جلسه پنجم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی خواجو به استادی راهنما همسفر رویا، نگهبانی راهنما همسفر الهه و دبیری همسفر سمیه با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۳:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خوشحالم که در خدمت دوستان با محبت نمایندگی خواجو هستم. تشکر و قدردانی میکنم از نگهبان همسفر الهه بابت دعوتشان که به من اجازه دادند از شما آموزش بگیرم. از خزانهدار جلسه سپاسگزارم و از دبیر لژیون همسفر سمیه، بابت گزارش خوبشان تشکر میکنم. همچنین از ایجنت بابت محبتشان و از مرزبانان نیز قدردانی میکنم. انشاءالله حال همگی خوب و خوش باشد. دستور جلسه امروز لژیون سردار، وادی هشتم است که یکی از کلیدیترین و پرکاربردترین وادیها و قوانین هستی که به ما یاد میدهد چگونه زندگی کنیم. «با حرکت، راه نمایان میشود» و همین جا است که نیروهای منفی بسیار مقابله میکنند.
همه ما که اینجا نشستهایم، روزی زندگیمان اقیانوسی پر از تلاطم، پر از مشکلات، سختیها، ناامیدی و ترس بود. همه اینها به خاطر یک تحول بزرگ بود، تحولی که معمار ساختارها شد و ما را نجات داد. حرکت آقای مهندس و تفکر ایشان باعث شد ساختار کنگره شکل بگیرد و ما به این سیستم دعوت شویم. آقای مهندس با درمان اعتیاد نه تنها ساختار کنگره۶۰ را بنا کردند؛ بلکه ساختارهای دیگری نیز به وجود آمد و اتفاقات جدیدتری در دل این ساختارها شکل گرفت. همه اینها به این دلیل است که آقای مهندس در قله نماندند و آنچه در ادامه مسیر و پیرامون آن نمایان میشود، اتفاقات تازهای را به همراه دارد.
اعتیاد بهانهای شد تا ما به این سیستم دعوت شویم و اول یاد بگیریم خودمان را بشناسیم و بذر آگاهی در دل ما رشد کند تا حرکت کنیم و از ترسها، خیانتها، نفرتها، دردها و تمام مشکلاتی که داشتیم عبور کنیم و رشد آگاهانهای داشته باشیم. شاید اگر من به تنهایی به رشدی برسم و حال دلم خوب شود، خود محور شوم و زمانی که میخواهم حرکت کنم، درگیر امواج شوم؛ اما وقتی در قالب یک لژیون هستیم و تمام حسها جمع و منسجم میشود میتواند فرمانی باشد برای انسانهایی که نیازمند هستند. این حمایت فقط برای اعتیاد نیست، ساختاری است که در دل خود تحقیقات و آزمایشهای بزرگی دارد؛ حتی برای سرطان و آنچه در سیستم بدن رخ میدهد. آیا ما داریم پول میدهیم؟ آیا این واقعاً هزینهای است که پرداخت میکنیم؟ چه کسی دارد حمایت میکند؟
وقتی به رسالتمان در سیستم فکر میکنیم، میفهمیم این پولی که میدهیم، ابزاری برای شکلگیری ساختارهای پایهای است، ساختاری که انشاءالله جهانی شود و نه تنها انسانهای ناامید را دعوت کند؛ بلکه اتفاقات قشنگتری در دل آن بیفتد و ما در این ساختار اثر ماندگاری به جا بگذاریم. در راه که داشتم میآمدم، گفتم تجربه شخصی خود را بگویم، تجربهای که بیربط با حرکت و نمایان شدن راه نیست. من وقتی وارد سیستم کنگره شدم، آمده بودم که بروم و دوست نداشتم در سیستم بمانم. مدتی آمدم و حضور داشتم تا اینکه به من پیشنهاد خدمت شد و با توجه به اینکه کارم خوب بود، همه خواستههایم خودمحور بود و همه حواسم به خودم بود و دوست نداشتم از حیطه امن خودم خارج شوم. میگفتم نمیخواهم بچههایم آسیب ببینند، نمیخواهم به آنها آسیبی برسد، صبح زود باید بیایم و وقت بسیاری از من میگیرد. آن حیطه امن را دوست داشتم و نمیخواستم به آن دست بزنم تا اینکه راهنمایم فرمان صادر کرد که چرا فرم پر نکردی؟
من فقط یک ساعت فرصت داشتم که مدارک را به مسئول مربوطه برسانم، میخواستند مدارک را به تهران ببرند. با همکاری همسفر الهه، مدارک را جفتوجور کردم و تحویل دادم. همانجا نقطه رشد من بود. گاهی ترسهایمان اجازه نمیدهد حرکتی انجام دهیم؛ اما حرکت من از همانجا آغاز شد و در ادامه اتفاقهای قشنگتری برایم افتاد. این چند وقت اخیر به شهرهای مختلف رفتم و دیدم چه قدر عظمت دارند، چه قدر بزرگ هستند و چه قدر وظیفه ما در این سیستم خطیر است؛ باید دستی در این سرا داشته باشیم. باور کنید هرچه بیشتر میروید، شور خدمت در وجودتان بیشتر میشود. میفهمید که فقط بودن در این سیستم کافی نیست؛ باید حرکتی انجام بدهیم. وقتی حرکت میکنیم، در ادامه خدمت اتفاقهای قشنگی برایمان میافتد و میبینیم این راهی که میرویم معنوی میشود و دیگر حسابمان مادی نیست، حساب معنوی است. خودتان هم اثرش را در زندگیتان دیدهاید، حال دلمان خوب است و زندگیمان واقعاً پربار شده است.
این را میطلبد که حواس ما باشد که اگر تعللی شد؛ اگر تعهدی نسبت به سیستم داریم، اگر مبلغی اعلام کردهایم، آن تعهد را پرداخت کنیم. ایمان، عشق و محبت داریم، این کار را پیدا کردهایم؛ اما آیا آن را کاربردی میکنیم؟ در این سیستم عاشق افراد شدهام، فهمیدم باید انسانها را دوست داشته باشم و خارج از وجود خودم محبت را به دیگران ببخشم؛ اما آیا اثر ماندگار از خودم میگذارم؟ آیا آنچه یاد گرفتهام را اجرا میکنم؟ امیدوارم بتوانیم هرکدام از ما یک صفت خوب در سیستم به جا بگذاریم. لژیون سردار خواجو بسیار پربار است، خدا را شکر همه عاشق هستند و انشاءالله در سال ۱۴۰۵ اتفاقات خیلی قشنگی برای شما و برای ساختار کنگره۶۰ رقم بخورد.



تایپیست: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر سادات (لژیون هجدهم)
عکاس: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیست و چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
3557