English Version
This Site Is Available In English

از نگرانی تا حرکت

از نگرانی تا حرکت
آقای مهندس دژاکام در وادی هشتم می‌فرمایند: «با حرکت، راه نمایان می‌شود». من هم سعی می‌کنم ساکن نباشم، در مسیر حرکت کنم و به خداوند توکل داشته باشم تا راه را برای من باز کند. من از وادی هشتم یاد گرفتم که به عنوان یک مادر، در کنار مسافرم باشم و حرکت کنم. تا زمانی که حرکت نکنم، در مسیر زندگی اتفاقی نمی‌افتد؛ اما وقتی حرکت می‌کنم، کم‌کم راه نمایان می‌شود. قبل از ورود به کنگره۶۰ راه‌های زیادی را برای ترک مسافرم امتحان کردم؛ اما هیچ‌کدام به نتیجه نرسید و هر بار که جواب نمی‌گرفتم، بیشتر به دنبال یک راه جدید بودم. آن‌قدر درگیر پیدا کردن یک راه فوری برای درمان مسافرم بودم که اصلاً به این فکر نمی‌کردم، خودم در این مسیر چه چیزهایی باید یاد بگیرم.
 
در نهایت دوباره به کنگره برگشتم و این‌دفعه تصمیم گرفتم؛ فقط به‌دنبال نتیجه برای مسافرم نباشم و خودم هم وارد مسیر شوم. امروز فکر می‌کنم شاید لازم بود، آن راه‌ها را تجربه کنم تا بفهمم راهی که باید ادامه بدهم، کجاست. از خداوند سپاسگزارم که دوباره این راه را جلوی پای من قرار داد تا بتوانم به بهانه اعتیاد، روی جهان‌بینی و افکار خود کار کنم و چیزهایی که یاد می‌گیرم در زندگی، در کنار فرزندانم و در برخورد با مسافرم به کار بگیرم. در گذشته وقتی شرایط مسافرم خوب نبود، خیلی سریع نگران می‌شدم، فکر می‌کردم؛ باید همان لحظه کاری انجام بدهم؛ اما الان سعی می‌کنم، اول توجه کنم وظیفه من در آن شرایط چیست و همان را انجام بدهم.
 
برای من حرکت؛ فقط آمدن به کنگره نیست. وقتی مشکلی پیش می‌آید، به جای اینکه ناامید شوم، سعی می‌کنم یک قدم برای حل آن بردارم. خیلی وقت‌ها بعد از قدم اول، راهی به ذهنم می‌رسد که قبل از حرکت، اصلاً به آن فکر نکرده بودم. این تجربه باعث شده؛ معنی با حرکت، راه نمایان می‌شود را بیشتر در زندگی خودم احساس کنم. من هنوز مشکلات خودم را دارم و جاهایی هست که نمی‌دانم باید چه کار کنم؛ ولی دیگر با اولین مشکلی که پیش می‌آید، مثل گذشته ناراحت و نگران نمی‌شوم، سعی می‌کنم راه درست را پیدا کنم. در کنگره آموختم، لازم نیست همه جواب‌ها را از همان ابتدا داشته باشم؛ مهم این است که در مسیر بمانم و آموزش بگیرم. در ابتدا برای کمک به مسافرم وارد این مسیر شدم؛ اما در ادامه فهمیدم خودم هم مسافر این راه هستم؛ باید سفر خودم را جدی بگیرم.
 
اعتیاد برای من تبدیل به یک نقطه عطف شد تا در کنار مسافرم، رشد کنم و چیزهایی را یاد بگیرم؛ شاید اگر این اتفاق وارد زندگی من نمی‌شد، هیچ‌وقت به سراغشان نمی‌رفتم. امروز خواسته‌ام فقط حفظ زندگی‌ نیست؛ می‌خواهم از این فرصتی که به وجود آمده، درست استفاده کنم و این آموزش‌ها را در زندگی خود و فرزندانم به کار بگیرم. مسیر همیشه آسان نیست؛ اما تجربه به من نشان داده، وقتی حرکت می‌کنم، کم‌کم راهی که باید بروم، جلوی پایم قرار می‌گیرد. به همین دلیل می‌خواهم حرکت کنم؛ حتی اگر قدم‌هایم کوچک باشد؛ چون امروز بیشتر از قبل باور دارم که اگر در مسیر درست بمانم، خداوند راه را نمایان خواهد کرد. 
 
نویسنده: همسفر اشرف رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون هشتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شمس

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...