جلسه اول از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی دزفول به استادی مرزبان همسفر لیلا، نگهبانی همسفر لیلا و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «وادی هشتم(با حرکت راه نمایان میشود) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که این بستر را برای من فراهم کردند تا بتوانم در کنارتان آموزش بگیرم. من به خاطر اینکه با دو مصرفکننده زندگی میکردم، همه چیز در ذهنم میآمد و میرفت؛ افکارم مانند فیلم از جلوی چشمانم رد میشد و به خاطر ترس، ناامیدی و منیتی که داشتم، نمیتوانستم هیچ حرکتی برای تغییر وضعیت خود انجام دهم؛ یعنی نیروهای منفی و بازدارنده اجازه نمیدادند که درست فکر کنم، از سکون خارج شوم و راه چارهای برای خود پیدا کنم.
اما وقتی پای من، خدا را شکر، به کنگره باز شد، با آموزشهایی که گرفتم، فهمیدم انسان با اختیار کامل خلق شده است و میتواند خودش تصمیم بگیرد که به کدام سمت برود. همیشه انسان بر سر یک دوراهی قرار میگیرد: یک مسیر، مسیر تقوا، ارزشها، عشق، محبت و دوستی است؛ و مسیر دیگر، مسیر فسق، فجور، قهر، کینه و نفرت. شیطان و نیروهای منفی همواره به بهترین شکل کنار ما قرار میگیرند تا ما را از مسیر درست منحرف کنند و انسان بر اساس خردمندی یا کمخردی خود، راهش را تغییر میدهد.
«با حرکت، راه نمایان میشود.» اکنون با آموزشهایی که از کنگره گرفتهام، وادی اول (تفکر) که میگوید «با تفکر ساختارها آغاز میگردد»، هیچ مخلوقی جهت بیهودگی به وجود نیامده و باید بدانم هیچکس به اندازه خودم به فکر خودم نیست، یا «فرمان عقل» و «رمز و راز کشف حقیقت»؛ این هفت وادی را پشت سر گذاشتهام و اکنون آنها را در کولهبار خود دارم.
من اکنون به وادی هشتم رسیدهام؛ وادی هشتم به من امید و نشاط داد و آموخت که با حرکت، راه نمایان میشود. حالا دیگر تنها دانستن مسیر و جمع کردن اطلاعات کافی نیست؛ باید سختیهای راه را هم در نظر بگیرم. گاهی در مسیر به چند پیچ برخورد میکنم، ولی این وادی به من آموخت که نترس، پروا مکن و حرکت کن که قطعاً راه برایت نمایان میشود.
در مسیر حرکت، باید خواسته و هدف مشخص داشته باشم. باید از خود بپرسم: خواستهام چیست؟ میخواهم چه کار کنم؟ آیا میخواهم از مواد رها شوم؟ آیا میخواهم درس بخوانم یا به صلح و آرامش برسم؟ اگر میخواهم به صلح و آرامش برسم، باید خود را تزکیه کنم و به نقطه صفر برسانم. یکی از راههای تزکیه، جبران خسارت است. جبران خسارت اول از خودم است؛ بابت جسم، روح و روانی که به آنها تخریب وارد کردم، باید جبران کنم و با دوست داشتن و ارزش قائل شدن برای خود، این کار را آغاز کنم.
سپس جبران خسارت از فرزندان و خانواده است؛ باید فکر کنم که آیا مادر خوبی بودهام؟ آیا حرمتها را نگه داشتهام و مسئولیت مادری و همسری خود را در قبال خانواده و زندگیام بهدرستی انجام دادهام؟ و در نهایت، جبران خسارت از جامعه و هستی. گاهی اوقات در ماشین بودم و پوست خوراکی را بیرون انداختم، یا در جنگل، شاخههای درختان را شکستم یا آتش روشن کردم و تخریب وارد نمودم. اکنون باید آن تخریبها را جبران کنم؛ مثلاً وقتی رودخانهای را کثیف میبینم، آن را تمیز کنم، یا در جنگل که از آب و هوای آن لذت میبرم، زبالهای نریزم و محیط را تمیز نگاه دارم. جبران خسارت از جامعه یعنی اینکه در جامعهایی که تحصیل کردم، چه کاری میتوانم انجام دهم.
« تقدیر نگهبان و دبیر دوره جدید از نگهبان و دبیر دوره قبل»

.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر محمد
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون اول)
عکس: همسفر رومینا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی دزفول
- تعداد بازدید از این مطلب :
18