ششمین جلسه از دور سی و چهارم، از کارگاه آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا به نمایندگی لویی پاستور با استادی راهنمای محترم آقا حسن و نگهبانی مسافر روح الله و دبیری مسافر نوید با دستور جلسه « وادی هشتم و تاثیر آن روی من » در روز دوشنبه مورخ 13 مهر 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان، حسن هستم، یک مسافر.
از گروه نگهبانی، ایجنت محترم و خدمتگزاران شعبه تشکر میکنم و ممنونم از اینکه من را انتخاب کردید.
دستور جلسه، وادی هشتم است. من فکر میکنم وادیهای کنگره دانهبهدانه، پشت سر هم و مرتب آمدهاند و به هم ارتباط دارند. یعنی وقتی هر کدام از وادیها را بررسی میکنیم، میبینیم که با وادی قبلی و بعدی مرتبط است.
وادی هفتم میگوید: «کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آن چیزی که از آن برداشت میکنیم.»
اگر درکی از این موضوع نداشته باشیم، قطعاً وادی هشتم را هم خوب متوجه نمیشویم. یعنی من باید راه را پیدا کنم و رمز و راز کشف حقیقت و یافتن راه را بدانم تا بتوانم حرکت کنم.
وادی هشتم به من توضیح میدهد که باید حرکت کنم؛ یعنی دیگر سکون جایز نیست. تا اینجا هرچقدر فکر کردهام و هرچقدر خواستهام کاری انجام بدهم، اگر حرکت نکرده باشم، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. زمانی که حرکت میکنم، تازه راه پیدا میشود.
کنگره بهترین راه درمان را جلوی پای ما گذاشته است و وقتی راه را پیدا میکنیم، قطعاً حرکت، راه را برای ما نمایان میکند. اصلاً مهم نیست که مثلاً من میخواهم از تهران حرکت کنم و به قزوین بروم؛ لزومی ندارد بدانم چند تا چاله در مسیر وجود دارد یا چند چراغ راهنمایی سر راه است. همین که بدانم چند کیلومتر باید حرکت کنم و شروع کنم، ادامه راه خودش به من میگوید که چگونه باید بروم.
من اتفاقاً به بچههایی که آن زمان، وقتی تازهوارد بودند و من خدمت میکردم، میگفتم: واقعاً کنگره مثل موج است. یک جاهایی شما اصل مطلب را بگیرید؛ یعنی حرف راهنمایتان را گوش کنید، در مسیر کنگره قرار بگیرید و خودتان را به این موج بسپارید. خود این موج شما را میبرد. احتیاج نیست زور بزنید و دستوپا بزنید. قطعاً راه پیدا میشود، ولی لازمهاش این است که حرفگوشکن باشید و مطیع راهنمایتان باشید تا بتوانید کمکم راه را پیدا کنید؛ یعنی راه برایتان پیدا شود.
وادی هشتم میگوید وقتی حرکت میکنی، اولین کاری که باید انجام بدهی این است که خودت را ببخشی. من خودم جزو کسانی بودم که بیشترین آسیبی که زدم، به خودم زدم؛ به روح و روان و جسم خودم.
در کنگره گفته میشود که جبران خسارت را ابتدا از خودمان، بعد از خانواده و سپس از جامعه انجام دهیم. من فکر میکنم بیشترین کسی که به او آسیب زدهایم، خودمان هستیم و ابتدا باید از همان کسی که بیشترین آسیب را دیده، جبران خسارت کنیم.
من خودم و اکثر بچههای مصرفکننده، بیشترین خسارت را به خودشان، به روحشان، به روانشان و به جسمشان زدهاند؛ چه با مصرف مواد و چه در مسیری که در دوران مصرف طی کردهاند.
یک بخش از این موضوع، سفر درونی است؛ بخشی از آن، بخشیدن خودمان است. انسان در مسیر مصرف مواد مخدر با احساساتی مثل خشم، نفرت، حسادت و بسیاری از حسهای منفی درگیر میشود. ابتدا باید آنها را ببخشد. این همان سفر درونی و بخشش درونی است.

اینکه خودت را میبخشی و تخریبهایی را که به خودت زدهای میپذیری، باعث میشود ادامه راه برایت خیلی راحتتر شود. جبران خسارت از خودت، به نظر من، از همینجا شروع میشود.
کسی که با حال و روز نامناسب وارد کنگره میشود و میخواهد سفرش را شروع کند، وقتی خودش را میبخشد، راحتتر میتواند این مسیر را طی کند. البته بعد از بخشش، باید قدم بردارد.
زمانی مشخص میشود که خودت را بخشیدهای که مطیع باشی و در کنگره قدم برداری. زمانی مشخص میشود که خودت را بخشیدهای که در جهت درمان و در جهت حال خوش خودت حرکت کنی.
بعد از آن، نوبت جبران خسارت از خانواده و جامعه است. تا قبل از این، ممکن است همیشه خودمان را طلبکار بدانیم و بگوییم مقصر این است یا مقصر آن است؛ اما وادی هشتم به ما یاد میدهد که نه، خودت را ببخش، مسئولیتت را بپذیر، هدفت را مشخص کن و حرکت کن. راه قطعاً برایت نمایان میشود.
قسمت دوم وادی هشتم، پیمان است. در سفر دوم، با اجازه راهنما پیمان میبندیم. دوستان عزیز، من خودم در مورد پیمان بستن خیلی مشکل داشتم. میگفتم: «آقا، الان من پیمان ببندم؟ شاید زود باشد یا شاید نباید الان پیمان ببندم.»
در صورتی که اصلاً چنین چیزی نیست. زمانی که به تو اجازه پیمان بستن داده میشود، یعنی پذیرفتهای که در مسیر قرار بگیری و تلاش کنی کارهایی را که ضد ارزش هستند و تا امروز انجام میدادی، دیگر انجام ندهی.
چیز سختی هم نیست. یعنی همین که در مسیر کنگره باشی و کنگرهای فکر کنی، کردارت، پندارت و اندیشهات کنگرهای باشد، راحت میتوانی آن پیمان را هم ببندی.
وقتی یک سفر دومی پیمانش را میبندد، یک جاهایی قدم میگذارد و یک جاهایی قدم نمیگذارد. این هم همان وادی هشتم است. یعنی یک جا تشخیص میدهی که باید حرکت کنی و یک جا تشخیص میدهی که نباید حرکت کنی.
وادی هشتم دقیقاً ما را در یک مسیر دوراهی قرار میدهد؛ یک طرف مسیر ضد ارزشی است و طرف دیگر مسیر ارزشی. اگر وادی هشتم را بهخوبی درک کنیم، قطعاً میتوانیم تفاوت این دو مسیر را تشخیص بدهیم.
چه در سفر اول و چه در سفر دوم، در سفر اول با کمک راهنما قطعاً میتوانیم این مسیرها را از یکدیگر متمایز کنیم و تشخیص بدهیم. در سفر دوم هم اگر در مسیر باشیم و خوب آموزش دیده باشیم، تا حدودی خودمان میتوانیم تشخیص بدهیم؛ البته با کمک راهنما، تشخیص این مسیر خیلی بهتر خواهد بود.
امیدوارم بتوانیم وادیهای کنگره را دانهبهدانه و بر اساس برداشت خودمان بهتر درک کنیم. من خودم در سفر اول، برداشت خاصی از وادیها داشتم؛ در سفر دوم برداشت دیگری پیدا کردم و الان هم برداشت دیگری دارم.
امیدوارم نسبت به آگاهیای که در کنگره پیدا میکنیم، بتوانیم به معنای واقعی به مفهوم وادیها برسیم؛ چون هر وادی در کنگره میتواند میلیونها خط مطلب و حتی چندین کتاب موضوع برای فهمیدن و بحث کردن داشته باشد.
هرچه ما این وادیها را بهتر درک کنیم، زندگیمان بهتر میشود، آرامشمان در زندگی بیشتر میشود و در مسیرمان هم میتوانیم ثابتقدمتر بمانیم.
به افتخار خودتان دست بزنید.
ضبط و تایپ: مسافر جواد (لژیون 17)
عکس: مسافر جواد (لژیون 17)
ویرایش و ارسال: (گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)
- تعداد بازدید از این مطلب :
70