سیزدهمین جلسه از دوره هشتم کارگاههای آموزشی، خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی رازی به استادی راهنمای محترم مسافر مجتبی و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر هانی با دستور جلسه " وادی هشتم و تاثیر آن روی من " در روز دوشنبه مورخه 1405/07/13 رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر، خدا را شکر میکنم که امروز هم فرصت پیدا کردم در جمع شما باشم و آموزش بگیرم. در کنگره هر کسی جایگاه خودش را دارد و هر جایگاه هم مسئولیت خودش را. سفر اولی باید در جایگاه خودش حرکت کند و آموزش بگیرد. به نظر من این مسیر تمام شدنی نیست و هر هفته میتوان از آموزشها برداشت تازهای داشت. چیزی که در این وادی برای من خیلی مهم میباشد حرکت است، باید ببینم از این آموزشها چه استفادهای کردم و چه تأثیری در زندگی من داشتهاند. قبل از حرکت، سکون و توقف داریم، پس باید ببینم چه چیزهایی باعث میشوند من حرکت نکنم. یکی از این موانع ناآگاهی است، یکی منیت و یکی هم تنبلی. ممکن است در جلسه بنشینم و حرف بزنم، ولی در عمل، حرکتی نداشته باشم. وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم، میبینم زمانی که مواد مصرف میکردم، برای مصرف هیچ مانعی جلودارم نبود، یک بار با تب و حال خیلی بد، سوار موتور شدم و برای مصرف حرکت کردم. وقتی به این موضوع فکر میکنم، میگویم اگر آن موقع با آن شرایط حرکت کردم، امروز هم برای درمان و زندگی سالم نباید اجازه بدهم چیزی مانع حرکتم شود.
.jpeg)
اگر خواستهای داشته باشم، باید مقدمات رسیدن به آن را فراهم کنم. نداشتن وسیله یا آمدن باران نباید بهانهای برای حرکت نکردن باشد. باید خواستهام را در خودم زنده نگه دارم. مثل تشنگی که وقتی ایجاد میشود، انسان دنبال آب میگردد. در مسیر هم القائات وجود دارد و گاهی با خودم میگویم جلسه بروم یا نروم، امروز انجام بدهم یا فردا. حتی حرف اطرافیان میتواند در تصمیم من اثر بگذارد و ایجاد تردید کند. باید حواسم باشد که این مسائل من را از هدفم دور نکنند و وقتی وارد مسیر شدم، قدمبهقدم آموزشها را بگیرم و مراحل را پشت سر بگذارم.
لژیونهای ویلیام
.jpeg)


از وادی اول شروع میکنیم و جلو میرویم و هر وادی آموزش خودش را دارد. وقتی به وادی چهاردهم میرسیم، بیشتر متوجه جایگاه عشق و محبت میشویم و بعد میتوانیم دوباره به وادیهای اول برگردیم و زندگیمان را بر اساس آموزشها بسازیم. بعد به جایی میرسیم که میتوانیم پیمان ببندیم و خودمان را بازسازی کنیم و گذشته را رها کنیم. جبران خسارت هم بخشی از همین مسیر میباشد، جبران خسارت سه بخش دارد، خانواده، جامعه و خودم. زمانی که مواد مصرف میکردم فقط به خودم خسارت نمیزدم و خانوادهام هم آسیب میدیدند. حالا باید از خودم شروع کنم و خسارتهایی را که به خودم، خانواده و جامعه زدهام جبران کنم. در این مسیر ایمان و صبر هم لازم میباشد، ولی صبر به معنی منتظر ماندن نیست، باید صبر داشته باشم و همزمان حرکت کنم. زمان خیلی سریع میگذرد و اگر آموزشها را درست بگیریم و به آنها عمل کنیم، میتوانیم مسیرمان را بهتر ادامه بدهیم. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.
رهایی مسافر مهدی از بند نیکوتین


.jpeg)
تایپ و عکس: مسافر فاضل
بارگذاری : مسافر هانی
مرزبان کشیک : مسافر موسی
- تعداد بازدید از این مطلب :
64