در سفر درمان و تغییر نگرش، بارها شنیدهایم که سکون، آغاز سقوط است وقتی از وادی هفتم عبور کردیم و رمز و راز حقیقت را در کشف حقیقت و برداشت از آن یافتیم، نوبت به آزمونی بزرگ میرسد: "حرکت". وادی هشتم به ما میآموزد که برای رسیدن به مقصد، نباید در انتظار چراغ سبز جاده ماند؛ چرا که راه در متن حرکت زاده میشود. در این مصاحبه، با همسفر ملیحه به گفتگو نشستهایم تا دریابیم چگونه با تکیه بر آموزشهای کنگره۶۰ و با حرکت آگاهانه، میتوانیم غبار از مسیر زندگی خود برداریم و راه را بر خود نمایان کنیم. توجه شما همراهان همیشگی را به این گفتگو جلب مینماییم.
همسفر ملیحه به همراه مسافر خود با آنتی ایکس مصرفی هروئین و شیشه وارد کنگره شدند ۱۵ ماه و ۱۵ روز سفر کردند به راهنمایی راهنما مسافر مهدی و راهنمایی همسفر زهرا به روش DST با داروی OT اکنون ۲۵ روز است که با دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. ورزش مسافر در کنگره شنا و پیادهروی، ورزش همسفر پیادهروی.
وادی هشتم میگوید: «با حرکت راه نمایان میشود» منظور از حرکت یک عمل خارقالعاده است یا یک قدم کوچک هم میتواند در رسیدن به مقصد تأثیرگذار باشد؟
منظور از حرکت، یه عمل خارقالعاده نیست در وادی اول آموختم ذرهذره تصویر پدیدار میشود و اولین قدم یک فکر است زمانیکه تفکر ما صحیح باشد ما میتوانیم قدمهای کوچک را بهگونهای برداریم که به عقب باز نگردیم تلاش و استقامت برای رسیدن به هدف بسیار مهم است آقای مهندس در اولین قدم در سفر درمانی خود تنها مصرف وعده ظهر خود را حذف نمودند هنگامیکه تأثیر و نتیجه آن را دیدند و لذت آن را چشیدند قدمهای بعدی را طی زمان لازم ادامه دادند و به درمان کامل رسیدند.
آیا تا به حال منتظر شرایط ایدهآل ماندهاید که این انتظار، حرکت شما را به تأخیر انداخته باشد؟ چه چیزی کمک کرد دوباره شروع کنید؟
چندین مورد قبل از ورود به کنگره و همچنین در اوایل سفر اول برایم پیش آمد، قبل از ورود به کنگره مسافرم به دلایلی چند ماه منزل نبودند و در زندان به سر میبردند من همیشه منتظر آمدن ایشان بودم تا بعد از پیش آمدن شرایط ایدهآل، بتوانیم خانه مناسبی بخریم یا بتوانم به کلاس رانندگی بروم و این توقفها من را در سکون نگه داشته بود درصورتیکه تفکرات من اشتباه بود و حرکت من را به تأخیر انداخت در اوایل سفر باز به دنبال این بودم که شرایط ایدهال فراهم شود و فرزندم بزرگتر شود بعد وارد لژیون تغذیه سالم شوم باز یک سکون و یک توقف اینجا داشتم و خدا را شکر چیزی که باعث شد شروع و حرکت کنم وادی هشتم و اجرای پیمان وادی هشتم بود تا ذرهذره بتوانم از ضدارزشها دوری نمایم و جایگاهم را تغییر دهم و صعود کنم.
در شروع حرکت، مقصد و هدف باید کاملاً مشخص باشد، به نظر شما چرا مشخص نبودن هدف میتواند حرکت را به بیراهه یا سقوط بکشاند؟
مشخص بودن هدف شرط لازم و ضروری است، اگر هدف من رسیدن به سلامتی نباشد و تنها ظاهر خود را بخواهم با انجام عمل زیبایی درست کنم مسلماً در حرکت من سقوط ایجاد میشود، چراکه ظاهر قضیه را درست کردهام و در آخر با یک جسم تخریب شده و بیمار روبهرو خواهم شد، در رابطه با حضور در کنگره نیز با مشخص کردن هدف به آرامش و تعادل لازم میرسم و به من کمک میکند تا از کنگره دور نشوم، مهم این است که نسبت به خواستهای که دارم ابتدا هدفم را مشخص کنم و تشنگی به دست آورم.

فلسفه اجرای پیمان در انتهای وادی هشتم چیست و چه تأثیری بر ساختار درون و بیرون فرد میگذارد؟
دکتر امین همین سؤال را از آقای مهندس پرسیدند و من با مطالعه آن متوجه شدم انسان باید نهایت تلاش خود را انجام دهد، از ضدارزشها دوری کند و در صراط مستقیم باشد ممکن است در این مسیر به زمین بخورد مهم این است که آیا تلاش کرده یا خیر؟ اگر تلاش نکرده باشد باید بهای آن را پرداخت کند آقای مهندس میفرمایند: این آزمون و خطاست که انسان باید انجام دهد؛ اما اینکه چه تأثیری در درون و بیرون فرد میگذارد؛ طبق فرمایش آقای مهندس در سیدی آموزگار۲؛ همه چیز ابتدا باید در درون خود حل کنیم بهعنوان مثال؛ اگر بخواهیم از یک ضدارزش دوری کنیم باید ببینیم آیا واقعاً در درون خود این خواسته را داریم یا خیر؟ آیا واقعاً دارای محبت هستیم تا خواهان کمک به دیگران باشیم یا خیر؟ پس این مسئله باید اول در درون خودم حل شود. وادی هشتم بستن پیمان را به ما آموزش میدهد، پیمان میبندیم که در عمل نشان دهیم و اجرا کنیم و به پختگی نسبی برسیم.
از نگاه شما، تفاوت «حرکت کردن» با «عجله کردن» چیست؟ این تفاوت در سفر درمان یا زندگی روزمره چه اهمیتی دارد؟
از کودکی همیشه به ما گفتهاند؛ عجله کار شیطان است و این به عقیده من کاملاً درست است، زیرا عجله به مفهوم شتابزدگی است در شتابزدگی این شیطان است که مسیر را به ما نشان میدهد نه صراط مستقیم، در حرکت کردن ما با چندین راه برخورد میکنیم یکی راه ارزشها و دیگری راه ضدارزشها، افراد خردمند تفکر میکنند و راه صحیح را انتخاب میکنند. در مسیر درمان یا زندگی نیز به همین صورت است آیا من در درمان اعتیاد یا درمان اضافه وزن به پارامتر زمان توجه میکنم؟ در عجله کردن ما زمان را حذف میکنیم؛ اما در حرکت آرام، قدم اول تفکر انجام میگیرد و نیاز به زمان داریم، حتی برای درمان سیگار یا بیماریهای دیگر زمان را حذف کردند که به نتایج درستی نرسیدند اگر عجله کنیم به تعادل نمیرسیم.
امروز در مقایسه با زمانیکه سفر اول را آغاز کرده بودید، چه نشانهای به شما میگوید که حرکت شما در مسیر درست ادامه دارد؟
اکنون که با سفر اول خود مقایسه میکنم متوجه میشوم به هدفهایم نزدیکتر شدم، صبورتر شدم اوایل مهمترین مسئله تنها درمان مسافرم و رهایی ایشان بود تا از اعتیاد نجات پیدا کنند؛ اما با پذیرفتن اینکه ایشان نیاز به درمان دارند و باید در طی زمان لازم و با استفاده از داروی مناسب این کار انجام پذیرد من نیز مشغول به خود شدم و دوربین را به سمت خودم برگرداندم و متوجه شدم حرکت من زمانی درست است که آموزشهایی که از آقای مهندس، سیدیها و از راهنمای خوبم میگیرم را عملی کنم و زمانیکه میبینم نتیجه موفقیتآمیز شده است متوجه میشوم که حرکت من در این مسیر درست بوده و نشانه مهمتر اینکه خداوند یک فرصت به من داد که بتوانم به بندهاش خدمت کنم.
کلام پایانی:
«أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ»؛ خداوند برای بندهاش کافی است از خدای بزرگ بسیار سپاسگزارم، همچنین از آقای مهندس دانشمند قرن ۲۱ برای درمان اعتیاد، درمان سیگار، درمان بیماریها و همچنین درمان اضافه وزن بسیار سپاسگزارم. من چندین سال اضافه وزن داشتم؛ اما راه درست را پیدا نمیکردم از راهنمای سراسر عشقم سپاسگزارم که اجازه دادند من این خدمت را انجام دهم و از همه خدمتگزاران سایت شعبه سلمان فارسی نیز تشکر میکنم.
طراح سؤال: اعضای گروه مصاحبه
مصاحبهکننده: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون شانزدهم)
عکس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون شانزدهم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران سلمان فارسی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
0