English Version
This Site Is Available In English

جهان هستی بر مبنای حساب و کتاب است

جهان هستی بر مبنای حساب و کتاب است

برداشت من از بخش اول این سی‌دی این بود که خیلی‌ها می‌گویند زندگی بر مبنای جبر است و بعضی‌ها معتقدند زندگی بر مبنای اختیار است. اما آقای مهندس می‌گویند ضلع دیگری هم وجود دارد و زندگی ما بر مبنای این سه موضوع پیش می‌رود:

۱_ خواست ما که همان اختیار است. ۲_ تقدیر ما که همان جبر است. ۳_ فرمان الهی که ضلع سوم آن است.
ضلع «خواست» نیز دوباره به یک مثلث دیگر تبدیل می‌شود که اضلاع آن عبارت‌اند از: خواست، خواسته‌ای که به انجام می‌رسد و مسیر.

گفته می‌شود اگر ما هر خواسته‌ای داشته باشیم، باید مسیری را طی کنیم تا به آن خواسته برسیم. این خواسته ممکن است معقول یا نامعقول باشد. همچنین ممکن است خواست ما کمک به دیگران یا تخریب دیگران باشد.

اگر انسانی خواسته‌ای داشته باشد که دیگران را تخریب کند، ابتدا باید بداند که خودش نیز در این مسیر تخریب خواهد شد. برای مثال، اگر کینه یا تنفر کسی را در دل خود جای دهیم، این کینه و تنفر مانند سمی است که در وجود ما باقی می‌ماند و به‌تدریج خودمان را از بین می‌برد. اگر کینه و نفرت را در وجود خود نگه داریم، با گذشت زمان باعث نابودی و فرسایش خودمان خواهد شد.

همان‌طور که می‌دانیم، جهان هستی بر اساس یک حساب و کتاب تنظیم شده است. بنابراین، ما باید بسیار مراقب و ناظر افکار، اندیشه‌ها و کردار خود باشیم؛ زیرا هر عملی که انجام می‌دهیم، عکس‌العملی به دنبال خواهد داشت.

اگر من به دیگران بدی کنم، این بدی چه زود و چه دیر، به من خواهد رسید و اگر به کسی خوبی کنم، خوبی نیز روزی به من خواهد رسید. پس باید قبل از انجام هر کاری فکر کنیم. اگر فکر و نیت ما خیرخواهانه و خوب بود، می‌توانیم آن کار را انجام دهیم، اگر فکر ما نادرست بود و باعث صدمه و آسیب به دیگران می‌شد، باید از انجام آن کار اجتناب کنیم.

موضوع دیگری که از این بخش برداشت کردم، این بود که خیلی‌ها معتقدند ما به اجبار پا به این دنیا گذاشته‌ایم؛ اما ممکن است همه ما با خواست و اختیار خودمان وارد این دنیا شده باشیم.

به نظر من و بر اساس برداشتی که از این سی‌دی داشتم، شاید قبل از اینکه پا به این دنیا بگذاریم، خودمان خواسته بودیم که به این دنیا بیاییم؛ یعنی خواسته ما این بوده که وارد این جهان شویم و خداوند نیز به ما اجازه داده است که در این دنیا زندگی کنیم. ممکن بود خداوند فرمان دهد و اجازه ندهد که ما در این دنیا حضور داشته باشیم.

نکته دیگری که از این بخش برداشت کردم این است که انسان در هر کار یا موضوعی، زمانی که می‌خواهد اظهار نظر کند، باید نسبت به آن موضوع شناخت و آگاهی کافی داشته باشد. اگر من درباره چیزی شناخت کافی نداشته باشم، نمی‌توانم درباره آن موضوع اظهار نظر درستی داشته باشم.

برای مثال، اگر ما خواستار کمک به انسان‌ها هستیم، ابتدا باید سیستم و ساختار انسان‌ها را بشناسیم تا بتوانیم به آنها کمک درستی کنیم. در غیر این صورت، ممکن است با وجود نیت خوب، به دلیل نداشتن شناخت کافی، نتوانیم کمک مؤثری به دیگران داشته باشیم.

در مجموع، برداشت من از این بخش این بود که باید نسبت به خواسته‌ها، افکار، اندیشه‌ها و اعمال خود آگاه و ناظر باشیم و قبل از انجام هر کاری، به نتیجه و پیامد آن فکر کنیم. همچنین برای کمک به دیگران یا اظهار نظر درباره هر موضوعی، ابتدا باید شناخت و آگاهی کافی نسبت به آن داشته باشیم.

منبع: برداشت از سی‌دی وادی هشتم
نویسنده: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
عکاس: همسفر سکینه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر آیدا رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون ششم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ایران

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...