جلسه هفتم از دوره سوم لژیون سردار نمایندگی سیرجان به استادی پهلوان مسافر محسن، نگهبانی دنور مسافر ناصر و دبیری دنور مسافر محمد با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۱۲ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز بهکار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا از ایجنت محترم مسافر منصور، مرزبانان عزیز، نگهبان لژیون سردار و همه عزیزانی که باعث شدند امروز در نمایندگی سیرجان حضور داشته باشم، تشکر میکنم. حضور در این شعبه برای من حس و حال خوبی به همراه دارد و از این بابت سپاسگزارم.
دستور جلسه امروز وادی هشتم و تأثیر آن روی من است، وقتی به این موضوع فکر میکنم، میبینم مهندس دژاکام هیچگاه نیامدهاند و به ما بگویند که آخر این مسیر چیست. هر هفته یک فایل صوتی جدید ارائه میشود و من آموزش و دریافت جدیدی پیدا میکنم و همین باعث میشود برای هفته بعد و آموزش بعدی تشنه باشم. این یعنی راه ادامهدار است و من باید در این مسیر حرکت کنم. اگر از همان ابتدا به من گفته میشد که آخر قصه چیست، شاید دیگر دلیلی برای ادامه حرکت نداشتم؛ اما وقتی در مسیر حرکت میکنم، راه برایم نمایان میشود و لازم نیست بخواهم سریعتر از ظرفیت و جایگاه خودم حرکت کنم.
یکی از آفتهایی که ممکن است یک کنگرهای به آن دچار شود، فراموشی است. مسیر کنگره۶۰ و روش DST آنقدر قدرتمند است که گاهی انسان فراموش میکند روزی در چه شرایطی قرار داشته است. اعتیادی که مرا به زانو درآورده بود و تخریبهای زیادی در زندگیام ایجاد کرده بود، با این روش و آموزشهای کنگره۶۰ درمان شد و امروز حال خوشی را تجربه میکنم. نباید گذشته خود را فراموش کنیم و باید همیشه قدردان مهندس دژاکام و زحماتی باشیم که برای این مسیر کشیدهاند.
از خودم میگویم؛ گاهی در انجام وظیفهام کوتاهی میکنم. وقتی حال خودم از شرایط سخت اعتیاد به حال خوب تغییر کرده است، آیا وظیفهای در قبال کسی که امروز با حال خراب وارد کنگره میشود ندارم؟ به نظر من وظیفه دارم. باید کمک کنم انسانی که در تاریکی قرار دارد، قدمی به سمت نور بردارد.
مهندس حسین دژاکام بنیان جمعیت احیای انسانی کنگره60 همیشه برعشق و محبت تأکید دارند؛ چیزی که باعث میشود در کنار یکدیگر باشیم و فاصله، زمان و حتی هزینهها برایمان مانع نباشد. به نظر من قلب کنگره۶۰ و بخشی از درمان اعتیاد، لژیون سردار است. کسی که وارد بخشش و خدمت میشود، حال خوش دیگری را نیز تجربه میکند. در یکی از آموزشها گفته شد که نباید مانند ماری باشیم که روی گنج خوابیده؛ نه خودش از آن استفاده میکند و نه اجازه میدهد دیگران از آن بهره ببرند. من نیز وظیفه دارم آنچه را در کنگره60 دریافت کردهام، به دیگران انتقال بدهم.
حالا چون به پایان زمان تعهد گلریزان نزدیک هستیم میخواستم تجربه خودم را در مورد ورود به لژیون سردار و تعهدی روز اول خودم برایتان بازگو کنم، زمانی که وارد کنگره۶۰ شدم، با یک پراید مدل ۱۳۷۸ آمدم و شرایط مالی مناسبی نداشتم. در سفر اول وارد لژیون سردار شدم و با پرداخت مبلغ شش میلیون تومان تعهد دنوری دادم. در ادامه، به دلیل شرایطی که برایم پیش آمد، سفرم در پله 0/3 خراب شد و بعد از دو ماه دوباره به مصرف برگشتم. با این حال، تعهد لژیون سردار همچنان در ذهنم بود. دوباره با گوش دادن به فایلهای صوتی مهندس دژاکام و دنبال کردن لایو چهارشنبهها با اشک و اندوه برای ادامه درمان به کنگره60 برگشتم.
در ادامه پولی قرض کردم تا تعهد خود را پرداخت کنم. زمانی که کارت را کشیدم و تعهدم را کامل پرداخت کردم، از همان روز مسیر زندگیام تغییر کرد. شاید اگر آن زمان به من میگفتند با یک حرکت، شرایط تو تغییر میکند، باور نمیکردم؛ اما اتفاق افتاد. درمان اعتیادم ادامه پیدا کرد، سیگارم درمان شد و در سفر تغذیه سالم حدود ۲۵ کیلو وزن کم کردم خودم و همسفرم نیز در مسیر خدمت و پهلوانی قرار گرفتیم. به تجربه خودم میگویم که لژیون سردار اتفاقات بسیار خوبی را رقم میزند، اما باید در مسیر آن حرکت کرد. تا زمانی که حرکت نکنیم، اتفاقی رخ نمیدهد.
راهنمای من، مسافر بهرام، همیشه میگفت: دنبال پله دوم نباش؛ چراغ پله اول را روشن میکنم، محکم پایت را روی پله اول بگذار و نترس. وقتی پله اول روشن شد، پله دوم هم در زمان خودش نمایان میشود. هیچگاه به من نگفت که پله چهارم یا ششم کجاست. حرکت باید پلهپله انجام شود. از پهلوان مسافر بهرام و همه دوستان لژیون سردار تشکر میکنم. وظیفه ما این است که علاوه بر حفظ حال خوش خودمان، آن را به دیگران نیز منتقل کنیم. وقتی این حرکت از یک ذره شروع و به موج تبدیل شود، اتفاقات بزرگی شکل میگیرد.
امیدوارم جلسه بعد که به نمایندگی سیرجان میآیم، ساختمان متعلق به خود نمایندگی باشد. از همه عزیزانی که در این مسیر حضور دارند و خدمت میکنند، تشکر و قدردانی میکنم.
.jpg)
عکاس: مسافر ناصر
تایپیست: مسافر محسن
ارسال: مسافر حمید
- تعداد بازدید از این مطلب :
57