چهارمین جلسه از دوره دهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی صبا به استادی راهنما مسافر ابراهیم، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر ابوالفضل با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود) و تاثیر آن روی من» دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر، خداوند را شکر میکنم در کنگره60 حضور دارم و میتوانم آموزش بگیرم. بنده فکر میکردم در این شرایط سخت و بحرانی از نظر اقتصادی و اجتماعی، وقتی سیل یا زلزلهای میآید یا یک مسئلهای که خارج از حیطه اختیار یک موجود میباشد اتفاق میافتد، آن موجود در حالت بقا قرار میگیرد و سعی میکند تمام داشتههای خود را حفظ کند، هیچ کس به فکر این نیست که پیشرفتی برایش حاصل بشود و همه میخواهند ارزش داشتههای خود را حفظ نمایند، خب در چنین شرایطی اینکه یک مکانی هست و در یک ساعت مشخص بستری فراهم میشود که یکسری انسان برای ارتقاء جایگاه، برای آرامش و آسایش و تکامل خودشان تلاش کنند بسیار قابل ارزش و واقعاً هنر دست یک استاد ماهر میباشد. این که شما یک جامعهای مثل جامعه مصرفکنندهها را مجبور کنید که رأس یک ساعتی بیایند یا طبق یک نظم خاصی در مورد مثلاً وادیها صحبت کنند، حتماً پشت این جریان، یک عشق و اشتیاقی هست که فقط از دست آقای مهندس و خانواده محترمشان برمیآید. بنده اگر در رابطه با وادی هشتم بخواهم صحبت کنم و برداشت خودم را نسبت به این وادی بیان کنم؛ وادی هشتم یکی از منفعلترین موجودات عالم را که همان مصرفکننده میباشد و در سکون قرار گرفته را به حرکت در میآورد، این نکتهای است که برای خود بنده بسیار جالب بوده و یاد گرفتن آن واقعاً باعث شد که بنده بتوانم در زندگی خودم آن را کاربردی بکنم. آقای مهندس تشریح کردند که در هستی سه مرحله وجود دارد، این که موجودات، امواج و ذرات یا در حال صعود میباشند و یا در حال سقوط، یا در حال حرکت به سمت پیشرفت هستند و یا اینکه تنزل پیدا میکنند و درحال سقوط به سمت جایگاههای پایینتر؛ یک طیفی هم میان آنها وجود دارد که همان حالت ایستاده یا بدون حرکت میباشد، بدون حرکت بودن بالقوه یعنی سقوط. در حال حرکت میباشم در کنگره یعنی؛ فرمانبرداری از راهنما را انجام میدهم، رأس ساعت حضور پیدا میکنم، همیشه در حال سیدی نوشتن هستم و الی آخر، در نهایت انجام ندادن این حرکت به معنای سکون است که در نهایت منجر به سقوط بنده خواهد شد. چیزی که بنده از این وادی یاد گرفتم این است که انسانها محکوم هستند به حرکت، پس بنده به عنوان یک انسان محکوم هستم به پیشرفت کردن. یک بزرگی میفرمایند: انسانی که امروزش مثل دیروز است قافیه را باخته، نه فقط در صور پنهان، حتی سیستم عصب مرکزی انسان هم به همین شکل حرکت میکند.

مسئله دوم که خود بنده از آن خیلی بهره بردم این هست که آقای مهندس در بخش اول سی دی وادی هشتم فرمودند: «جبران خسارت» و این مهم ترین بخش میباشد. بنده هیچ زمانی حالم خوب نمیشود تا زمانی که جبران خسارت نکنم، جبران خسارت از خودم، از خانواده و از جامعه. یک فرد سفر اولی وقتی وارد کنگره میشود و شروع به سفر مینماید و تمام فرمانها را درست اجرا میکند، این یعنی جبران خسارت از خود. من همیشه عادت داشتم که از جامعه و خانواده گلهمند باشم. اما من خودم چه کاری برای جامعهام انجام دادهام؟ در حد توان خودم چیکار کردهام؟ در پایان صحبتم، من باید همیشه قدردان آقای مهندس و کنگره۶۰ باشم و در نهایت بتوانم آنچیزی که دریافت کردهام را پرداخت کنم. از این که به صحبتهای بنده گوش کردید ممنونم.
عکس و تایپ: مسافر ابوالفضل رهجوی راهنما مسافر کامران (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: مسافر مجتبی رهجوی راهنما مسافر ابراهیم (لژیون سوم)
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
36