید فکر میکردم، باید همهچیز را خودم درست کنم و برای مسافرم تصمیم بگیرم و مسیر را به او نشان بدهم؛ اما کنگره به من یاد داد که اول باید خودم حرکت کنم و آموزش بگیرم. وقتی من تغییر کنم، نگاه و رفتارم هم تغییر میکند و همین تغییر میتواند، روی خانواده و مسافرم تأثیر بگذارد. به نظر من حرکت فقط به معنای جابهجا شدن نیست؛ گاهی یک حرکت میتواند تغییر یک فکر، یک رفتار، یک عادت یا حتی کنار گذاشتن یک ضد ارزش باشد. مهم این است که از سکون بیرون بیاییم و در مسیر ارزشها قدم برداریم.
در این وادی موضوع پیمان هم برای من بسیار قابل تأمل است. انسان باید مسئولیت کارهای خودش را بپذیرد و اگر در گذشته اشتباهی داشته با تغییر اندیشه، گفتار و کردار در جهت جبران حرکت کند. در واقع جبران فقط با حرف زدن اتفاق نمیافتد؛ باید در عمل نشان بدهیم که تغییر کردهایم. من فکر میکنم، گاهی بزرگترین مانع ما ترس از شروع کردن است. وقتی فقط به سختیهای مسیر نگاه میکنیم، ممکن است اصلاً قدمی برنداریم؛ اما وقتی حرکت میکنیم، متوجه میشویم خیلی از چیزهایی که در ذهنمان بزرگ و ترسناک بودند، قابل حل هستند. وادی هشتم به من یاد میدهد که برای رسیدن به آرامش، حال خوب و تکامل، باید حرکت داشته باشم، حرکت مداوم و در مسیر درست. امروز سعی میکنم بهجای اینکه همیشه منتظر تغییر دیگران باشم از خودم شروع کنم. قدمهای کوچک اما درست بردارم، آموزش بگیرم، صبور باشم و بدانم که اگر در مسیر ارزشها حرکت کنم، راه کمکم برایم نمایان خواهد شد. در پایان از خداوند بزرگ میخواهم کمکم کند که فقط شنوندهی آموزشهای کنگره نباشم؛ بلکه بتوانم آنها را در زندگیام به عمل تبدیل کنم.
سلام دوستان بتول هستم یک همسفر
وقتی به وادی هشتم نگاه میکنم، اولین چیزی که برای من پررنگ میشود، مفهوم حرکت است؛ اما به نظر من این حرکت فقط رفتن از یک نقطه به نقطهی دیگر نیست. گاهی انسان سالها در یک مکان ایستاده؛ اما در واقع در زندگی خودش هیچ حرکتی نکرده است. حرکت واقعی زمانی اتفاق میافتد که انسان تصمیم بگیرد از وضعیت قبلی خودش فاصله بگیرد و برای بهتر شدن قدم بردارد. در وادی هشتم با موضوع پیمان هم روبهرو میشویم. پیمان؛ یعنی اینکه انسان با خودش صادق باشد و مسئولیت مسیر زندگی خودش را بپذیرد. نمیتوانم همیشه اشتباهاتم را به دیگران، شرایط یا گذشته نسبت بدهم. اگر چیزی در زندگی من نیاز به تغییر دارد، باید از خودم شروع کنم. یکی از چیزهایی که در کنگره یاد گرفتم این است که تغییر یکشبه اتفاق نمیافتد؛ همانطور که یک درخت با یک روز آب دادن به ثمر نمیرسد، انسان هم برای رسیدن به جایگاه بهتر، نیاز به زمان، آموزش و حرکت مستمر دارد. بهعنوان یک همسفر، گاهی ممکن است بخواهم زودتر نتیجه بگیرم و انتظار داشته باشم مسافرم سریع تغییر کند؛ اما وادی هشتم به من یاد میدهد که هر انسانی مسیر خودش را دارد و من باید به جای کنترل کردن دیگران، روی حرکت خودم تمرکز کنم. من باید ببینم خودم چقدر در مسیر آموزش قرار گرفتهام، چقدر از ضدارزشها فاصله گرفتهام، چقدر توانستهام صبورتر باشم و چقدر توانستهام آرامش را از درون خودم پیدا کنم.
برای من یکی از زیباترین مفاهیم وادی هشتم این است که راه در هنگام حرکت آشکار میشود. شاید اگر بخواهیم از ابتدا تمام مسیر را ببینیم، هیچوقت شروع نکنیم؛ اما وقتی قدم اول را درست برداریم، قدم بعدی هم برایمان روشنتر میشود. گاهی انسان منتظر یک اتفاق بزرگ است تا زندگیاش تغییر کند، در حالی که تغییر میتواند از یک تصمیم کوچک شروع شود، از آمدن به جلسه، گوش دادن به آموزش، نوشتن یک سیدی، کنترل یک رفتار یا حتی سکوت کردن در جایی که قبلاً واکنش نشان میدادیم. من فکر میکنم، اگر حرکت ما با آموزش و آگاهی همراه باشد، کمکم از یک انسان واکنشی به انسانی تبدیل میشویم که برای زندگی خودش انتخاب میکند. امروز خوشحالم که در کنگره یاد گرفتهام به جای اینکه فقط آرزو کنم شرایط زندگیام بهتر شود، باید حرکت کنم و سهم خودم را انجام بدهم. امیدوارم بتوانم در این مسیر ثابتقدم باشم، پیمانی که با خودم بستهام فراموش نکنم و هر روز حتی یک قدم کوچک به سمت ارزشها، آرامش و حال خوب بردارم.
سلام دوستان پریماه هستم یک همسفر
وادی هشتم به من یاد میدهد که با حرکت کردن، مسیر زندگی برایم آشکار میشود. من فهمیدم که فقط فکر کردن و تصمیم گرفتن کافی نیست و باید قدمی هم بردارم. گاهی ترس از آینده باعث میشود که شروع کردن را به تأخیر بیندازم؛ اما وادی هشتم به من یاد داد که برای تغییر شرایط، باید از خودم شروع کنم. وقتی حرکت میکنم، فرصتها و راههای جدیدی را میبینم که قبل از آن نمیدیدم. این وادی به من کمک کرد که صبورتر باشم و انتظار نتیجه فوری نداشته باشم. من یاد گرفتم که هر قدم کوچک میتواند مرا به هدف بزرگم نزدیکتر کند. اگر در مسیر اشتباه کنم، نباید ناامید شوم و باید دوباره حرکت کنم. وادی هشتم به من یاد داد که مسئولیت انتخابها و تصمیمهای خودم را بپذیرم، من فهمیدم که هیچ تغییری بدون تلاش و عمل اتفاق نمیافتد.
گاهی منتظر شرایط مناسب هستم؛ اما این وادی به من میگوید از همین جایی که هستم شروع کنم. با حرکت کردن، اعتمادبهنفس من بیشتر و ترسم کمتر میشود. من یاد گرفتم که گذشته را نمیتوانم تغییر دهم؛ اما میتوانم برای آیندهام قدم بردارم. این وادی به من کمک میکند بهجای شکایت کردن، دنبال راهحل باشم. هر روز میتوانم حتی یک قدم کوچک برای بهتر شدن زندگیام بردارم. حرکت برای من یعنی امید داشتن و باور به اینکه میتوانم تغییر کنم. من فهمیدم که رسیدن به آرامش و موفقیت، یک مسیر است نه یک اتفاق ناگهانی. وادی هشتم به من یاد میدهد که در سختیها متوقف نشوم و ادامه بدهم. امروز سعی میکنم بهجای ترس از آینده، روی قدمی که همین امروز میتوانم بردارم تمرکز کنم. تأثیر وادی هشتم روی من این است که یاد گرفتهام برای ساختن زندگی بهتر، باید حرکت را از خودم آغاز کنم.
رابط خبری: همسفر زینب رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر ندا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گوجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
92