English Version
This Site Is Available In English

وادی‌ها مانند یک نقشه راه هستند

وادی‌ها مانند یک نقشه راه هستند

جلسه سوم از دوره سی ‌و ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ میرداماد به استادی همسفر زهره، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر زهره با دستور جلسه «وادی هشتم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.



سخنان استاد:

وقتی که ما وادی‌ها را خوب نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که وادی‌ها مانند یک نقشه راه هستند که مسیر درست زندگی کردن را به ما یاد می‌دهند. جناب مهندس فرمودند: «وقتی ما وادی اول را یاد بگیریم، انگار تا وادی چهاردهم را یاد گرفته‌ایم.» حالا وادی هشتم به ما می‌گوید با حرکت راه نمایان می‌شود، یعنی اینکه من هر کاری که می‌خواهم انجام دهم؛ باید حرکت کنم از کارهای کوچک تا کارهای بزرگ.

برای مثال زمانی که من می‌خواهم به مسافرت بروم، ابتدا باید تفکر کنم که به کجا می‌خواهم بروم یا زمانی که برای خرید می‌روم؛ باید تفکر داشته باشم که چه چیزی را می‌خواهم خریداری کنم. برای هر کاری ما باید این‌گونه باشیم. اگر می‌خواهیم شغل یا حرفه‌ای را انتخاب کنیم و این حرفه را برای کسب درآمد انتخاب کرده‌ایم؛ باید این حرفه را به‌طور کامل یاد بگیریم.
 ابتدا باید تفکر کنم که آیا من به این حرفه علاقه‌مند هستم؟ آیا این شغل را دوست دارم و عاشق این کار هستم یا نه؟ اگر دوست داشتم؛ باید در مسیر حرکت کنم و در این مسیر تجربه کسب کنم و آموزش ببینم.

شاید در این مسیر ممکن است مشکلات و دشواری‌هایی بر سر راه من قرار بگیرد و فراز و نشیب‌هایی داشته باشد که من باید با آموزش و تجربه‌ای که به دست آورده‌ام، بتوانم تمام این سختی‌ها را پشت سر بگذارم. این را نیز باید بدانم که نیروهای منفی می‌آیند و به بهترین شکل بر سر راه من قرار می‌گیرند.

مثالی که می‌توانم بزنم، مسافر من قبل از اینکه وارد کنگره شود مصرف شیره و تریاک داشتند و هر روز صبح، قبل از بیرون رفتن مصرف می‌کردند، زمانی که بچه‌ها بزرگ‌تر شدند و برای اینکه بوی تریاک در خانه پیچیده نشود، تصمیم گرفتند شربت OT را جایگزین کنند. شربت را تهیه کردند و شروع به مصرف کردند و گفتند با این کار می‌توانم مصرفم را کم کنم و به درمان برسم.

بعد از تهیه شربت به‌راحتی مصرف می‌کردند صبح، ظهر، عصر و شب مصرف می‌کردند و همین روال ادامه داشت؛ چون نه سختی داشت و نه اینکه نیازی به بساط داشتند. همین‌طور که ادامه می‌دادند، مصرفشان بیشتر شد. بعد به این فکر افتادند که این مسیری که در آن حرکت می‌کنند، باعث شده تا به خودش و جسمش ضرر و آسیب بزند.

بعد از آن با تفکر و انتخاب مسیر درست راه کنگره برایشان باز شد و وارد کنگره شدند و با آموزش‌هایی که در کارگاه عمومی و لژیون‌ها دریافت می‌کردند، بعد از ۱۱ ماه به رهایی رسیدند. من زهره هم قبل از اینکه کاهش وزن انجام دهم، فقط به این فکر می‌کردم که لاغر شوم؛ اما به این فکر نمی‌کردم که باید از راه درست لاغر شوم.

دائماً مسیرهای سخت را انتخاب می‌کردم و بعد از ۲ الی ۳ ماه خسته می‌شدم و رها می‌کردم، چرا چون راه درست را انتخاب نکرده بودم؛ چون مسیر من با فکر و تفکر نبود؛ اما زمانی که وارد کنگره شدم و وارد لژیون جونز شدم با راهنمایی راهنمایم توانستم به کاهش وزن برسم و جسمم را درمان کنم؛ پس ما هر کاری که می‌خواهیم انجام دهیم، ابتدا باید تفکر کنیم، آگاهی داشته باشیم و بعد در آن مسیر حرکت کنیم.

در وادی هشتم در مورد جبران خسارت صحبت شده که ابتدا جبران خسارت را باید از خودمان شروع کنیم، بعد از خانواده و بعد از جامعه. از خودمان چگونه جبران خسارت کنیم؟ بعد از اینکه من به این آگاهی رسیدم که این اضافه‌ وزنی که دارم باعث شده به جسمم آسیب وارد شود؛ باید حرکت کنم و اضافه‌وزنم را کاهش بدهم.

برای جبران خسارت از خانواده من شاید قبلاً با افکاری که داشتم و تفکرات اشتباهی که داشتم و ضد ارزش‌هایی که در وجودم بود، باعث شده بودم تا خانواده‌ام را اذیت کنم. بعد از اینکه در مسیر کنگره قرار گرفتم با آموزش‌هایی که دریافت کردم این جبران خسارت را انجام دادم. برای جبران خسارت از جامعه، در جامعه‌ام به همین صورت است.
 شاید قبلاً که با خانواده به گردش می‌رفتیم، زباله‌های خود را در محیط زیست و یا در کنار رودخانه رها می‌کردیم و در جنگل‌ها آتش روشن می‌کردیم؛ ولی بعد از دریافت این آموزش‌ها یاد گرفتیم که نباید این کار را انجام داد.

شاید خود من این کار را انجام نمی‌دادم؛ اما اینکه اگر زباله‌ای در محیط زیست ریخته بود، آن را جمع‌آوری کنم، هیچ‌گاه این کار را انجام نمی‌دادم؛ اما با آموزش‌های کنگره یاد گرفتم که باید مراقب محیط زیستمان باشم و برای حفظ محیط زیست و پاکسازی آن تلاش کنیم. امیدوارم که با آموزش‌هایی که در کنگره۶۰ دریافت می‌کنیم، هم به خودمان و هم به دیگران به نحو شایسته خدمت کنیم.

تقدیر نامه سردار

رهایی ۴۰ سی‌دی: همسفر رضوان و همسفر الهام  به راهنمایی همسفر مریم

رهایی ۳۰ سی‌دی و ۴۰ سی‌دی و نشان پیمان: همسفر اعظم، همسفر مدینه، همسفر سارا و همسفر هاجر به راهنمایی همسفر فرزانه

نشان پیمان: همسفر مینا به راهنمایی همسفر مریم

تجلیل راهنما همسفر مریم



مرزبان کشیک: همسفر لیلا و مسافر داوود
تایپیست: همسفر پریسا رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
عکاس: همسفر منیره رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویراستاری: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون سوم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان.

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...