جلسه چهارم از دوره پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی طارم با استادی راهنما همسفر شهین، نگهبانی همسفر رویا و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت، راه نمایان میشود.) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه در رابطه با وادی هشتم است که میگوید: «با حرکت راه نمایان میشود.» واقعا با حرکت یک معجزه اتفاق میافتد؛ چون ما هفت وادی را پشت سرگذاشتهایم، دو بار در چهارده وادی از ما به حرکت کردن دعوت میشود، یکبار در وادی پنجم و بار دیگر در وادی هشتم، در وادی پنجم به ما میگوید: تفکر کردن خودش یک حرکت است و ما نقشه راه را میکشیم و ساختارها را درست میکنیم؛ در اینجا میگوید تا وادی چهار کافیه و باید حرکت و برنامهریزی کنیم؛ باید از ضد ارزشها دوری کنیم و به زندگی توجه کنیم، قناعت کنیم و چگونه خرج کنیم؟ کجا باید به بنبست رسیدهایم تسلیم راه بشویم؟ چون ما در سفر اول هستیم.
در وادی هشتم میگوید: «با حرکت راه نمایان میشود.» همه اینها را یاد گرفتهایم، وادی هفتم رمز و راز را به ما میگوید، اگر در مسیری دو تا رمز و راز دارد، یکی از آنها یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم. راه چیست؟ کنگره یک راه است، راهی که همه علائم نشانه گذاری و تابلوها زده شده و به من همسفر میگوید کسانی که دنبال درمان بودید، این راه درمان است این هم راهوچاه است؛ باید قدم بردارید، حرکت کنید. هر جا رسیدی باید آنچه که برداشتنی است با خودت برداری اگر برنداری باید بروی از یک دور برگردان که نمیدانید چند فرسخی، دوباره باید دور بزنید و بیایید از همین مسیر بگذری؛ ممکن است از یک گذرگاه عبور کنی، از زیر گذر عبور کنی، ممکن است یک دور برگردانی باشد که یک خط صاف و بروید بعد متوجه شوید که آنچه که برداشتنی بود را جا گذاشتهاید.
در این وادی برای ما دو راهی ایجاد میکند میگوید یکی از آن راه فسق و فجور، در وادی هشتم بیداری اتفاق میافتد. حرکت یک رمز داده دست من، یک کلید است میگوید این راه و اینهم رمزت؛ باید در این مسیر درست قدم بردارید آن هم با قدم اولت شروع میشود. من که آمدهام کنگره باید گوش به فرمان باشم، در وادی اشاره کرده در این مسیر که میرویم خیلی چیزها اتفاق میافتد؛ چون بیدار میشوید همیشه دنبال این بودیم که مسافرمان درمان شود، دیگر هیچ کاری با عالم و آدم ندارم؛ ولی این مواقعی که میآید به درمان میرسد حسها از آن یخ زدگی باز میشود، یخ زدگی یواشیواش باز میشود، بله این شخص به من اینجور نگاه کرد، فلانی این را گفت، یک ضد ارزشهایی از درون انسان بالا میآید؛ آنجا است که باید بدانید که چه چیزی را باید بردارید آیا به سمت کینه بروم؟ یا گذشت و بخشش بذارم و از اینجا بردارم و عبور کنم؟
آن برداشتنی است آن چیزی که خودم تجربه کردم برمیدارم و راحت مسیر خارج میشویم، از هیچ شخصی کینه به دل نمیگیرید و در این وادی هم دقیقا در قسمت پیامش در صفحه دوم این را آورده است از سمت نفرت میروید به سمت مهر از قهر میرویم به مهر از نفرت میرویم به عشق از تاریکی میرویم به روشنایی از ظلمت میرویم به نور اینها نشانههای راه است؛ آن چیزی که در وادی هشتم به ما یادآور شده آخر وادی پیمان است که میگوید اگر تو واقعا در مسیر هستی، در راه حرکت میکنید؛ باید یک عهد و پیمانی با خودت ببندی؛ چون آقای مهندس میگویند که پیمان بعضی مواقع دلی است، بعضی مواقع زبانی، بعضی مواقع نوشتاری؛ ما باید در این مسیر یادمان نرود که از کجا آمدهایم و به کجا میرویم، هدفمان چه است؟ ما در مسیر مقصد حرکت میکنیم؛ باید لذت ببریم با نتیجه کاری نداریم این تلاش است که نتیجه ما را نشان میدهد.
من در آکادمی بعد از شانزده سال توانستم دبیر آقای مهندس باشم؛ چون خواسته داشتم، زمانی که خواسته داریم باید سر تعظیم فرود بیاوریم به این مسیر، ایمان و باور داشته باشیم. در سفر اول خیلی حال خرابی به سراغ آدم میآید، خدایا میشود یا نمیشود؟ من اوایلش واقعا این حقیقت را میگویم، یکی از ضد ارزشهایی که داشتم شک بود. هنوز میگویم نیاز دارم به این مسیر و حرکت کنم و چیزی یاد نگرفتهام و معجزه در حرکت اتفاق میافتد، راه یک مسیر است؛ ولی مواقعی که قدم برمیداریم این قدمها تو را میسازد، چه کار کردی با خودت؟ کجا بودی و به کجا رسیدهای؟ هر موقع در هر جایگاهی که قرار بگیرم خودم را اول میبرم به گذشته بعد میآورم اینجا؛ چون جایگاهها به ما داده میشود برای بیداری و آگاهی که به آن هوشیاری برسم؛ باید مرد عمل باشیم.

مرزبانان کشیک: همسفر سمیه و مسافر محسن
تایپیست: همسفر راحله رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
عکاس: همسفر رویا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مرضیه
همسفران نمایندگی طارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
16