دوازدهمین جلسه از دوره بیستوسوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰، نمایندگی تختجمشید شیراز به استادی همسفر طیبه، نگهبانی همسفر مریم و دبیری همسفر پری با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت، راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان جلسه، همسفر مریم و همچنین راهنمایم، همسفر معصومه سپاسگزارم بابت فرصتی که در اختیار من قرار دادید تا در این جایگاه باشم و آموزش بگیرم. دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت، راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من» است. اگر بخواهم از تجربیات خود بگویم؛ من فردی بودم که همواره حرکت میکردم؛ اما هیچ آگاهی و تفکری پشت آن حرکت وجود نداشت؛ به همین دلیل همیشه با مشکل روبهرو میشدم.
هنگامی که به زندگی افراد موفق، کسانی که از آرامش در زندگی برخوردارند و مسیر برایشان هموار است مینگرم، درمییابم که پشت حرکت آنها همواره تفکر وجود دارد؛ حتی برای کوچکترین کنشها و گفتگوهای ساده نیز اندیشه میکنند. بر اثر اتفاقاتی که در زندگیم رخ داده بود، به مرحلهای رسیده بودم که تهی از انرژی بودم. یک شب، در حالی که هیچ توانی نداشتم، از خداوند خواستهای بزرگ طلبیدم که همان آرامش بود. به خداوند گفتم: «خداوندا، من تنها آرامش را از تو میطلبم.» گویی خداوند صدای من را شنید و مرا به خواستهام رساند.
در ادامه، در مسیر کنگره۶۰ قرار گرفتم. به گفته آقای مهندس: «وقتی هدف پررنگ باشد، در مسیر قرار میگیری و نیروهای الهی نیز یاریرسان خواهند بود.» من در مسیر قرار گرفتم و نیروهای الهی به یاری من شتافتند. سعی کردم روی خود کار کنم، خود را بهتر بشناسم و مشکلات و ایرادهای خویش را ببینم. بهجای تمرکز بر مسافر، تمرکزم را بر خود گذاشتم. خدا را شاکرم که این امر پیامدهای بسیار خوبی برایم داشت و توانستم به آرامشی نسبی دست یابم.
از قدیم میگفتند: «از تو حرکت، از خدا برکت.» اکنون من حرکت کرده بودم؛ اما برکت چه بود؟ برکت کنگره۶۰، آقای مهندس و استاد امین است که دیروز در جشن دیدهبان، بسیار زیبا سخن گفتند. من در عرض یک ماه دو بار نزد تراپیست رفتم؛ اما پاسخ قانعکنندهای دریافت نکردم؛ ولی دیروز با سخنان استاد امین و آموزشهای ایشان، پاسخ تمام پرسشهای خود را یافتم. این برکت بسیار ارزشمند است؛ همچنین برکت راهنماها، آموزشها و عشقی که میان ما ردوبدل میشود. تمام اینها برکات خداوند و کمکهای الهی هستند که مرا یاری میکنند تا در مسیر آرامش و روشنایی گام بردارم و به مقصد برسم.
من ذرهای از وجود خداوند هستم؛ اما میان من و آن جایگاه، فاصله بسیاری ایجاد شده است. اگر بتوانم در این مسیر حرکت کنم، شاید به آن جایگاه یا حداقل به نزدیکی آن برسم. رسیدن به آن نقطه، بسیار دشوار و زمانبر است؛ اما هنگامی که آن آرامش واقعی را به دست میآورم، میتوانم به صفات خداوند نزدیک شوم تا آن صفات در من پررنگتر شده و در مسیر ارزشها قرار گیرم. هنگامی که انسان به هستی پا نهاد، خداوند دوراهی ارزشها و ضدارزشها، مثبتها و منفیها را بر سر راه او قرار داد. به قول پیشینیان که میگفتند: «خداوند هم راه را نشان داده و هم چاه را» ضدارزشها همان چاه هستند که شاید در ظاهر زیبا جلوه کنند؛ اما فریبنده میباشند. با ورود به ضدارزشها، قطعاً به قعر چاه سقوط خواهیم کرد و تنها راه، بازگشت به مسیر ارزشهاست.
به باور من، اگر تمام دنیا را داشته باشی؛ اما آن خواسته بزرگ که آرامش است را نداشته باشی، گویی هیچچیز نداری و همهچیز برایت بیارزش به نظر میرسد. هنگامی که این آرامش را برای نخستین بار تجربه میکنی، اشتیاق داری که همواره آن را حفظ کنی. هرگاه اتفاقی رخ میدهد که آرامشم را بر هم میزند، درمییابم که از مسیر ارزشها خارج شدهام، آن لحظات برای من بسیار دشوار است و با بازگشت به مسیر ارزشها، دوباره به آرامش دست مییابم. در لحظاتی که آرامشم متزلزل میشود، به درون خود مینگرم و میبینم که از صفات خداوند دور شدهام، لذا میکوشم دوباره به مسیر اصلی بازگردم.
در مورد خسارت، همواره مشاهده میکردم که به فرزندان، مسافر و خانوادهام خسارت میزنم؛ اما هرگز به خسارتهایی که به خود وارد کرده بودم، نمیاندیشیدم. همواره پرسش این بود که آیا خود را دوست دارم؟ برای چه کاری اقدام کرده بودم؟ نگاه من همیشه به اطرافیان بود و تمام انرژی خود را صرف آنها میکردم و هرگز خود را نمیدیدم. خوشبختانه کنگره۶۰ این فرصت را برای من فراهم کرد تا بیایم، آموزش بگیرم، خود را بشناسم، خود را دوست داشته باشم و به خود نیز اهمیت دهم.
تنها مسیر رسیدن به حال خوش، ماندن در صراط مستقیم، دریافت آموزشها، گوشسپردن و نوشتن سیدیها، فرمانبرداری از راهنما و بهرهمندی از مشارکتها و تجربیات اعضاء است بابت این موهبت، خداوند را شاکرم و از راهنمای خود و آقای مهندس سپاسگزاری و قدردانی میکنم. من چنین فکر میکنم که آقای مهندس توجه ویژهای به جایگاه همسفران دارند؛ شاید این باور شخصی من باشد؛ اما یقین دارم ایشان به آسیبهایی که همسفران طی سالیان در کنار مصرفکنندگان متحمل شدهاند، آگاه هستند. زمانی که برای نخستینبار به کنگره وارد شدم، همه بانوان را بانشاط و آراسته دیدم؛ اکنون که در این جایگاه حضور دارم، به خود بها میدهم، برای خویش ارزش قائلم و همواره در مسیر کسب آگاهی و آموزش گام برمیدارم.
رهایی ۳۰ سیدی همسفر آسیه، همسفر پری و همسفر شهین رهجویان راهنما همسفر راضیه (لژیون هفتم)

رهایی ۳۰ سیدی همسفر زینب و همسفر لیلا رهجویان راهنما همسفر سهیلا (لژیون هشتم)

نشان پیمان همسفر شهین رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون هفتم)


مرزبانان کشیک: همسفر مریم و مسافر کنعان
تایپیست: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
عکاس: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر آیسودا رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون دوم) دبیر سایت
ارسال: همسفر رخساره رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی تختجمشید شیراز
- تعداد بازدید از این مطلب :
68