جلسه دوازدهم از دوره هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی امیر اراک به استادی راهنما همسفر زهرا، نگهبانی همسفر راضیه و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه « وادی هشتم ( با حرکت راه نمایان میشود). و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpeg)
خلاصه سخنان استاد:
بابت اینکه امروز در نمایندگی امیر هستم خدا را شکر میکنم، تا به حال تجربه حضور در اینجا را نداشتم، نمایندگی پر انرژی دارید. اکثر چهرهها آشنا است؛ زیرا همیشه در پارک همدیگر را میبینیم و قبلاً در نمایندگی پروین اعتصامی بودیم. از همسفر راضیه تشکر میکنم؛ که امروز من را دعوت کردند تا امروز در اینجا باشم و از شما انرژی بگیرم، از راهنمایان خود، همسفر مهری و همسفر ژاله تشکر میکنم، جایشان اینجا سبز است.
به همسفر ژاله خدا قوت میگویم، به همسفر شهلا تبریک میگویم، برایشان آرزوی موفقیت میکنم، انشاءالله در راهی که قدم گذاشتند موفق شوند و مثل همیشه بدرخشند. به نگهبان و خزانهدار جدید لژیون سردار، همسفر زهره و همسفر عاطفه تبریک میگویم، امروز افتخار داشتم در کنار شما باشم.
دستور جلسه امروز « وادی هشتم ( با حرکت راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من» است؛ وقتی به این وادی میرسیم ۷ وادی قبل را پشت سر گذاشتیم، تفکر کردن، عملی کردن تفکراتمان را یاد گرفتیم و اینکه مسئولیت کارهایمان را خودمان بپذیریم، از پس کارهایمان بر بیایم و مسئولیت کارهایمان را به خداوند نسپاریم، یاد گرفتیم عقل چیست، حکم عقل را باید اجرا کنیم و به دانایی کامل برسیم؛ در نهایت وادی هفتم که راز و رمز کشف حقیقت را پیدا کردیم؛ یعنی راه را پیدا کردیم حالا وقت حرکت کردن است.
وقتی به این وادی میرسیم؛ یعنی دیگر حرکت کن! هر چیزی تا به حال یاد گرفتی کافی است، نترس، فکر نکن که راه سختی داری، هر کاری شاید در ابتدا سخت باشد؛ ولی وقتی حرکت میکنی، راه خودش نشان میدهد که به چپ یا راست بروی، پیچ و خمهای جاده را به ما نشان میدهد، سختیها و مشکلاتی را که در آن راه داری را نشان میدهد.
وادی هشتم میگوید: لزومی ندارد اگر بخواهیم راهی را شروع کنیم حتماً تمام پیچ و خمهایش را بشناسیم، تمام جزئیات ریز و درشت مسیری که در پیش روی ما است را بدانیم، حتماً نباید اینطور باشد، همین که راه را تشخیص بدهیم، هدف و خواستههایمان مشخص باشد؛ وقتیکه حرکت کنیم، راه در مسیر برای ما باز میشود و خیلیها به کمک ما میآیند، اتفاقات میافتند و راه هموارتر میشود.
چیزی که در این وادی طبق گفته بنیانگذار جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، آقای مهندس حسین دژاکام مطرح است «خواستهای است که همه در مورد هر کاری باید داشته باشیم» مثلاً میخواهم مهاجرت کنم، دانشگاه بروم یا کار جدیدی را شروع کنم، میخواهم یک هنری را یاد بگیرم، از یک راهی برای خود یا خانوادهام درآمدی کسب کنم، درست است اولش وقتی فکر میکنم، میگویم سخت است، من نمیتوانم، مشکلات سر راه من است.
در هر کاری مشکل وجود دارد، همین که شروع میکنی و پا پیش میگذاری، میخواهی برای امتحان راهنمایی درس بخوانی؛ شاید فکر کنی من نمیتوانم کمک راهنما شوم. مرزبان نمیشوم یا در فلان جایگاه نمیتوانم خدمت کنم؛ ولی وقتی شروع میکنی، مسیر برایت باز میشود و افراد زیادی به کمک میآیند، دوستانی پیدا میکنی که یکسری اطلاعات میدهند و در چیزهایی که نقطه ضعف داری به یاری تو میآیند تا آنها را برطرف کنی. چیزی که مهم است، حرکت کردن و شروع کردن است، نترسیم و قدم پیش بگذاریم، راه را باز کنیم، راهمان را ادامه بدهیم و شروع به حرکت کنیم.
در وادی هشتم از ارزشها و ضدارزشها صحبت میشود، بعضی کارها ارزشی و بعضی دیگر ضدارزشی هستند؛ اینکه یکسری راهها را برای خودمان بخواهیم انتخاب کنیم و به هدفی که دوست داریم برسیم، ممکن است این راهها ارزشی یا ضدارزشی باشند، الهی یا شیطانی باشند، تشخیص آنها به دانایی ما بر میگردد، به قبل از این وادی که برای حرکت، ما چه چیزهایی داریم! به قول معروف در کولهپشتیمان چه چیزهایی با خود آوردیم.
در این وادی از خلق انسان صحبت میشود، از اینکه انسان اشتباهی کرده است، همان ادموند و هلیا که آقای مهندس حسین دژاکام، داستانش را کامل مطرح میکنند؛ که به خاطر اشتباهاتی که کردند، بخشیده و به زمین فرستاده میشوند تا بقیه راه را جبران کنند، پس در وادی هشتم از جبران خسارت صحبت میشود و با آن آشنا و روبهرو میشویم.
جبران خسارت از چه چیزهایی است؟ از خود، خانواده، اطرافیان، فرزندان، جامعه، هستی و طبیعت است؛ زیرا من به واسطه تاریکی و ظلمات، اشتباهاتی که داشتم یا مسافر مصرفکننده یا همسفر با دنیایی از تخریب، اشتباهات و ضدارزشها بودم و به خودم، خانواده و جامعهام آسیب زدم، به طبیعت آسیب زدم، در طبیعت به درختان لطمه زدم، آبها و دریا را کثیف کردم، به شمال میروم و نمیدانم باید چطور رفتار کنم!
همه اینها مثالهایی هستند که باید یکییکی شروع کنیم به جبران خسارت، اول از خودم شروع میشود که با خود چه کار کردم، چه بلاهایی بر سر خود، بچههایم، همسرم آوردم، فرقی نمیکند زن باشم یا مرد، مسافر باشم یا همسفر، باید ببینم چه کار کردم؟ اینکه نخواهم از یک طرف قضیه بیافتم، تعادل را حفظ کنم و ببینم باید چکار کنم تا روح و روانم به آرامش برسد هم روح و روان خودم و هم خانواده، اطرافیان و همسرم که این به علم جهانبینی که در کنگره۶۰ یاد گرفتهام برمیگردد.
من یاد میگیرم حالا که میخواهم از خانواده جبران خسارت کنم، نگاه کنم ببینم با آنها چه کار کردم، چه بلاهایی در دورانی که تخریب داشتم بر سر آنها آوردم، در مورد طبیعت یا در هستی چه کار کردم؟ فرقی نمیکند هر کدام از اینها را وقتی نگاه میکنم، اینطور هم نباشد که ناامید شوم، بگویم من اینهمه کار کردم و اینهمه تخریب وارد کردم دیگر هیچوقت درست نمیشود و نمیتوانم این خانواده را جمع کنم! نه اینطور نیست؛ وقتی ما خواسته داشته باشیم، هدفمان مشخص باشد و در مسیر حرکت کنیم حتماً موفق میشویم از اطرافیان و راهنمایان کمک بگیریم تا بتوانیم در جهت درست حرکت کنیم؛ در نهایت راه برایمان باز میشود و به مسیری که میخواهیم میرسیم.
.jpeg)
معشوق به سامان شد، تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد، تا باد چنین بادا
.jpeg)
در ادامه همسفر راضیه، همسفر فرانک، همسفر نصیبه و همسفر اکرم موفق به دریافت نشان وادی هشتم (پیمان) از راهنمای DST، همسفر شهلا شدند.
دریافت نشان پیمان کنگره۶۰ را به شما صمیمانه تبریک میگوییم. این نشان، گواهی ارزشمند بر تعهد، تلاش و همدلی شما در مسیر رهایی و بهبودی است. امیدواریم همواره در این راه موفق و سربلند باشید.
.jpeg)
مرزبان کشیک: همسفر زینب و مسافر علی
تایپیست: همسفر فرانک رهجو راهنما همسفر شهلا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر فاطمه (ب) رهجو راهنما همسفر سمیه (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر مهسا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی امیر اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
197