جلسه پنجم از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کیش به استادی راهنما همسفر لیلا، نگهبانی راهنمای تازه واردین همسفر نازنین و دبیری همسفر فاطمه با دستورجلسه
«وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه امروز با حرکت راه نمایان میشود، هفت وادی گذشته و آقای مهندس حرکتشان را آغاز کردند تا به این وادی رسیدند در این بخش از کتاب ۶۰ درجه آقای مهندس به نقطه مصرف ۱ گرم در سی روز رسیده بودند و در این پله ۲۱ روزه توقف داشتند که در نهایت هنگام شروع به ادامه پله ناخودآگاه زمان مصرف قطعههای درشت تر را انتخاب میکردند وبرای آخر ماه قطعههای کوچکتر باقی میماندند و کم کم نقطه تحمل بالا میرفت.
قسمت اول وادی پیام است من وقتی وارد کنگره شدم و پیام ها را دیدم احساس غریبی داشتم و بند عشق برای من در حال شکل گرفتن بود حسی که میگفت این داستان درست و حقیقی است وبه نقل از آقای مهندس فقط میتوانیم بخوانیم تا به درجه ای از دانایی برسیم و بگذریم تا ذره ذره مفهوم را درک نماییم .
یاد گرفتم ۴ مرحله وادی اول با تفکر است و در واقع درجهان ذهن هستیم همان طور که گفته میشود با پیشروی در این مرحله با نفس آشنا میشویم و درمییابیم که در این مسیر چه مسائلی پیش روی ما است کم کم آموختم من به جهان نیامدم که با مرگ حیاتم پایان یابد حیات ادامه دارد تنها چیزی که برای من قابل انتقال است آگاهی و اندیشه ای است که در این حیات کسب میکنم ،با نبردهایی که دراین مسیر در درون من شکل میگیرد آموزش میگیرم و کم کم آگاهی بالا می رود و این فقط قابل انتقال است .
در وادی راجع به سکون و حرکت صحبت شده ،این که سکون جایز نیست و به نظر من حرکت قانون است برای مثال آبی که در گودالی جمع میشود و حرکتی ندارد نیروها باعث سکون آب شدند نتیجه این سکون؛ تغییر رنگ آب و جمع شدن حشرات و بوی بد و تبخیر است در واقع از بین میرود وانسان هم به همین صورت است وقتی متوقف میشود افکار منفی از انسان انرژی میگیرند چون خودشان فاقد انرژی هستند و از انسان دریافت میکنند و هرچه من ضعیف تر باشم نیرو قوی تر میشود و در نهایت به درجه ای میرسد که انسان دوست دارد نباشد انسان دچار بیماری های جسمی و روانی میشود و من باید هوشیار باشم بدانم حرکت سازنده است حرکت ساختارها را میسازد و تبادل انرژی در حرکت است و درغیر این صورت محکوم به فنا هستیم .
مورد دیگر برای حرکت کردن باید بهای آن را بپردازیم بهای شرکت در کلاسها، اختصاص دادن زمان است زیرا در این دنیا هیچ چیز به انسان مجانی داده نمیشود حتی شما برای دیدن منظره خوب و بکر باید کیلومترها در جاده رانندگی کنید بنابراین باید بهای ان را باید بپردازیم حال خوب بدون پرداخت بها داده نمیشود .
و نکته دیگر خواستهها است که آقای مهندس بیان کردند:هدف و خواستههای ما باید مشخص باشد هدف آقای مهندس رهایی بود و هدف ما نیز رهایی مسافرانمان است و این هدف گذاری در ازدواج ،کار و همه ابعاد زندگی است با حال بدی مسافرانمان برای پایان زندگی تصمیم نگیریم باید هدف را خوب به قضایا نگاه کنیم، تفکر کنیم تفکر در تصمیمات ما بسیار کمک کننده است اگر میخواهیم زندگی کنیم برای ساخت زندگی باید بمانیم و بسازیم چیزی به ما رایگان و آماده داده نمیشود، حال خوب و خوشبختی ساختنی است و باید تلاش کرد نباید بایستی تا همه چیز درست شود.
وادی میگوید برای به دست آوردن تلاش کن اگر تلاش نکنی و بهایش را پرداخت نکنی چیزی به تو داده نمیشود و باید حرکت در جهت درست باشد.در نهایت ممکن است در مسیر منحرف شویم و این نکته برای من جالب است که این اتفاق آهسته آهسته رخ میدهد مانند رودی که درحرکت است و به سنگلاخ میرسد میخواهد ما را از مسیر منحرف کند اما آب راهش را پیدا میکند و به مسیر ادامه میدهد چون می خواهد حرکت کند منحرف نمیشود اگر منحرف شود به بیراهه میرود و حتی شاید به مقصد نرسد .
درباره جبران خسارت که نکته ای که برای من جالب بود این است که خودم را ببخشم این خیلی قشنگ است برای اشتباههایی که در زندگی انجام دادید هیچ وقت خودتان را سرزنش نکنید. من خودم را سرزنش نمیکنم زیرا آگاهی من در آن زمان کم بود اعمال من به میزان آگاهی ام بود باید خودم را ببخشم و الان تغییر کردم من اصلا خودم را دوست نداشتم اعتماد به نفس نداشتم و اینجا خودم را پیدا کردم لیلا را دیدم و لیلا را بغل کردم و با خودم آشتی کردم و عزت نفسم را دوباره یافتم و جبران خسارت نسبت به خانوادهام که بخاطر خشم و ترس از اعتیاد مسافرم ، به فرزندانم آسیب میزدم و اکنون تلاش میکنم تا جبران خسارت کنم و همیشه از آنها حلالیت میطلبم.
آقای مهندس میفرمایند توبه یعنی بازگشت سعی میکنم درمسیر برگشت با عملکردم جبران کنم و در نهایت آشغال در خیابان نریختن را در کنگره یاد گرفتم، در طبیعت اثری بدی از خودم به جا نمیگذارم چون معتقدم طبیعت حس خوب به من داده است .
در آخر آقای مهندس پیمان را بیان میکنند که امیدوارم افرادی که هنوز پیمان نبستند به این نقطه زیبا برسند .فرد یک سری رازهایی دارد که بین خودش و خدا است و قرار نیست کسی از این رازها مطلع بشود موقعیتی فراهم شده تابه خداونداگر اعتقاد ندارید به طبیعت و رودخانه و کوه بگوییم وانگیزهای میدهد که بعد آن انگار تازه متولد شدهایم و دوباره میخواهیم مسیر جدیدی را شروع کنیم .انشالله افراد به این نقطه بستن پیمان برسند و مسیر روبه رشد برای رسیدن به جایی که از آنجا انشعاب یافته ایم، پیدا کنیم برسیم.
.jpg)
تایپ : همسفر فاطمه رهجوی راهنما ساناز لژیون یکم کیش
ویراستاری و ارسال : مرزبان خبری همسفر معصومه
نمایندگی همسفران کیش
- تعداد بازدید از این مطلب :
0