English Version
This Site Is Available In English

سفر ویلیام آغاز حرکت‌های بعدی من شد

سفر ویلیام آغاز حرکت‌های بعدی من شد

جلسه اول از دوره هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی محمدی پور قم به استادی همسفر سمیرا، نگهبانی راهنمای تازه واردین همسفر هانا و دبیری همسفر سعیده با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می‌شود.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه 13 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که اذن ورود من در این جایگاه داده شد، تشکر می‌کنم از ایجنت و گروه مرزبانی و همچنین راهنما همسفر الین که فرصت تجربه این خدمت را به من دادند. دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می‌شود.) و تأثیر آن روی من» می‌باشد. می‌خواهم در مورد اتفاقی که برای من با این دستور جلسه افتاد صحبت کنم. حرکت من زمانی شروع شد که وارد سفر ویلیام وایت شدم. روزی در لژیون نشسته بودیم و من فایل صوتی «لنگر کشتی را بکشید» را نوشته بودم و توضیح می‌دادم؛ ولی درونم پر از نگرانی، آشفتگی، ناامیدی و حال بد بود. وقتی راهنما همسفر الین فایل صوتی را شرح دادند، گفتم چرا حال من خوب نمی‌شود و هیچ تغییری در من اتفاق نمی‌افتد؟ زمان زیادی است که به جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ می‌آیم، جلسات را شرکت می‌کنم و فایل‌های صوتی آموزشی را به موقع می‌نویسم؛ اما هیچ اتفاقی درون من شکل نمی‌گیرد و من در حالت سکون هستم و حرکتی نمی‌توانم انجام دهم؛ ولی خدا را شکر در لژیونی نشسته بودم که راهنمایم تجربه این موضوع را داشتند، این راه را رفته بودند و به من پیشنهاد سفر ویلیام وایت را دادند و من بابت این پیشنهاد از ایشان تشکر می‌کنم که بهترین نور و فرمانی که می‌توانستند به من بدهند همین بود.

خواسته تغییر، در من وجود داشت که توانستم از فرمان راهنمایم فرمان‌برداری کنم و وارد سفر ویلیام وایت به راهنمایی همسفر آرزو شدم و شاکر خداوند هستم که در این لژیون آموزش می‌گیرم. سفر را شروع کردم؛ سفر، سفر سختی است؛ اما شیرینی‌هایی دارد که قطعاً آن را با جان و دل خریدارم. در این سفر لحظاتی پر از سکوت‌ و نگرانی دارم که مواقعی راهنمایم به جای من سمیرا می‌شود، در مقابل من می‌نشیند و متوجه می‌شود که من چه چیزی می‌خواهم. حتی قبل از این‌که صحبتی کنم و طبق خواسته من، آموزش‌ها را در اختیارم قرار می‌دهند که از ایشان نیز متشکرم. با این حرکت بود که راه‌های بعدی برای من باز شد، انگار که گره من در همین حرکت بود. وقتی من همسفر در بند نیکوتین هستم، قطعاً نمی‌توانم هیچ تغییری در خود ایجاد کنم، هر چه قدر هم تلاش کنم موفق نخواهم شد. این راه را رفتم؛ اما نشد. دوست دارم به کسانی که در بند نیکوتین هستند بگویم که این خواسته را در وجود خودشان ایجاد و حرکت را آغاز کنند و مطمئن باشند که این حرکت آغاز حرکت‌های بعدی آن‌ها خواهد شد.

وادی هشتم به من یادآوری می‌کند که باید قبل از حرکت کردن یک خواسته عمیق داشته باشم و تا آن خواسته نباشد، حرکت اتفاق نخواهد افتاد. بعد از حرکت قطعاً فراز و نشیب‌هایی در مقابل ما قرار خواهد گرفت و مسیرهای سبز وسوسه‌انگیز در سر راهمان ظاهر می‌شود که اگر ذره‌ای از آموزش‌ها غافل شویم، آن‌ها را کاربردی نکنیم و از آن‌ها فاصله بگیریم قطعاً از کنگره‌۶۰ دور خواهیم شد و این‌جا است که کار بسیار سخت می‌شود؛ زیرا وقتی وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ می‌شویم، فکر می‌کنیم که کار تمام است و مسئله حل شد؛ اما تازه اول ماجرا است و باید با گوش به فرمان بودن بتوانیم خودمان را در مسیر صراط مستقیم نگه داریم تا به نتیجه برسیم.

موضوع دیگری که در وادی هشتم بیان می‌شود، در نظر گرفتن پارامتر زمان است و این‌که متد DST همه جا باید در نظر گرفته شود و بدانیم که تغییر یک شبه اتفاق نمی‌افتد و هیچ مسیری یک شبه طی نمی‌شود، من به عنوان همسفر باید به خودم زمان و فرصت بدهم تا بتوانم این مسیر را طی کنم. موضوع دیگری که وادی هشتم مطرح می‌کند در مورد جبران خسارت است و در این وادی از ما خواسته می‌شود که ابتدا از خود جبران خسارت کنیم؛ قطعا حرکت سفر ویلیام وایت یک جبران خسارتی از من بود، به‌دلیل تخریب‌هایی که به خودم زده بودم. خدا را شکر که توانستم از خودم جبران خسارت کنم و به نظر من نشستن در لژیون سردار و خدمت کردن می‌تواند جبران خسارت از خودمان باشد. امیدوارم جبران خسارت بعدی را هم بتوانم عملی کنم و وارد لژیون تغذیه سالم شوم؛ زیرا باید از جسم من نیز جبران خسارت شود.

مورد بعدی که در وادی ذکر می‌شود؛ جبران خسارت از خانواده است. من وقتی درگیر نیکوتین بودم، در خیال خودم مادر و همسر نمونه‌ای بودم؛ اما زمانی که وارد کنگره۶۰ شدم، متوجه شدم که اولویت من در زندگی مصرف نیکوتین بود و آن‌قدر تخریب در من زیاد بود که حتی نتوانستم همسفری برای مسافرم باشم و مسافر من به تنهایی سفرش را انجام داد. حالا با آمدنم به کنگره۶۰ و گرفتن آموزش‌ها باید سعی کنم تا بتوانم همه آن‌ها را جبران کنم و امیدوارم که بتوانم این کار را به انجام برسانم. جبران خسارت دیگری که وجود دارد از جامعه است که هیچ کجا اتفاق نمی‌افتد؛ بهترین جایی که می‌تواند اتفاق بیفتد همین‌جا در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ است که می‌توانم با خدمت کردن از جامعه جبران خسارت کنم. من قبل از این‌که وارد سفر ویلیام وایت شوم، خجالت می‌کشیدم که بگویم مصرف کننده سیگار و قلیان هستم؛ ولی آن زمان من در نادانی بودم و این طرز فکر از جهل من می‌آمد، حالا که در این مسیر درست قرار گرفته‌ام، وارد کنگره۶۰ شده‌ام و آموزش می‌گیرم، دیگر جایی برای نادانی و خجالت نیست؛ باید بدانم که شروع درمان نیکوتین اوج دانایی من است.

 

اهداء لوح تقدیر به اعضاء لژیون سردار 

مرزبانان کشیک: همسفر شادی و مسافر علیرضا
تایپیست: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون اول)
عکاس: همسفر رقیه رهجوی راهنما همسفر حمیرا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر اعظم
همسفران نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...