English Version
This Site Is Available In English

نترس، پروا مکن، حرکت کن، راه برایت نمایان می‌شود

نترس، پروا مکن، حرکت کن، راه برایت نمایان می‌شود

جلسه سیزدهم از دوره سیزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی صالحی ۲، روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵، با استادی مسافر احسان، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر عباس، با دستور جلسه «وادی هشتم و تأثیر آن روی من» رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدای سخنانم از راهنمای محترمم، آقا سعید، تشکر می‌کنم که اجازه دادند امروز در این جایگاه خدمت کنم. خدا را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم آموزش بگیرم. در مورد دستور جلسه وادی هشتم، «با حرکت راه نمایان می‌شود»، داشتم فکر می‌کردم که اصلاً این دستور جلسه‌ها برای چه هستند. هفته گذشته دستور جلسه درباره «صورت مسئله اعتیاد» بود و این هفته درباره «با حرکت راه نمایان می‌شود». وقتی آقای مهندس این دستور جلسه‌ها را تعیین می‌کنند، من باید درباره آن‌ها تفکر کنم و به منابع کنگره مراجعه کنم و ببینم این وادی‌ها برای چه هستند. یکی از اهداف این آموزش‌ها این است که ما به دانایی برسیم، زندگی بهتری داشته باشیم و در برابر مشکلات کم نیاوریم. یادم می‌آید زمانی که مصرف‌کننده بودم، در خانه می‌نشستم. دوستی داشتم که او هم مصرف‌کننده بود. یک روز می‌خواست برای کاری وام بگیرد. او حرکت کرد، پیگیری کرد و وامش را گرفت، ولی من در خانه ماندم و با خودم می‌گفتم دعا می‌کنم تا کارم درست شود. حتی به دوستم می‌گفتم نمی‌شود، به تو وام نمی‌دهند و بهانه‌های مختلف می‌آوردم؛ اما او حرکت کرد و به نتیجه رسید. این موضوع برای من نشان می‌دهد که تا زمانی که حرکت نکنیم، اتفاقی هم برایمان نمی‌افتد. امروز که وارد سفر شده‌ایم، باید حرکت داشته باشیم. همان‌طور که می‌گوییم: «نترس، نترس، پروا مکن، حرکت کن، راه برایت نمایان می‌شود.» در سفر اول خودم هم زمانی بود که در خانه می‌نشستم و با خودم کلنجار می‌رفتم که به کنگره بیایم یا نیایم. گاهی بهانه‌هایی مثل ننوشتن سی‌دی یا نداشتن شرایط مناسب برای آمدن داشتم و نیروهای منفی باعث می‌شدند در آمدن به کنگره تردید کنم. یک روز این موضوع را با راهنمایم مطرح کردم. ایشان راهکار ساده‌ای به من دادند و گفتند: «همین که نشستی و این فکرها سراغت آمد، سریع از جایت بلند شو؛ با شماره یک، دو، سه حرکت کن و بیا کنگره. به چیز دیگری فکر نکن.» این راهکار برای من بسیار تأثیرگذار بود.

ما باید تلاش کنیم قوانین و حرمت‌های کنگره ۶۰ را به بهترین شکل رعایت کنیم. همین رعایت حرمت‌های کنگره خودش یک حرکت است. در این دستور جلسه، حرکت کردن واقعاً تأثیر زیادی دارد. هیچ چیز در هستی در سکون مطلق نیست و همه چیز در حال حرکت است. ما هم باید تا جایی که می‌توانیم حرکت کنیم؛ البته حرکتی که همراه با تفکر و اندیشه سالم باشد و بتوانیم آن را درست و اصولی ادامه دهیم. نوشتن سی‌دی‌ها یک حرکت است. آمدن به کنگره یک حرکت است. گوش دادن به صحبت‌های راهنما یک حرکت است. وقتی راهنما درباره داروی OT و مقدار مصرف آن به من می‌گوید، عمل کردن به دستور راهنما و فرمان‌برداری کردن هم نوعی حرکت است. دستور جلسه‌هایی که آقای مهندس برای ما تعیین می‌کنند و تلاش برای به‌کارگیری آن‌ها در زندگی، همه نوعی حرکت هستند. موضوع دیگری که برای من در سفر بسیار تأثیرگذار بوده، حضور است. حضور در هر جایی اهمیت دارد و به‌خصوص در کنگره باید تلاش کنیم حضور داشته باشیم. با حضور داشتن است که آگاهی و دانایی به دست می‌آوریم. وقتی در جلسات حضور داشته باشیم، کم‌کم جایگاه‌های مختلف را می‌شناسیم و اگر روزی به ما گفته شود دبیر، نگهبان یا استاد جلسه باشیم، می‌دانیم چه کاری باید انجام دهیم و قوانین را می‌شناسیم. اما اگر حضور نداشته باشیم و در جلسات شرکت نکنیم، ممکن است یک روز در جایگاهی قرار بگیریم و ندانیم دقیقاً چه کاری باید انجام دهیم. حتی موضوعات ساده‌ای مثل رعایت نظم جلسه و صحبت نکردن با دیگران اهمیت دارد. برگه‌هایی که در اختیار ما قرار می‌گیرد برای همین است که بتوانیم مشارکت کنیم و نظم جلسه را به هم نزنیم. همه این موارد بخشی از آموزش و حرکت ما در کنگره است.

موضوع دیگری که می‌خواهم به آن اشاره کنم، قیاس است. سی‌دی «قیاس» تأثیر زیادی روی من داشت. زمانی که خودم را با دیگران مقایسه می‌کردم، خیلی اذیت می‌شدم؛ اما وقتی یاد گرفتم خودم را با دیگران قیاس نکنم، حالم بهتر شد. هرکدام از ما مسیر و شرایط مخصوص به خودمان را داریم و باید روی حرکت خودمان تمرکز کنیم. مشارکت کردن هم یکی از حرکت‌های مهم در سفر اول است. شاید در ابتدا از مشارکت کردن چیز زیادی ندانم، اما همین مشارکت کردن حال من را خوب می‌کند. من مشارکت در سفر اول را مقدمه‌ای برای سفر دوم می‌دانم و فکر می‌کنم اگر در سفر اول بتوانم مشارکت کنم، در سفر دوم هم می‌توانم به حال خوبی برسم. در مشارکت‌ها باید مراقب مثلث القا، احیا و تحرک باشیم و بدانیم که نور، صوت و حس می‌توانند روی دیگران تأثیر بگذارند.بنابراین وقتی کسی مشارکت می‌کند، نباید با حرف یا رفتار خود باعث شویم حال او خراب شود. یکی از دوستان یک روز به من گفت که از مشارکت کردن می‌ترسد. دلیلش این بود که یک کلمه را اشتباه گفته بود و به خاطر لهجه‌اش دیگران به او خندیده بودند و او را مسخره کرده بودند. به او گفتم خودش را ناراحت نکند و موضوع را با راهنمایش مطرح کند تا مشکلش حل شود. ما نباید اجازه دهیم ترس از قضاوت دیگران مانع حرکت ما شود.

امیدوارم بتوانیم در کنار هم سفر خوبی داشته باشیم، با یکدیگر دوست باشیم، به هم محبت کنیم و از ته دل یکدیگر را دوست داشته باشیم. وقتی به کنگره می‌آییم باید احساس امنیت کنیم و بتوانیم بدون ترس مشارکت کنیم. خود من هم زمانی که قرار بود روزهای دوشنبه در جلسه حضور داشته باشم، گاهی با خودم می‌گفتم نکند میکروفون به من برسد و مجبور شوم مشارکت کنم؛ در حالی که امروز می‌دانم مشارکت برای من یک نیاز است. باید حرکت کنم، مشارکت کنم و از بیان کردن آنچه آموخته‌ام نترسم؛ چون ممکن است مشارکت من به شخص دیگری هم کمک کند و دیگر دوستانم از آن بهره ببرند. در پایان از همه شما که به صحبت‌های من گوش دادید تشکر می‌کنم.

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...