جلسه دوازدهم از دوره سیوپنجم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان با استادی همسفر لیلا، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر زیبا با دستورجلسه «وادی هشتم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد:
بسیار خوشحال و خرسندم که خداوند این توفیق را نصیب من کرد تا بار دیگر در جایگاه استادی خدمت کنم، آموزش بگیرم و در کنار دوستان، در هوای کنگره نفس بکشم. از راهنمای عزیزم خانم مریم، ایجنت محترم خانم شهرزاد، مرزبانان پرتلاش و همچنین خانم فاطمه نگهبان و خانم زیبا دبیر جلسه، که این فرصت خدمت را در اختیار من قرار دادند، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
دستورجلسه امروز «وادی هشتم و تأثیر آن روی من» و عنوان وادی این است که «با حرکت راه نمایان میشود.» به اعتقاد من، هستی و حیات آن چیزی نیست که فقط آن را با چشم سر مشاهده میکنم، لمس میکنم و در آن زندگی میکنم؛ لحظهبهلحظه در آن اتفاقات خیلی عجیبی میافتد، تغییرات خاصی رخ میدهد و حرکتهایی اتفاق میافتد که در تصور و باور من نمیگنجد که اگر آن تغییرات و اتفاقات رخ ندهد زندگی ما مختل و با مشکل روبهرو میشود. همین اتفاق روز و شب، تغییر فصلها و اتفاقات کوچک که شاید ما اصلاً به آن فکر هم نکنیم، اگر یکی از آنها با اختلال روبهرو شود زندگی ما به مشکلات زیادی برمیخورد. حرکتها و تغییراتی که در هستی وجود دارند به درجات خیلی کوچکتری در حال رخ دادن در زندگی است. لحظهبهلحظه در زندگی اتفاقاتی میافتد و حرکتهایی پیش میآید که ناگزیرم با آنها روبهرو شوم؛ اگر یکجا ساکن بنشینم و فقط آنها را قبول کنم و بپذیرم و هیچ واکنشی نسبت به آنها نداشته باشم، حتماً زندگی من به مشکل برمیخورد. همسفر وقتی با مصرفکننده زندگی میکند، اگر فقط بنشیند و منتظر بماند یا فقط درخواست این را داشته باشد که ایکاش مسافر من رها شود، حالش خوب شود و دوباره به روزهای قبل برگردد، با این منتظر نشستن هیچ اتفاق خاصی نمیافتد و تغییر نمیکند.
حال برگردیم به روز اولی که انسان از فرمان خدا سرپیچی کرد و برای جبران اشتباه خود به این کره خاکی و این حیات آمد؛ اگر دقت کنید خداوند از همان روز به او نعمت اختیار داد و او را بر سر یک دوراهی قرار داد، یک راه که به فساد و کینه میرسید و راه دیگر که به عشق، محبت و صلح میرسید. انسان با قدرت تشخیص خود و با علم و دانایی باید انتخاب کند و تشخیص بدهد که کدام مسیر را برود؛ البته در هر مسیری که قرار بگیریم کمکهای غیبی میرسد؛ اگر در راه فساد و کینه و نفرت قدم بگذارم، حتماً نیروهای تخریبی بستههای حمایتی خود را برای من میفرستند تا راه را باز کنند و سریع به هدفم برسم و از طرفی دیگر اگر راه عشق و محبت را در پیش بگیرم، القائات و الهامات الهی میرسند تا بتوانم به نتیجه و مقصد و هدف خود برسم. مهم انتخاب است که من کدام مسیر و راه را انتخاب کنم و حرکت کنم؛ مانند همسفری که راه کنگره۶۰ برای او باز میشود و وقتی راه برای او باز شد دیگر بر عهده خود اوست تا از الهاماتی که به او میشود استفاده کند و بتواند مسیر را طی کند.
حال که خدا را شکر راه برای ما باز شده و مسیر کنگره سر راه ما قرار گرفته است، باید یکسری آیتم و قوانین را اجرا کنیم. اگر در مسیر الهی قرار گرفتیم باید قوانین را رعایت کنیم. اگر خواسته داشته باشم و در ذهن و فکر خود دوست داشته باشم که مسافرم رها شود این دوست داشتن در فکر به تنهایی فایدهای ندارد، باید خواسته من خیلی قوی باشد. با تمام وجودم بخواهم که مسافرم حالش خوب شود؛ یعنی با ذرهذره وجودم بخواهم که این اتفاق بیفتد. متوجه شوم که مبدأ، مقصد و هدف از این رهایی چه چیزی میتواند باشد؟ بعد از رهایی قرار است چه اتفاقی بیفتد؟ باید صلح و آرامش به خانهمان برگردد و آن اتفاقات خوبی که انتظارش را داریم رخ دهد؛ ولی آیتم زمان و فرصت دادن را نباید از قلم بیندازیم و خیلی به آن توجه داشته باشیم که باید مدت زمانی را سپری کنیم تا این حرکت انجام شود. دستمان را به سمت افرادی که این مسیر را رفتند، تجربه کردند و در این راه موفق شدند دراز کنیم و از این توشه استفاده کنیم. در این مسیر و راه صبر و امید داشته باشیم. البته آقای مهندس فرمودند و خود من نیز در این مسیر به این نکته رسیدم که من هم اشتباهاتی داشتهام و در اتفاقات پیشآمده تقصیر دارم و اشتباهاتم را پذیرفتم. این نیست که بگویم من مقصر هستم و پشیمانم، من را ببخش! این همان برگشت یا توبه است و گفتن بهتنهایی کفایت نمیکند. باید این برگشت با جبران باشد و باید خسارتهایی که زدم را جبران کنم. حال این سؤال مطرح میشود که من به کجا خسارت زدهام؟ ۱) خسارتی که از لحاظ روحی، روانی و جسمی به خود زدهام؛ به اعصاب و روانم در برخورد با مشکلات، با اضافهوزن یا استفاده از نیکوتین آسیب زدم که با حضورم در کنگره۶۰ راه درمان برای این موارد وجود دارد. ۲) آسیبی که به خانواده و فرزندانم زدم یا شاید با نزدیکانم رفتار خوبی نداشتهام؛ باید آن را جبران کنم.۳) خسارتی که به جامعه زدهام و تا آنجا که میتوانم با رفتار و عملکرد خود آن را جبران کنم. در آخر میتوانیم پیمان ببندیم، آخر وادیهشتم با خدا پیمان بسته و از عملکرد اشتباه خود پشیمان باشیم و از خدا بخواهیم راه درست را برای ما مشخص کند که در این مسیر قرار بگیریم. انشاءالله پایان سفرمان به صلح و آرامش و آسایش برسد و این حال خوش همراه زندگی همه باشد.
.jpg)
رهایی ۴۰ سیدی

تقدیر از اعضای لژیون سردار

تقدیر و معارفه ورزشبان شطرنج و دبیر دوم صوتی

تقدیر و دریافت حکم قهرمانی تنیس

مرزبانان کشیک: مسافر غلامعلی و همسفر راشین
تایپیست: همسفر آسیه رهجوی راهنما همسفر منیره (لژیون پانزدهم)
عکاس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر پروانه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
80