English Version
This Site Is Available In English

وقتی قدم برداریم مسیر برای ما باز می‌شود

وقتی قدم برداریم مسیر برای ما باز می‌شود

همسفر حدیثه به همراه مسافر مهدی با آنتی ایکس چسب وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدند، ۱۱ ماه و ۲۸ روز به روش DST همراه با داروی OT با راهنمایی مسافر مجتبی و همسفر رؤیا سفر کردند. ایشان در رشته ورزشی والیبال و مسافر مهدی در رشته فوتبال فعالیت دارند.

اینک در باب دستور جلسه  «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می‌شود.) و تاثیر آن روی من» با ایشان گفتگویی انجام داده‌ایم لطفاً با ما همراه باشید.

لطفاً بفرمایید از نظر شما وادی هشتم حاوی چه پیامی برای ما همسفران است؟

به نظر من وادی هشتم می‌گوید؛ اگر ما در مسیری قرار داریم که تعدادی مجهولات در آن مسیر است و ما برخی ناآگاهی‌هایی داریم، نباید ترس داشته باشیم؛ مثل موقعی که داخل یک اتاق هستیم و به یکباره چراغ‌ها خاموش و اتاق تاریک می‌شود. ما اگر سالیان سال سر جای خود بایستیم و حرکت نکنیم، هیچ‌گاه راه یا دری به روی ما باز نخواهد شد؛ اما همین که قدم برداریم حتی اگر لازم است، دست به دیوار بگیریم و حرکتی انجام دهیم مسیر برای ما پیدا می‌شود. در این جهان هیچ موجودی مجاز به سکون نیست و اگر هم در سکون باشد نبایستی انتظار تغییر و تحولی داشته باشد. مسافری را تصور کنید که بخواهد به مقصدی برود؛ اما به دلیل ترس از این موضوع که تابه‌حال از آن جاده عبور نکرده و از وضعیت درون آن خبری ندارد از سفرکردن پشیمان شود؛ پس قطعاً به مقصد نخواهد رسید. اگر ما همیشه در برابر راه‌هایی که نرفته‌ایم و مجهولاتی که روبه‌روی ما قرار گرفته‌اند، کم بیاوریم و از حرکت بایستیم؛ پس چگونه انتظار داریم فرزند ما برای اولین‌بار مهدکودک، مدرسه یا هر محیط جدیدی را تجربه کند.

لطفاً بفرمایید لازمه رسیدن به هدف نهایی که همانا رسیدن به صلح، آرامش، عشق و محبت است چیست؟

لازمه رسیدن به هدف نهایی، صفر کردن حساب‌های قبلی خود و همین‌طور جبران آن‌هاست. وقتی به ما یک باغ می‌دهند و تعدادی گیاه تلخ در آن باغ می‌کاریم و از آن می‌چشیم، کام ما تلخ می‌شود. برای این‌که به آن حس خوش و آن طعم شیرین دست پیدا کنیم؛ ابتدا باید گیاهان قبلی را از بین ببریم و به صفر برسانیم، زمین را آماده کنیم و این بار میوه‌های خوش‌طعم و شیرین بکاریم و از آن بچشیم تا مزه تلخ قبلی برای ما از بین برود. تا زمانی که حساب صفر نشود، هیچ‌گاه تلخی گذشته ما را رها نخواهد کرد و همیشه گریبان‌گیر ما خواهد شد. اگر ذهن ما دائماً درگیر حل مشکلات گذشته و عذاب وجدان باشد، پس چه زمانی به خواسته‌ها و مسیر پیش رو فکر می‌کند و ما را راهنمایی می‌کند یا چگونه از بین آن همه حساب داشتن می‌تواند القائات و الهامات را به ما برساند؟ مثل این است که شما روبه‌روی تلویزیون نشسته‌اید و هر ثانیه تبلیغی نشان می‌دهد، شما چگونه نیاز خود را در آن میان پیدا می‌کنید؟ اصلاً مگر می‌شود آدرسی از آن تبلیغ پیدا کرد.

در مسیر حرکت، گاهی فرد به بن‌بست برخورد می‌کند، در چنین لحظه‌ای چگونه می‌تواند انگیزه خود را حفظ کند و به مسیر ادامه دهد؟

به نظر من حل‌کردن یک‌به‌یک مجهولات، همچنین تعیین مبدأ، مقصد و هدف خیلی مهم است و مهم‌تر این‌که اگر ما هدفی مشخص داشته باشیم و امید خود را از دست ندهیم، فارغ از نتیجه حتی اگر توان راه‌رفتن نداشته باشیم، سینه‌خیز به سمت آن می‌رویم. وقتی هدف ما مشخص باشد، هر سختی جلوی راه ما سد شود، می‌دانیم هدف ارزش این را دارد که درد و سختی رسیدن به آن را با جان‌ودل بپذیریم و درنتیجه اقدام خواهیم کرد. همانند بارداری و زایمان که یک خانم از دردسرها و سختی‌های آن خبر دارد؛ ولی چون هدف به آغوش کشیدن فرزند خود و تجربه‌کردن حس مادری است، تمام سختی‌ها را باجان و دل قبول می‌کند و خود برای روبه‌روشدن با آن اقدام می‌کند.

لطفاً بفرمایید تأثیرگذارترین تجربه‌ای که در حرکت داشتید و مجهولاتی که با آن‌ها روبه‌رو بوده‌اید و کم‌کم راه برایتان نمایان شده چیست؟

تأثیرگذارترین تجربه‌، همسفر شدن است. موقعی که من با مسافرم آشنا شدم و به‌عنوان همسفر اسم من در کنار ایشان خوانده شد، هیچ اطلاعی از اعتیاد و مخصوصاً مواد مصرفی‌ ایشان نداشتم و حتی اسم آن را هم نشنیده بودم. در ادامه مجهولات زیادی جلوی راه من بود، مخصوصاً این‌که اوایل ازدواج ما بود. نمی‌دانستم آیا به صلاح من است یا نیست، آیا خوشبخت  خواهم شد یا نه؟ همچنین ازطرف خانواده، نگرانی‌های زیادی بود که سعی در عوض‌کردن تصمیم من داشتند؛ ولی از لطف خداوند بزرگ بود که به طور غیرمنتظره این مسئولیت را به جان خریدم و کم‌کم با ندانستن‌ها قدم‌به‌قدم آمدم و خدا را شکر که راه برای من نمایان شد.

از نظر شما، هدف مهندس حسین دژاکام از قراردادن پیمان در وادی هشتم چه بوده است؟

مهندس دژاکام برای اثبات وادی هشتم به ما، پیمان را در این وادی قرار دادند؛ همچنین فرصتی دوباره برای افرادی است که فکر می‌کنند گذشته خیلی بدی داشتند، اشتباهات زیادی انجام دادند، دیگر خدا به آن‌ها توجه نمی‌کند، هیچ‌گاه قرار نیست بخشیده شوند به خواسته‌های خود برسند. من کسی بودم که بعد از انجام کارهای ضدارزشی، نمی‌توانستم درون آینه از خداوند اسمی ببرم؛ ولی بعد از پذیرفتن و گذشت از خود و بستن پیمان، حس دوست داشته شدن از طرف خالق و اهمیت داشتن خود به من بازگشت و ازآن‌پس می‌دانم اگر چیزی را بخواهم، فقط باید خواسته داشته باشم و در مسیر رسیدن به آن، قدم بردارم.

لطفاً بفرمایید پیمان وادی هشتم چه تفاوتی با تعهدهای معمول و روزمره دارد و چگونه به پایبندی حرکت در مسیر کمک می‌کند؟

تفاوت پیمان وادی هشتم با تعهدهای معمول و روزمره در این است که شرایط و قوانین مشخصی دارد و به‌صورت کاملاً داوطلبانه انجام می‌شود. همین ویژگی‌ها باعث می‌شود فرد با آگاهی و پذیرش مسئولیت، تعهد بیشتری نسبت به ادامه حرکت در مسیر داشته باشد. همین که من به‌صورت داوطلبانه بخواهم این پیمان را ببندم، اما برای بستن آن شرایط و اجازه خاصی وجود داشته باشد، ارزش آن را برای من بیشتر می‌کند. همین موضوع باعث می‌شود تلاش کنم تا بتوانم پیمان را ببندم و به حال خوشی که پس از آن به دست می‌آید، برسم. مورد دیگری که به نظر من بسیار کمک‌کننده است، این است که انسان خواسته‌های خود را می‌نویسد و به آن‌ها متعهد می‌شود. از طرفی، تمام طبیعت بر پیمان ما گواه است و همین موضوع باعث می‌شود بیشتر مراقب رفتار خود باشیم و دوباره به سمت ضدارزش‌های گذشته نرویم. حتی نشان پیمان که هر هفته جلوی چشم من است، و همچنین راهنمایی که قرار است با او روبه‌رو شوم، به من یادآوری می‌کند که به تعهد خود پایبند باشم. به نظر من، اگر انسان بخواهد این پیمان را نادیده بگیرد، احساس عذاب وجدان پیدا می‌کند و همین مسئله می‌تواند به پایبندی بیشتر او به پیمان کمک کند.

کلام آخـر

همسفران در هر مرحله‌ای از مسیر که هستند، فارغ از نتیجه و ترسی که ممکن است از آینده داشته باشند، قدم بردارند و نگران این نباشند که آیا به نتیجه خواهند رسید یا خیر. فقط حضور داشته باشند، گوش‌به‌فرمان راهنمای خود باشند و قوانین کنگره۶۰ را رعایت کنند. خداوند آنچه را که ما انجام می‌دهیم می‌بیند و اگر خواسته‌ای واقعی و معقول داشته باشیم، با حرکت در مسیر درست، قطعاً به آن خواهیم رسید. چه‌بسا خود من یکی از شاهدان عینی این موضوع هستم.

مصاحبه‌کننده: همسفر گلستان رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون نوزدهم)
طراح سؤالات: همسفر ثریا رهجوی راهنما همسفر شهین (لژیون دهم)
عکاس: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر سهیلا (لژیون نوزدهم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما مسفر رؤیا (لژیون هشتم)
ارسال: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر اول سایت 
همسفران نمایندگی شیخ بهایی​

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...