English Version
This Site Is Available In English

بخشش یکی از بزرگترین حرکت‌ها برای خروج از رکود است

بخشش یکی از بزرگترین حرکت‌ها برای خروج از رکود است

جلسه ششم از دوره ششم جلسات لژیون سردار کنگره ۶۰ همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد به استادی پهلوان همسفر فهمیه، نگهبانی دنور همسفر افسانه و دبیری‌ همسفر نیره، با دستور جلسه وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می‌شود) و تأثیر آن روی من  روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را بسیار شاکرم که بار دیگر در این جایگاه هستم و در جمع پر مهر شما عزیزان قرار گرفتم. از نگهبان جلسه خانم افسانه، ایجنت محترم خانم راضیه و مرزبانان عزیز کمال تشکر و قدردانی را دارم که اجازه خدمت کردن در این جایگاه را به من دادند و از آقای مهندس سپاس‌گزارم برای این بستر امنی که فراهم کردند تا ما علاوه بر درمان اعتیاد، راه درست زندگی کردن را بیاموزیم.

امروز می‌خواهم در مورد موضوعی صحبت کنم که شاید در نگاه اول ساده به نظر برسد؛ اما تمام مسیر تغییر ما در آن نهفته است، با حرکت راه نمایان می‌شود. همه ما زمانی که وارد کنگره شدیم یک ویژگی مشترک به نام ترس داشتیم؛ ترس از آینده، ترس از تاریکی، ترس از این‌که آیا راهی است؟

ما گاهی ساعت‌ها، روزها و ماه‌ها در سکون بودیم فقط فکر می‌کردیم، غصه می‌خوردیم و گره‌های کور زندگیمان را با فکرکردن باز نمی‌کردیم؛ بلکه آن‌ها را کورتر می‌کردیم. گاهی از مشکلات زندگی خسته و دلگیر می‌شدیم حتی توان فکر کردن به قدم بعدی را نداشتیم و شاید در این لحظه ما منتظر بودیم کسی بیاید و راه را برای ما روشن کند؛ اما تجربه به من می‌گوید زمانی که من حرکت نکنم راه نیز برایم نمایان نمی‌شود.

حرکت‌کردن همیشه به معنای برداشتن قدم‌های بزرگ نیست؛ گاهی حرکت فقط پذیرفتن این است که من نیز در این مسیر مسئولیتی دارم. حرکت‌کردن یعنی سکوت‌کردن؛ آموزش گرفتن، حضور پیدا کردن و یا تصمیم گرفتن که از امروز یک رفتار کوچک خودم را تعییر بدهم؛ شاید در ابتدا نتیجه این حرکت را نبینم؛ اما همین قدم کوچک می‌تواند آغاز یک مسیر تازه‌ برای من باشد.

وقتی من حرکت کنم و در مسیر آموزش قرار بگیرم کم‌کم می‌فهمم برای بهتر شدن شرایط باید اول سهم خودم را بشناسم؛ کجا باید آن‌را بگیرم؟ چه موقع لازم است صبورتر باشم؟ چه هنگام باید از کنترل کردن دست بردارم؟ کجا باید به جای قضاوت کردن عمل کنم و یاد بگیرم؟ و این تعییرات شاید به یک‌باره اتفاق نیوفتد و در ابتدا من نتیجه این حرکت کوچک را نبینم؛ اما همین حرکت کوچک می‌تواند به راهنمای مسیرهای دیگری منتهی شود.

گاهی ما همسفران فکر می‌کنیم برای اینکه مسافر ما مصرف‌کننده است تمام زندگی ما به بن‌بست رسیده است؛ اما وادی هشتم به ما می‌گوید این بن‌بست‌ها توهمی بیش نیست؛ جاده در همان لحظه‌ای که گام اول را بردارید خودش را به تو نشان می‌دهد. خیلی‌ها فکر می‌کنند حرکت یعنی از خانه بیرون رفتن و تغییر فیزیکی جابه‌جا شدن است؛ اما در کنگره حرکت از درون شروع می‌شود؛ از منیت به سمت آموزش، از ترس به شجاعت و از کینه به سوی گذشت.

همسفران وقتی تصمیم می‌گیرند برای آرامش خودشان به کنگره بیایند این اولین حرکت آنان است، هنگامی که تصمیم می‌گیرد قضاوت کردن مسافرش را کنار بگذارد این بزرگ‌ترین حرکت او است و راه برایش باز می‌شود؛ چون با این کار به کسی که می‌خواهد تغییر بکند راه را نشان می‌دهد.

گاهی انسان‌ها می‌خواهند از همان اول همه چیز را بدانند و حرکت کنند؛ اما دانستن کامل پیش از حرکت ممکن نیست؛ باید قدمی برداشت تا تجربه‌ای به دست بیاورد و از دل آن تجربه قدم بعدی برایش روشن شود. ممکن است در آغاز فقط چند متر از مسیر را ببینیم؛ اما وقتی راه می‌افتیم مسیر نیز خودش را به ما نشان می‌دهد.

ما در وادی هشتم یاد می‌گیریم که وقتی حرکت کردیم و به مقصد رسیدیم باید جبران خسارت کنیم از خودمان، خانواده و جامعه.  لژیون سردار یکی از زیباترین شکل‌های جبران خسارت و یکی از قوی‌ترین حرکات ما برای بازکردن گره‌های درونی است. بخشش فقط ریال و تومان نیست؛ بخشش گذشتن از من است؛ وقتی من از پولم می‌گذرم در واقع دارم از زنجیره‌های وابستگیم به مادیات می‌گذرم. این یک حرکت قهرمانانه است.

بعضی‌ها می‌گویند من که ندارم چطور ببخشم؟! جواب در همین وادی است با حرکت راه نمایان می‌شود. اگر امروز در لژیون سردار می‌بخشید؛ تمرینی برای بخشیدن آدم‌های زندگیت می‌شود. در لژیون سردار باشی، ادعای بخشش مال کنید؛ اما هنوز در دلت کینه مسافرت را داشته باشید. بخشیدن مسافر،بخشیدن گذشته، بخشیدن خود بزرگترین حرکت یک همسفر است؛ وقتی می‌بخشید راه آرامش درونت برایت نمایان می‌شود.

وادی هشتم به ما می‌گوید در سکون هیچ چیزی خلق نمی‌شود؛ اگر می‌خواهید زندگیت تغییر کند، اگر می‌خواهید از قفس غم بیرون بیایید؛ باید یک قدمی بردارید، یک قدم برای یادگیری بیشتر، یک قدم برای بخشیدن بیشتر و یک قدم برای پیوستن به لژیون سردار. بخشش یکی از بزرگترین حرکت‌ها برای خروج از رکود است؛ وقتی ما در کنگره در لژیون سردار عضو می‌شویم یا مبلغی را می‌بخشیم در واقع داریم به کائنات پیام قوی من از ترس‌هایم عبور کرده‌ام را می‌دهیم.

خیلی‌ها منتظرند تا ابتدا عالی شود، آرامش کامل به دست بیاورند و بعد ببخشند؛ اما این اشتباه است. اما اگر انتظار داریم چراغ جاده روشن شود بعد ما حرکت کنیم، این اشتباه است. در کنگره یاد گرفتیم؛ باید اول ببخشیم، قدم اول را برداریم تا راه وفور نعمت، راه باز شدن گره‌های مالی و معنویات نمایان شود.

وقتی من اولین بار برای لژیون سردار اقدام کردم؛ شاید نگران بودم؛ اما به محض اینکه این حرکت کوچک را انجام دادم؛ گویی قفل‌هایی در درونم باز شد، راه برایم نمایان شد، دیدم که ترس‌هایم بزرگتر از واقعیت بودند. بخشش، ترمز دستی ترس‌های ما را می‌کشد و ماشین زندگی ما را به حرکت در می‌آورد. لژیون سردار جایگاه خسیس بودن با خود نیست؛ بلکه جایگاه بخشیدن به خود است. وقتی ما می‌بخشیم در واقع داریم برای آینده خودمان سرمایه‌گذاری می‌کنیم.

شاید امروز فکر کنیم مبلغی که پرداخت می‌کنیم؛ گذشتن از این پول کار سختی است؛ اما زمانی را به یاد بیاورید که مسافر ما مصرف کننده بود و هیچ راه درمانی برای او پیدا نمی‌کردیم. کنگره راهی بود که با حرکت آقای مهندس و خانواده ایشان  توانست به ما کمک کند و راه درمان اعتیاد را پیدا کند؛ حالا نوبت ما است که این زنجیره خیر را با حرکت‌های کوچک خودمان ادامه دهیم.

نشانه بخشش این است که من به آن پول، ترس و گذشته وابستگی ندارم، من حرکت کردم تا فرماندهی زندگیم را به دست بگیرم؛ فرماندهی یعنی من بر پولم حاکم باشم نه پول بر من. در پایان می‌خواهم بگویم با حرکت راه نمایان می‌شود نه با نشستن و فکر کردن.

اگر در دلتان این روزها ندایی می‌شنوید که می‌گوید در لژیون سردار شرکت کن یا قدمی بردار، معطل نکنید؛ راه در دل همان قدم اول است که نمایان می‌شود. بیایید با بخشیدن به زندگی خودمان و دیگران نور بتابانیم و ببینیم که چگونه مسیرهای تاریک زندگی یکی پس از دیگری روشن می‌شود. من تلاش می‌کنم از امروز همان‌گونه که در مسیر خودم حرکت می‌کنم به بخشش و گذشت نیز نزدیک‌تر شوم؛ نه به اجبار و شتاب، بلکه با آگاهی و تمرین. می‌دانم که هر قدم کوچک اگر درست باشد، می‌تواند راه را برای قدم بعدی روشن کند.

عکاس: همسفر زهرا.ح رهجو راهنما همسفر بتول (لژیون سوم)
تنظیم و ارسال: همسفر فاطمه.خ رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد


 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...