جلسه اول از دوره هفتم لژیون سردار کنگره۶۰ نمایندگی کوروش آذرپور، به استادی پهلوان محترم مسافر مهدی، نگهبانی راهنمای محترم مسافر محمد، دبیری مسافر جواد و خزانه داری مسافر حسن با دستور جلسه "وادی هشتم و تاثیر آن روی من" دوشنبه 1405/07/13 راس ساعت 16 آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، مهدی هستم، مسافر.
خدا را شکر میکنم که امروز در این جایگاه در کنار شما دوستان هستم و میتوانم خدمت کنم و آموزش بگیرم. ابتدا به محمد آقا، نگهبان جلسه، آقا جواد، دبیر جلسه و حسن آقا تبریک میگویم و به دوره قبل هم خدا قوت میگویم. امیدوارم همه این عزیزان در زندگی موفق باشند.
دستور جلسه امروز درباره وادی هشتم است: «با حرکت راه نمایان میشود.»
برداشت من از این وادی این است که برای رسیدن به هر خواستهای باید حرکت کنیم. اگر بخواهیم به مقصدی سفر کنیم، تا زمانی که حرکت نکنیم، به آنجا نمیرسیم. در درمان اعتیاد هم همینطور است. تا زمانی که حرکت و عمل وجود نداشته باشد، تغییری اتفاق نمیافتد.
انسان اگر در یک نقطه بیش از حد بماند، مثل آب راکد میشود؛ اما چشمه حتی اگر آب کمی داشته باشد، وقتی حرکت میکند، مسیر خودش را پیدا میکند، از سنگها و صخرهها عبور میکند و در نهایت به رودخانه و دریا میرسد.
به نظر من اگر بتوانیم چهارده وادی کنگره ۶۰ را فقط حفظ نکنیم، بلکه کمکم در زندگی به اجرا دربیاوریم، بسیاری از مشکلات ما قابل حل خواهد بود. البته این به معنی آن نیست که با قرار گرفتن در یک جایگاه، دیگر هیچ مشکلی در زندگی نداریم. مشکلات همیشه وجود دارند، اما وقتی دانایی و دانایی مؤثر ما بیشتر شود، نوع نگاه ما به مشکلات تغییر میکند.
یکی از مسائلی که در کنگره برای من اهمیت زیادی پیدا کرده، خدمت و بخشش است. خدمت کردن فقط کمک به دیگران نیست؛ در واقع فرصتی است برای رشد خود انسان. شاید یک کار کوچک از نظر ما اهمیت زیادی نداشته باشد، اما همان کار میتواند سالها بعد اثر خودش را در زندگی فرد دیگری نشان دهد.
در مورد لژیون سردار هم به نظر من مبلغ مهمترین مسئله نیست؛ مهم این است که انسان نسبت به آنچه دریافت کرده، حس قدردانی داشته باشد و در حد توان خودش مشارکت کند. کنگره ۶۰ آموزش و درمان را در اختیار ما قرار داده و این فرصت را به ما داده است که از حال خراب به حال خوب برسیم. بنابراین بخشش و مشارکت میتواند بخشی از حس قدردانی ما باشد.
در وادی هشتم، موضوع پیمان هم برای من بسیار مهم است. شاید انسان تصور کند نمیتواند بعضی از رفتارها و افکار گذشته را کنار بگذارد، اما وقتی حرکت را آغاز میکند و پیمان میبندد، بهتدریج تغییرات درونی اتفاق میافتد؛ گاهی آنقدر آرام که خود انسان متوجه آن نمیشود.
به نظر من برای سفر دوم، پیمان میتواند نقطه مهمی در مسیر حرکت باشد؛ چون انسان با پیمان، تصمیم خودش را برای ادامه مسیر و تغییر جدیتر میکند.
من از کودکی علاقه داشتم به انسانها کمک کنم، اما در گذشته گاهی توقع داشتم در مقابل خوبی، خوبی ببینم. در کنگره یاد گرفتم که خدمت و بخشش زمانی ارزشمندتر میشود که بدون توقع انجام شود. وقتی کمک میکنیم، نباید منتظر باشیم که دیگران حتماً پاسخ آن را به شکل خاصی به ما برگردانند.
ما شاید ندانیم مشارکت امروز ما در لژیون سردار دقیقاً در کجای ساختار کنگره استفاده میشود؛ شاید بخشی از آن برای ساختن جایی باشد که سالها بعد انسانی در آن آموزش بگیرد و مسیر زندگیاش تغییر کند. همانطور که میگویند: «دیگران کاشتند و ما خوردیم؛ ما بکاریم تا دیگران بخورند.»
در پایان، از خداوند سپاسگزارم که فرصت حضور، آموزش و خدمت در کنگره ۶۰ را به من داده است.
.jpg)
.jpg)
تنظیم خدمتگزاران سایت نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
73