جلسه سیزدهم از دوره دوم کارگاهای آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی ورامین در روز دوشنبه مورخ 13 مهرماه 1405 با استادی مسافر پهلوان رامتین و نگهبانی مسافر میثم و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه : ( وادی هشتم با حرکت راه نمایان می شود ) راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد: دستور جلسه این هفته با حرکت راه نمایان می شود ما هفت وادی را پشت سر گذاشتیم وادی هشتم تقریبا وسط قرار گرفته که من برگردم عقب را نگاه کنم تا بتوانم اینجا حرکت کنم وادی هشتم میگه این حرکت به نظر خوده من هم میتواند مثبت باشه هم منفی در هر دو حرکت راه برای من نمایان می شود من یادمه حرکت من در زمینه منفی بود منفی هم که بود برا من طوری چیده می شد دوباره برم در عمق تاریکی ولی وقتی وارد کنگره شدم سفر اولم بود، دستور جلسه وادی هشتم گذشته بود هنوز یاد نگرفته بودم ولی در مشارکت ها شنیده بودم و دیوارهای آکادمی را که نگاه میکردم کوتاه ترین متن را وادی هشتم داره نسبت به وادی های دیگه و دیده بودم که نوشته با حرکت راه نمایان میشه بعد میخواستم بیام جلسه ولی این دست و آن دست میکردم دیرتر برم جلسه و راهنمام نمی پذیرفت دیر برم جلسه، تو شرایط عادی بیست دقیقه راه بود ولی در آن ساعت، ساعت شلوغی بود و بارندگی هم شده بود خیابانها قفل بود و هیچ طوری نمی شد برسیم به جلسه به این فکر رسیدم اصلا نروم جلسه تا اینکه دیرتر برسم ولی گفتم بزار برم ببینم این وادی واقعا همچین چیزی میشه اومدم بیرون گفتم بزار اینجا رو با ماشین نرم پیاده از این ور اتوبان رفتم اونور اتوبان منتظر ماشین بودم یه موتوری اومد انگار اومده بود دنبال من بهش گفتم هفت تیر میری گفت بله میبرمت سوار شو، تو مسیر که داشتیم میرفتیم همین که اومدم بگم سهروردی گفت آره منم میرم سهروردی، دقیقا دو دقیقه مانده بود به جلسه پیاده شدم رفتم تو اونجا بود که فهمیدم با حرکت راه نمایان میشه من الان هم بخوام بیام کنگره اگه پام رو اشتباه بزارم برا من حرکت چیده میشه باید خیلی مواظب باشیم آقای مهندس گفتند از وادی اول تا وادی هفتم توی شش و هفت ماه به نگارش در آوردند ولی از وادی هشتم تا چهاردهم پنج الی شش سال زمان برد که بیشترش برای پیمان وادی هشتم بود که حالا مراسم به یک شکل دیگه بود که الان تغییر کرده، پیمان برا خوده من موقع ای که سفر دوم تمام شد و توانستم برم پیمان ببندم این حس رو می داد به من هر سری بین انتخابهای که قرار می گرفتم اگر اشتباه بود پیمان راه را به من نشان می داد یادم می آورد که من یه پیمانی بستم من دیگه نباید اون اشتباهات را انجام بدم اون سیاهی که پر کردم که پیمان رو بستم دوباره نباید بیام خرابش کنم و جلوی من را گرفت که نزاره قدم اشتباه بردارم و امیدوارم برا همه ما تو این رفت و برگشت از این آزمون ها و آموزش های که دیدیم استفاده کنیم تا جلوی اون رفت وبرگشته گرفته بشه و همه ما بتونیم در اون دعای آخر جلسه به اون نقطه ای برسیم که ازش انشعاب گرفته ایم. خیلی ممنون که به صحبتهای من گوش دادید سپاسگزارم.


- تعداد بازدید از این مطلب :
14