هفتمین جلسه از دوره چهل و ششم جلسات آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی خمین، با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر میلاد و دبیری مسافر حجت با دستور جلسه "وادی هشتم: باحرکت راه نمایان میشود" در روز یکشنبه ۱۲مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کار کرد.
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر،
ابتدا خدا را شکر میکنم که در این جایگاه هستم که بتوانم از شما دوستان آموزش بگیرم و خدمت کنم و از آقای مهندس تشکر میکنم به خاطر این بستری که برای من فراهم کردند. از راهنمای محترم آقای مرتضی تشکر میکنم که شرایط این خدمت را برای من فراهم کردند، به مرزبانهای دوره قبل خدا قوت عرض میکنم و به مرزبانهای جدید تبریک میگویم. همچنین رهایی آقای محسن را به خود ایشان، راهنمای محترم و به شعبه خمین تبریک عرض میکنم.
اما دستور جلسه وادی هشتم: با حرکت راه نمایان میشود، که این به این معنی است که قبل از اینکه حرکت کنیم باید تفکر کنیم، که خواسته ما چیست و هدف ما چیست؟ کجا میخواهیم برویم و مبدا و مقصد ما کجاست؟ آیا میخواهیم به درمان اعتیاد برسیم؟ اگر نمیخواهیم وقت خودمان را الکی نگیریم و به دنبال کارمان برویم. ببینیم خواستهمان چیست؟ و با قدرت به سمت خواسته خود برویم، ما قبل از اینکه وارد کنگره بشویم حرکت میکردیم، ولی فکر نمیکردیم. حرکت میکردیم و میگفتیم هرچی پیش آید خوش آید، در صورتی که ما باید فکر کنیم، تفکر کنیم و بعد برای ما راه نمایان میشود. انسان من باب اختیاری که به او داده شده میتواند مسیر تقوا را برود یا مسیر ضد ارزشها یا همان اعتیاد که ما در دام آن افتادیم، رفتیم و انتهای آن به پوچی ختم شد و همه چیز خود را از دست دادیم.
مسئله دیگری که هست ما برای اینکه به آرامش برسیم باید جبران خسارت کنیم، که جبران خسارت اول باید از خودمان جبران خسارت کنیم، بعد از خانواده و بعد از جامعه.
برای جبران خسارت کردن از خودمان باید قتی به کنگره میآییم فرمانبردار باشیم و درست سفر کنیم، به خانواده میرسیم و برای جبران خسارت از خانواده همسفرمان را به کنگره میآوریم و اختلاف فازی که این وسط به وجود آمده را درمان میکنیم. چون ما به یک زبان سخن میگوییم و همسفرمان به زبان دیگر، ما باید در یک جهت حرکت کنیم تا به هدفمان برسیم. پس ما همسفرمان را به کنگره میآوریم تا با هم هم فاز شویم و حرف یکدیگر را بفهمیم و به آرامش برسیم.
بعد از آن به سراغ جامعه میرویم، که چگونه میتوانیم از جامعه جبران خسارت کنیم وقتی به طبیعت میرویم باید زبالههای خود را جمع کنیم و در طبیعت رها نکنیم، رودخانه، دریا، کوه و دشت همه با حرکت به وجود آمدهاند، هیچ کدام در حالت سکون به وجود نمیآیند.
روزی من میخواستم مغازه بزنم ولی میترسیدم، همش در افکارم این بود که ضرر میکنم و اگر نشود چه میشود، اگر نتوانم چه کار کنم ولی ترسهایم را زیر پا گذاشتم و حرکت کردم و کم کم راه برایم نمایان شد، در اصل نیازی نیست که ما همه جزئیات را در نظر بگیریم، وقتی حرکت میکنیم راه به ما میگوید که به چپ برویم یا به راست برویم، سرعتمان را کم کنیم یا تند برویم و راه کم کم برای ما نمایان میشود.
ما میتوانیم به سمت هدفمان حرکت کنیم، من محمد روزی اصلاً نمیدانستم که هدف چیست. ولی وقتی با کنگره آشنا شدم و علم کنگره را آموختم محکم و پرقدرت به سوی هدفم حرکت میکنم، آن را انجام میدهم، حالا هر کاری که میخواهد باشد. امیدوارم که در کنگره بمانم خدمت کنم و با آرامش برسم و به دردمندان دیگر کمک کنم که آنها هم مثل خود من بودند. چند روز پیش یکی از دوستان پیش من آمد و گفت تا کی میخواهی به کنگره بروی؟
من در جواب به او گفتم معلوم نیست، شاید تا ۲۰ سال دیگر. زیرا که من دوست دارم در کنگره خدمت کنم و کنگره را درک کردهام و به من آرامش میدهد، میفهمم که جایی است که اگر من در مسیر اهدافش حرکت کنم و در کنار آن مسیر کاری خودم را ادامه بدهم موفق میشوم، با همین روش درمان دی اس تی و همین روش را اگر در زندگیم کاربردی کنم، میتوانم به همه اهدافم برسم.
خیلی ممنونم از اینکه به صحبتهای من گوش کردید.
تایپ مطالب: مسافر میلاد
عکس: مسافر مهدی از گروه مرزبانی
بارگذاری: مسافر میلاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
116