همسفر ریحانه در دلنوشته خود بیان کرد:
با حرکت، راه نمایان میشود. بهدرستی که باید این جمله را با طلا نوشت.تا زمانی که مسافرم در قعر تاریکی اعتیاد بود، زندگی ما در سکون فرو رفته بود و هیچ کاری از پیش نمیرفت. همهچیز یکنواخت بود و همه درها را به رویمان بسته بودند. البته تلاشی هم برای گشودن درهای بسته زندگیمان از طرف مسافرم صورت نمیگرفت و از دست من نیز بهتنهایی کاری برنمیآمد؛ چون جلوی کارهای من را هم میگرفت.
اما از وقتی که راه و مسیر زیبا کنگره، مسیر نور و روشنایی، برای ما در کمال ناباوری باز شد، پس از درمان مسافرم، تلاش او برای باز کردن درهای بسته و آب شدن حسهای یخزدهاش آغاز شد.
کسی که من بهطور کامل از مشغول شدن به کار و پیدا کردن شغل برای او و حتی بهبود شرایط زندگیمان ناامید شده بودم، پس از درمان، معضل بیکاری او نیز برای ما حل شد. من این باز شدن درهای بسته زندگیمان را مدیون تلاشهای بیدریغ آقای مهندس و خانواده محترم ایشان هستم. امیدوارم نوراین حرکت بزرگ به زندگی ایشان تابان و پایدار باشد.
نویسنده: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
رابطخبری: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر انسیه رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر افسانه (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
40