پنجمین جلسه از دور چهارم لژیون سردار با استادی راهنما همسفر سمیه، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر الهام با دستور جلسه «وادی هشتم و تأثیر آن روی من» در روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان سمیه هستم یک همسفر. افتخار کنید به خودتان که اسم مسافرتان را کنار خودتان بیاورید، چرا که اگر مسافرها نبودند، الان ما اینجا نبودیم. خداوند را شاکرم که یک بار دیگر به من اجازه داد در این جایگاه قرار بگیریم تا در کنار شما عزیزان خدمت کنم و آموزش بگیرم. وادی هشتم با یک جمله کوتاه؛ اما به وسعت یک زندگی شروع میشود: «با حرکت، راه نمایان میشود.»
گاهی در زندگی با مشکلات و مسائلی روبهرو میشویم که نمیدانیم باید چکار کنیم و از کجا شروع کنیم یا گاهی اوقات ترس و ناامیدی باعث میشود که تصور کنیم هیچ راهی وجود ندارد؛ اما این وادی به من امید میدهد و میگوید حرکت کن.
لازم نیست تمام راه را بدانید و بعد قدم بردارید، همان جلوی پایتان را، به اصطلاح، ببینید کافی است. فکر کنید در تاریکی با چراغقوه راه میروید. نور چراغقوه که جلوی پای شما است، قدمقدم، جلوی پای شما را روشن میکند؛ میگوید قدم اول را شما بردار، بقیه راه برایت نمایان میشود. جالب اینجاست وقتی قدم اول را برمیداریم، کمکم قدمهای بعدی خودشان را نشان میدهند و من فکر میکنم خیلی از تغییرات بزرگ در زندگی از همین حرکتها و قدمهای کوچک شروع شده. چرا که رودخانهها از اول همان شکل نبودند؛ قطرهقطره کنار هم در مسیر، جریان گرفتند تا در نهایت به دریا رسیدند.
در کنگره هم همینطور است. مسافر یا همسفری که در ابتدا خیلی از مسائل برای او روشن نیست، راه را نمیداند و نمیداند چه آیندهای در انتظارش است؛ ولی به او گفته میشود بیا قدم اول را بردار، بیا آموزش بگیر و کمکم در مسیر باش، بقیه راه خودش برایت نمایان میشود. وادی هشتم به من یاد میدهد که تغییر در سکون برای من اتفاق نمیافتد؛ باید شروع به حرکت کنم تا ذرهذره تغییرات برای من ایجاد شود و در مسیر عجله نداشته باشم؛ چون این از حقههای ذهن است که میخواهد مرا به عجله بیندازد و میگوید: چی شد، پس چرا تغییر نمیکنی؟ در صورتی که تغییر ذرهذره و آرام است؛ البته حرکت بدون تفکر کافی نیست.
باید اول خواستهام و هدفم را مشخص کنم، آگاهی کسب کنم، بعد حرکت را شروع کنم؛ ولی لازم نیست همهی راهها را بدانم. شما وقتی میخواهید بروید سفر، همینکه یک جزئیات کلی از سفر داشته باشید کافی است؛ لازم نیست تمام جزئیات را بدانید. شاید یکی از زیباترین درسهایی که این وادی به من داد همین هست که نیازی نیست آینده را ببینم که امروز را بسازم؛ بلکه باید ایمان داشته باشم که اگر خواستهام درست است، در مسیر ارزشها و در صراط مستقیم هستم، راه کمکم خودش را نشان میدهد و در ادامه خداوند و نیروهای الهی من را یاری میکنند.
و در اینجا وادی هشتم برای من به لژیون سردار پیوند میخورد، چرا که بخشش خودش یک حرکت است.
من در کنگره چیزهای زیادی دریافت کردم؛ آرامش، عشق و محبت و نگاهی جدید به زندگی و خیلی دریافتهایی دیگر که اینها به صورت کلی است. خب، یکی از کارهایی که من به عنوان شکرگزاری از این سیستم و از خداوند میتوانم داشته باشم این است که در حد توان خودم از داشتههایم ببخشم تا چراغی که روزی به زندگی من روشنایی بخشیده، روشناییبخش زندگی دیگران باشد.

تایپیست: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر عفت (لژیون اول)
ارسال: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
همسفران نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
70